درباره من

غریب طوس 

با عرض سلام و خیر مقدم خدمت بازدید كنندگان عزیز ، پایگاه  غریب طوس  با هدف گسترش فرهنگ غنی رضوی شروع به فعالیت نموده و  همیشه اطلاع رسانی قوی از  سیره رضوی  داشته و در این راه با کاربران خود  در تعامل بوده و نظرات عزیزان در پیشرفت این وبلاگ نقش گسترده ای داشته  و دارد ، امیدوارم که این  پایگاه بتواند نقشی هرچند کوچک در کسترش فرهنگ رضوی در بین دوستداران اهل بیت ایفا نماید.

***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس می‌ایستی و دست بر سینه خم می‌شوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین می‌سازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.

نوای رضوی

مشهدی کریمخانی - ای حرمت

صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان

صدای دور ضریح مطهر

صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده

آمد مرید مرده دل

حسرت ديدن گنبد طلا حرمت

امام رضا - حامد زمانی

سرود امام رضا

امکانات وبلاگ



  • -----------------------------------


    -----------------------------------

    نام و ایمیل خود را وارد نمایید





    Powered by WebGozar

    باعضويت در خبرنامه  از  آخرین اخبار پايگاه غریب طوس در ايميل خود با خبر شويد

     

  • کفشداري ناصرالدين شاه قاجار

    ساعت 21 بود. خدمت در پاس اول را انجام داده، براي استراحت به طرف آسايشگاه مي رفتم. يکي از زائران اطلاعات و راهنمايي هايي درباره حرم مطهر مي خواست. به طور شفاهي و با اشارات سر و دست او را به سوي اتاق حرم شناسي راهنمايي کردم. از نوع نگاه و حرکات چهره اش فهميدم که متوجه نشده است. دستش را گرفتم و به مدرسه پريزاد بردم.
    مدرسه پريزاد در بست شيخ بهايي حد فاصل مسجد گوهرشاد و رواق دارالهدايه قرار دارد. دفتر «حرم شناسي» براي پاسخگويي به سؤالات زائران درباره تاريخچه بناهاي حرم مطهر رضوي، مراسم حرم، زندگي و فلسفه هجرت امام رضا(ع) از مدينه به خراسان، مشاهير مدفون در حرم و... داير گرديده است.
    به اتاق حرم شناسي که رسيدم کتابي روي ميز بود با عنوان: «شمس الشموس يا تاريخ آستان قدس» اثر آقاي احتشام کاويانيان. کتاب را برداشتم ورق زدم. در صفحه 206 کتاب مطلب جالبي نوشته بود که عيناً نقل مي شود: «ناصرالدين شاه قاجار از آستانه مقدسه فرمان کفشداري داشت.
    يک روز در کفشداري بزرگ با دو شاخه طلا کفش هاي زوار را جفت مي کرد. اين رباعي را في البداهه سروده و با صداي رسا خواند:
    کجا هواي شهنشاهي زمين دارم
    که کفشداري سلطان هشتمين دارم
    سِزد که فخر کنم بر شهان به روز جزا
    به کفشداري سلطان دين امام رضا

    اين رباعي روي سنگ مرمر حک شده در ديوار راهروي کفشداري بزرگ صحن کهنه نصب بود. در سال 1343 شمسي که کفشداري بزرگ را خراب و ضميمه رواق جديدالاحداث کردند سنگ رباعي ناصرالدين شاه برداشته شد...»

    توسط ، با موضوع حرم شناسی رضوی | لينک ثابت

    نگاهي کوتاه به تاريخچه يک مرکز درماني در آستان قدس رضوي

    با اينکه خيليها تاريخ تأسيس و پيدايش اولين مرکز درماني در مجموعه اماکن متبرکه را نمي دانند، اما منابع و اسنادي هست که روشن مي کند دارالشفا تا قبل از اين نام، شربتخانه نام داشته است. اينها يافته هاي گروهي از پژوهشگران در دفتر اسناد است. همين يافته هاست که روشن مي کند که در آغاز دوره صفويه داروهاي بيماران توسط شربتخانه تهيه مي شده است، اصلاً شربتخانه يکي از قسمتهاي بيوتات متبرکه است که علاوه بر تهيه و نگهداري انواع چاشني ها، مربيات، افشره ها که جنبه خوراکي داشتند و مرتبط با مطبخ و آشپزخانه بوده اند داروهاي گياهي را براي بيماران تدارک مي ديدند. طبق مستندات، هر چه به اواخر اين دوره نزديک تر مي شويم، استقلال و جدايي دارالشفا از شربتخانه بيشتر مي شده و در اواخر اين دوره دارالشفا مستقل شده است.

    دارالشفا در منابع تاريخي

    با اينکه به صورت پراکنده گفته شده دارالشفاي حضرت قبل از حکومت شاه عباس داير بوده و به بيماران خدمات مي داده است و در دوره افشاريه و زنديه خدمات آن ادامه داشته است. عالم آراي اميني، تأليف روزبهان خنجي قديمي ترين منبعي است که به وجود اين مجموعه اشاره کرده است تا آنجا که در ذکر حوادث سال 895 ه ق همزمان با حکومت اوزون حسن آق قويونلو از سرايت طاعون در تبريز خبر داده و توضيح مي دهد شربتخانه متعلق به دستگاه حکومتي آق قويونلو جهت مداواي بيماران وقف عامه مي شود.



    ادامه مطلب
    توسط ، با موضوع حرم شناسی رضوی | لينک ثابت

    موزه ملي ملک

    در جستجوي يک نسخه خطي از يکي از تأليفات ابن سينا بودم که از طريق سايت کتابخانه واشنگتن دي سي به کتابخانه ملک راهنمايي شدم. برايم جالب بود که ما در کشور خودمان با کتابخانه اي غني از قديمي ترين آثار ملي غريبه ايم، در حالي که بسيار دورتر از منابع آن استفاده مي شود. در سفري به تهران، تصميم گرفتم آثار موزه اي مرحوم ملک را از نزديک ببينم. عجيب اينکه در خود اين شهر خيلي ها از وجود چنين مجموعه اي بي اطلاع بودند و بعضي ها هم فقط در حد نشاني سراغش را داشتند... «توپخانه».
    حوالي ميدان و خيابانهاي اطراف آن را لايه هاي ضخيم دود پوشانده است. صداي بوق، ماشين و ترافيک آدم را کلافه مي کند، اما ساختمانهاي قديمي محل با پنجره هاي چوبي حکايت ديگري دارد.
    در مسير راه، آثار هنري ساختمانهاي باستاني آن قدر مجذوبم مي کند که از عکاس همراهم مي خواهم همه آنها را در کادر دوربينش بگنجاند. بناي کتابخانه و موزه، ديوار به ديوار موزه ملي ايران است؛ جايي که روزي به ميدان دمشق مشهور بوده و اکنون ساختمانهاي قديمي وزارت امور خارجه و موزه پست آن را احاطه کرده است.

    آرم آستان قدس رضوي بر تارک ساختمان نشسته است. موزه از نظر معماري و سبک هنري به کار رفته در آن شبيه ساختمانهاي مجاور است با همان کاشيکاري، نماسازي و خطاطي. از محوطه مي گذريم، بناي مجموعه با کفپوشي از سنگ خارا و ويترين هاي چوبي ديده مي شود. تصوير فتحعلي شاه قاجار که به صورت نقاشي روي آيينه کشيده شده، جلب نظر مي کند.
    مسؤول روابط عمومي که براي بازديد از مجموعه همراهمان است، مي گويد: سالن سکه ها، آثار هنري، تمبر و فرش از بخشهاي تشکيل دهنده اين مجموعه است. سالن سکه، اولين مجموعه اي است که به آن وارد مي شويم. در اين تالار، اولين سکه ضرب شده به نام «دريک واشل» قرار دارد و به دوره هخامنشيان مي رسد. در اين مجموعه، قديمي ترين سکه هاي مربوط به «کوروس» پادشاه ليدي ديده مي شود.
    مسؤول بخش توضيح مي دهد: مرحوم ملک، سکه هاي بيشتر پادشاهان هخامنشي، مقدوني و اشکاني را جمع آوري کرده و در کل ششصد سکه در اين مجموعه گردآوري شده است.

    وي مي گويد: جنس همه سکه هاي قبل از اسلام طلاست و روي آنها نقش پادشاهان ايران ضرب شده است. شاخص ترين آنها سکه طلاي ولايتعهدي امام رضا(ع) است. رو به روي اين بخش سالن آثار هنري است با مبلمانهايي از چوب آبنوس.
    مسؤول روابط عمومي مي گويد: اين مبلمانها را ملک از سوريه خريداري کرده و نزديک به نيم قرن قدمت دارد. سمت چپ و راست اتاق گلدانهاي نفيسي چيده شده که نظير آن فقط دو نمونه در موزه لور پاريس است. جلوتر که مي رويم تابلوي اهدايي عزت الملک بر يکي از ديوارها چشم نوازي مي کند. سربازان نقاشي شده دوره قاجار پشت ميدان توپخانه آن قدر واقعي به نظر مي آيند که لحظه اي تصور مي شود بين قشون ايستاده ايم. از بيست و يک تابلوي نقاشي شده اين بخش، يازده تابلو به کمال الملک نقاش شهيرايراني تعلق دارد. کمال الملک در يکي از آثار مشهدي ناصر مستخدم، مدرسه شان را به تصوير کشيده تا نام مشهدي ناصر هم جزو کساني باشند که همراه ملک در تاريخ ماندگار بماند. دو تابلوي نيمه تمام کمال الملک نيز در گوشه ديگر سالن ديده مي شود و من مبهوت ظرافت خطوطي مانده ام که پيرمردي را در حال مطالعه کردن ترسيم کرده است. سالن تمبر نيز در نوع خود کم نظير است. تمبرها اغلب تاريخ ندارند، اما مسؤول بخش مي گويد بيشتر به دوران صفويه برمي گردد. در گوشه آن طرف تر آثار به ارث رسيده خانم ملک به چشم مي آيد، تابلوي نقاشي انجيل نويسي ملک در آن ديدني تر است. تومار فرمانهاي پادشاهان اعصار مختلف بويژه شاهان صفويه و قاجاريه از بخشهاي ديگر مجموعه است و جالب تر از همه اصل سند ازدواج اميرکبير با خواهر ناصرالدين شاه به مهريه هشت هزار تومان نقد اشرفي و يک جلد کلام ا... در تاريخ 22 ربيع الاول 1265 است. سالن فرش به قول يکي از مسؤولان کلکسيون، فرش شخصي ملک است.
    بزرگترين فرش مجموعه شصت متر است و قدمتي صد ساله دارد.
    در کنار موزه، کتابخانه ملي ملک قرار گرفته؛ همان کتابخانه اي که گفته مي شود غالب کتابهايش را ملک همراه با اشياي موزه ها خريداري کرده و امروز و تا هميشه نام او را بزرگ زنده داشته است.
    توسط ، با موضوع حرم شناسی رضوی | لينک ثابت

    کاغذهايي با قدمت 1000 سال

    فعاليتهاي هنري آستان قدس رضوي يکي از اقدامهاي چشمگيري بود که در بيست و دومين نمايشگاه کتاب تهران مي شد جلوه آن را در غرفه هاي وابسته به آستان مقدس امام رضا (ع) ديد. پيرو گزارش هفته گذشته، در اين ضيافت «آفتاب هشتم» نگاهي گذرا به شيوه تهيه کاغذهاي سنتي خواهيم داشت...
    ****
    تهيه کاغذ به شيوه سنتي و دستي با الياف کاملاً طبيعي کتان و پنبه، از بخشهاي جانبي نمايشگاه کتاب است که متأسفانه در مکان نامناسبي قرار گرفته است. گوشه اي دنج در زير پله اي که گذر کمتر بازديد کننده اي به آنجا مي افتد و اين هنر زيبا از چشم جوانان دور مانده است.
    شايد اگر مسؤولان نمايشگاه کتاب تمام فعاليتهاي آستان قدس رضوي را در کنار يکديگر قرار مي دادند، اين هنر زيبا بيشتر معرفي مي شد.
    در اين بخش، گفتگويي با يکي از مرمت کاران قديمي آستان قدس رضوي داشتيم که شيوه ساخت کاغذ به شکل سنتي و مرمت را توضيح داد.



    ادامه مطلب
    توسط ، با موضوع حرم شناسی رضوی | لينک ثابت

    نگاهي به گنجينه قرآن موزه آستان قدس رضوي

    «چقدر ملکوت خدا اينجا نزديک است! ». اين عين عبارتي است که مترجم از حرفهاي يک مسؤول مالزي يايي برايم ترجمه مي کند.

    اسم و شهرتش به خاطرم نمانده، اما چشمهاي نافذ پر از اشکش چرا؛ مترجم مي گفت: مي خواهد از اين مجموعه بيشتر بداند و هر چه هم جلوتر رفته و بيشتر مي بيند، اشتياقش بيشتر مي شود. اصلاً غير ايرانيها ارادت خاصي داشتند، شايد به خاطر عجيب بودن مجموعه بود، تعبير بهتر مقدس بودن آن است.
    موزه با دالانهاي بلند و تاريک، با تک تک اشيايي که به خاطر ديگري به نمايش گذاشته شده بود، تقدس خاص داشت. عشق همراه با ارادت، آن را با خيلي از مجموعه هاي موزه اي متفاوت کرده بود. به همه اينها اضافه کنيد نگاه خاص توريست اسپانيايي را، زائر آفريقايي، لبناني و... در گنجينه قرآن حرفها هم متفاوت مي شد؛ مثل همان بازديد کننده اي که مي گفت: عاشق حسين(ع) است و هميشه آرزو داشته است، در رکابش بجنگد و امروز ديدن تصوير دست خط منسوب به او در اين مجموعه، اين حس را پررنگ مي کند. آدمهاي ديگر هم انگار پيامهاي تسلي بخش و آرام کننده ديده باشند؛ انگار خود پيامبران خدا حضوري محض دارند، ايستاده و محو تماشا مي شوند.



    ادامه مطلب
    توسط ، با موضوع حرم شناسی رضوی | لينک ثابت

    نگاهي به مراسم صفه و قرآن خواني در حرم مطهر

    موبايل ها روشن است، مردم دارند عکس مي گيرند، از ديوارها، صحن ها، از دستهاي قفل شده بر ضريح و ... اين کار را چنان با شتاب انجام مي دهند که انگار فقط براي همين کار آمده اند و مي خواهند تا وقت تمام نشده کاري بکنند.
    در دارالسلام هم موبايل ها روشن است و چشمهاي مشتاق روي مراسمي نمادين و کهن که هر صبح و شام برگزار مي شود خيره مي ماند.
    صفه از مراسم خاص حرم است. «صفه» به معناي ايوان و غرفه است که ساخت آن در رواق هاي حرم پيداست.
    شواهد تاريخي قدمت اين مراسم را به قرن هشتم مي رسانند. عبارات و واژه هايي چون صفه، حفاظ، نايب الحفاظ که بعضي هايشان به عهد صفويه مي رسد مؤيد اين ادعاست.از طرف ديگر نام دارالحفاظ که از مکانهاي برگزاري مراسم و از بناهاي احداث شده در نيمه اول قرن 9 ه.ق دليل ديگري بر قدمت اين مراسم است.
    محمدرضا قصابيان با توجه به برخي از منابع و وقفنامه ها به تاريخچه اين مراسم اشاره کرده و از برگزاري محافل قرآني در عهد صفويه خبر مي دهد و مي گويد: اين مراسم علاوه بر بالا سر در داخل حرم مطهر نيز برگزار مي شده است.
    وي به استناد اخبار و اسناد تاريخي دوره افشاريه توضيح مي دهد: محافل قرآني در اين عصر بر در پايين پاي مبارک انجام مي گرفته است.
    قصابيان با اشاره به اينکه در عهد قاجاريه هم مراسم به نوعي خاص در رواق توحيد خانه اجرا مي شده مي گويد: از اواخر اين دوره به دارالحفاظ انتقال يافته و تا اوايل عصر پهلوي هم در همين دارالحفاظ پا بر جا بود، و هر چند از سال 1331 ش به رواق دارالشکر و بعد مسجد بالاسر و پيش روي مبارک انتقال يافته و نهايت به همان رواق دارالحفاظ ختم شده است.
    قصابيان از شيوه تغيير يافته مراسم در طول قرون مي گويد: اينکه با پيدايش و گسترش تشکيلات اداري دستورالعملهاي خاص براي برپايي مراسم بوده و مراسم از عهد قاجار به شيوه مدون درآمده است. صفه در عهد صفويه تحت نظر خادم باشي بوده، در دوره افشاريه مطابق با نظمي خاص و به سرپرستي صدرالحفاظ انجام مي شده است، در حالي که تعداد حفاظ شرکت کننده در مراسم هم متفاوت بوده اند. در طومار عضدالملک در عهد قاجار از چهل نفر و در عصر پهلوي از 150 نفر از حفاظ ياد شده است در حالي که تعداد آنها در حال حاضر به 14 نفر مي رسد.
    صفه تماماً قرائت قرآن نبوده و شامل برنامه هاي ديگر هم مي شده است، چنانچه فضل ا... خنجي در مهمان نامه بخارا از موضوعاتي چون قرائت شعر در منقبت امام رضا(ع) و نقل احاديث در پايان مراسم ياد مي کند.
    *آموزش هاي قرآني
    قصابيان به قدمت آموزشهاي قرآني از گذشته هاي دور اشاره کرده و مي گويد: سلطان القراء يا قاري اعظم در هر دوره مسؤول آموزش بوده در حالي که در صدر مجلس قرار گرفته و با گوش کردن قرائت قاريان به اصلاح قرائت آنها مي پرداخته است.
    او توضيح مي دهد: رياست حفاظ با صدرالحفاظ بوده چنانچه علاوه بر نظارت و نظم بخشيدن به اجراي مراسم به حفاظ و قاريان و افرادي که نياز به آموزش داشتند قرآن تعليم مي داد. وي با توجه به اسناد و منابع تاريخي از برخي از فضلا، قاريان و حفاظ نظير سيدمحمد حسين حسيني تبريزي ملقب به سلطان القراء ياد مي کند که ماندگاري بيشتري در تاريخ داشته اند.
    قصابيان با اشاره به مکتب خانه کودکان در صحن عتيق مي گويد: اين مکتب خانه که از سال 1284 ه.ق به صحن جديد منتقل شده، محل آموزش قرآن به کودکان بوده که بعدها توسعه يافته و به خارج از حرم منتقل شده است.
    قصابيان به آموزش گسترده قرآن در سالهاي اخير در دارالقرآن اشاره کرده و مي گويد: اين آموزش در دوره جديد از رونق و اهميت بيشتري برخوردار است. مفاهيم قرآني نيز مورد توجه قرار گرفته است.
    *شروعي براي مراسم
    ترجيح مي دهم براي مراسم صفه راهي دارالسلام شوم. رواق آماده است. فراشان در تب و تاب کارند. کار هر روزه شان است، صبح و شام. 30 دقيقه بعد از طلوع آفتاب و به محض اقامه نماز مغرب و عشاء.
    سر تا سر دارالسلام رحل هاي قرآن است و نور شمعدان ها. قرآنها دست به دست شده و در جايگاه مخصوص قرار مي گيرد. شروع مراسم به طور رسمي با حضور سر کشيک است و تلاوت يک جزء از قرآن که به نوبت توسط حفاظ قرائت مي شود.
    توسل به چهارده معصوم و ذکر نام علي بن موسي الرضا(ع) به محفل حالتي خاص مي دهد. آدم دلش مي خواهد ريه هايش را از عطر هوا پر کند. مديحه که تمام مي شود خطيب حفاظ، خطبه مخصوصي مشتمل بر حمد باري تعالي مي خواند و همه چيز با سجده شکر تمام مي شود قرآنها و رحل ها با همان تشريفات به اتاق مخصوص خود انتقال مي يابد.
    با پايان مراسم شروعي است براي تحويل کشيک و يک آغاز دوباره ...

    توسط ، با موضوع حرم شناسی رضوی | لينک ثابت

    سرگذشت سقاهاي حرم از زبان اسناد

    براي فهميدن جواب اين سؤال كه سقا چيست، و سقاها چه كساني هستند و سقاخانه هاي حرم مطهر چه راه پرپيچ و خمي را در مسير تاريخ طي كرده اند تا به امروز و اينجا رسيده اند، مجموعه اي بهتر از اداره اسناد و بايگاني هاي آن روزگار سراغ نداشتيم، نشستيم پاي توضيحات الهه محبوب كارشناس اين مجموعه و رسيده ايم به اينجا.
    كمبود آب در ايران نمود سقاخانه و شغل سقايي را بيشتر نمايان مي كند بويژه در اماكن مذهبي كه سقاخانه هاي زيادي از سوي متوليان امر ساخته شده و سقايان آب زوار را تأمين مي كردند. گفته مي شود: سنگاب خوارزمشاهي كه در موزه آستان قدس رضوي وجود دارد، قبلاً در محل راهرو سقاخانه نصب بوده و آب آشاميدني زوار را تأمين مي كرده است الهه محبوب، كارشناس پژوهش مديريت اسناد مي گويد: آنچه به طور مكتوب در رابطه با اين موضوع دست ما رسيده است، مربوط به عصر صفويه است، به طوري كه در اين دوران سقايي به عنوان يك شغل و سمت در مجموعه تشكيلات رضوي به كار رفته و سقايان مواجب و حقوق دريافت مي كردند.
    محبوب از نخستين نمونه هاي اسناد در زمان شاه عباس اول صفوي ياد مي كند و اينكه در اين دوره گروهي به نام سقايان بوده اند كه جزو كاركنان محسوب مي شدند. محبوب توضيح مي دهد: از دوره شاه سليمان صفوي و زمان توليت ميرزا شاه تقي الدين رضوي نيز اسناد پرداخت مواجب به سقايان موجود است كه اصطلاح دوره اي آنها«سقايان آب پاش صحن» بوده و گروهي را شامل مي شده كه همراه با سقايان نظافت و شستشو ي صحن را انجام مي دادند يا علاوه بر آب دادن به زوار وظيفه نظافت صحن را هم عهده دار بودند.

    «سقايان سرطاس» و «سقايان راتبه» عنوانهاي ديگري است كه اين كارشناس از آن ياد كرده و نمايانگر شغل سقايي و سقاباشي در تشكيلات آستان قدس رضوي است.

    *سقاخانه هاي افشاريه
    «در اسناد دوره افشاريه نام دو سقاخانه ذكر شده است» محبوب با اين اشاره توضيح مي دهد: سقاخانه قديم يا همان سقاخانه دوره شاه سليمان و شاه سلطان حسين كه در اين زمان هم فعال بوده و سقاباشي آن مواجب دريافت مي كرده و هزينه هايي چون تأمين يخ، نمك و سقايان را شامل مي شده و سقاخانه جديد سلطاني كه هنوز هم در صحن انقلاب وجود دارد و به فرمان نادرشاه افشار ساخته شده و به همين نام معروف گرديده است. طبق اشارات وقف نامه ها، كاركنان اين سقاخانه سقاباشي ها و سقاها را شامل بوده كه وظايف آنها خريداري يخ به هنگام گرمي هوا و صرف آن براي سقاخانه و تأمين روشنايي آن در شب بوده است.در اين وقف نامه ها مصارفي براي پرداخت چهار سقاي راويه كش و خرج استوان آنها تعيين شده كه هر روز آب را از حوض انبار حمل كنند.
    *قاجاريه و سقاخانه ها
    محبوب مي گويد: سقاخانه هاي حرم در دوره قاجاريه علاوه بر افزايش نسبت به دوران قبل تغييراتي داشته اند و شامل سقاخانه طلا(نادري)، سقاخانه ايوان طلا، سقاخانه موتمن السلطنه وسقاخانه ميان عمارت مي شده است. به گفته او، روشنايي سقاخانه در اين دوره توسعه داشته و معمولاً در قسمتهاي مختلف آن چراغ وجود داشته است. در اين مورد اقداماتي نيز براي نظم دادن به كار سقايان انجام شده و هزينه هايي بابت تعمير پنجره سقاخانه ممر سقاخانه دارسي سقاخانه اختصاص يافته است.
    *سقاخانه ايوان طلا
    سقاخانه ايوان طلا بين راهرو دارالسياده و ايوان طلا بوده همان جايي كه سنگاب خوارزمشاهي نصب بوده است. از اين رو مي توان گفت، قديمي ترين سقاخانه حرم محسوب مي شده است.
    *سقاخانه ميان عمارت
    سقاخانه ميان عمارت كه هيچ نامي در منابع نداشته و فقط در اسناد با اين نام شناخته شده است، آن جا كه تعميرات گنبد و مواجب پرداختن به كاركنان آستان قدس رضوي خبر مي دهد. به هر حال معلوم نيست اين سقاخانه در كدام قسمت حرم و تا كي پابرجا بوده اما تا سال 1331 نام سقاخانه ميان عمارتي در اسناد هست.
    *سقاخانه صحن ن
    وموتمن السلطنه با مستشار الملك، باني سقاخانه اي در وسط صحن نو(آزادي) بوده كه ابعاد و اندازه آن تا اندازه اي شبيه سقاخانه نادري بوده است.
    ظاهراً در دوره پهلوي و در زمان نيابت توليت محمد ولي اسدي به سال 1307 اين سقاخانه خراب و به جاي آن حوض بزرگي در وسط صحن ساخته شده كه سنگاب سقاخانه هم در وسط حوض قرار داشته است.
    ظاهراً شغل سقايي فقط مختص به سقاخانه ها نبوده و در قسمتهاي ديگر سقاياني حضور داشته و وظايفي را انجام داده و بابت آن حقوق دريافت مي كردند، چنانچه در اسناد كارخانه زواري، كشيك خانه و قهوه خانه مباركه نيز حضور سقايان قابل لمس است، سقاياني كه غير از آب دادن وظايف ديگري چون كر بستن، نظافت حوض صحن عتيق و انجام خدمات در مراسم تعزيه خواني را عهده دار بودند.

    توسط ، با موضوع حرم شناسی رضوی | لينک ثابت

    صحن های حرم

    صحن امام خمینی

    اين صحن در سمت حرم مطهر و مقابل خيابان امام رضا ع واقع است و بيش از 8300 متر مربع وسعت دارد آرامگاه شيخ بهايي بين اين صحن و صحن آزادي قرار دارد

    صحن آزادی

    اين صحن كه مشرق حرم مطهر واقع شده است از بناهاي زمان فتحعلي شاه قاجار مي باشد. طول آن 85 و عرض آن 54 متر است . اين صحن داراي چهار ايواناست . مشهورترين آتها ايوان طلاست كه متصل به حرم مي باشد. و در زمان ناصر الدين شاه قاجار طلاكوب شده است.

    صحن انقلاب

    يكي از زيباترين و با شكوه ترين اماكن متعلق به آستان قدس رضوي صحن انقلاب است . در اين صحن چهار ايوان وجود دارد به نامهاي « ايوان عباسي » «ايوان طلا » ايوان نقاره خانه كه ساختمان نقاره خانه بر روي آن ساخته

    شده است و ايوان ساعت كه ساعت بزرگي بر آن قرار دارد . اين ايوانها از بهترين نوع مصالح هنر معماري اسلامي ساخته شده است و اين كه بيش از چند قرن از ساختمان آن مي گذرد همچنان استوار و پابرجاست.

    در اين صحن پنجره بزرگي كه از فولاد و برنز ساخته شده است قراردارد ،‌و از اين پنجره حرم مطهر ديده مي شود . اين صحن به شكل مستطيل،‌به طول 5/104و عرض 5/64متر است .

    ساختمان ايوان طلاي اين صحن دستور « اميرعليشيرنوايي » وزير آبادگر « سلطان حسين بايقرا» در نيمه دوم سده نهم هجري بنا شده است ،‌ساختمان ايوان عباسي (شمالي )‌ نيز در زمان شاه عباس صفوي به سال 1021 ه. ق ايجاد شده است

    صحن سقاخانه

     در وسط صحن انقلاب ،‌سقاخانه ايست با كتيبه طلا از دوران سلطنت نادر شاه افشار . به همين سبب آن را سقاخانه نادري نيز مي گويند . سنگاب مرمر مسدس آن را به دستور نادرشاه از شهر هرات افغانستان آورده اند .

    آجرهاي طلايي كه با آنها كتيبه سقاخانه نوشته شده است ،‌ساخته اسماعيل نامي است كه سقاخانه اكنون به نام اين هنرمند گمنام شهرت يافته است . اين سقاخانه درسال 1347ه. ق تجديد بنا شده است .

    صحن نقارخانه

     

    در شبانه روز دو نوبت يكي نزديك طلوع و ديگري نزديك غروب آفتاب در روي سر در شرقي صحن انقلاب (عتيق ) در محل مخصوصي بهنام نقاره خانه كه براي اين كار ساخته شده است ،‌نقاره نواخته مي شود.
    براي انجام اين كار 11 نفر به نوبت انجام وظيفه مي كنند كه به آنها « عمله شكوه » مي گويند . نواختن نقاره كه به جهت آگاهي از نزديك شدن پايان وقت نماز است به وسيل « طبل »‌و« كرنا » انجام مي شود و در طول سال جز دو ماه محرم و صفر و ساير ايام سوگواري همه روز نقاره نواخته مي شود . طبلها ذكري ندارند و فقط به عنوان «كوس شادمانه » و همنواز از شروع تا خاتمه باكرناها نواخته مي شوند . در صورتي كه كرناها ذكري دارند كه در سه دست يا سه نوبت با دميدن به صدا در مي آيند و ذكر آنها كه سينه به سينه نقل شده است چنين مي باشد :‌
    دست اول :‌ « سرنواز » كرنا را به طرف گنبد حضرت به عنوان سلام مي گيرد و چنين مي دمد « سلطان دين و عقبي علي بن موسي الرضا » پس نوازان كه تعداد آنها چهارنفر مي باشد جواب مي دهند « امام رضا » سرنواز مجددا با سر كرنا به طرف گنبد حضرت اشاره مي كند و چنين مي نوازد « امام رضا » پس نوازان جواب دست دوم :‌كرناي سرنواز ذكر مي كند « مولي ، ‌مولي ، ‌مولي علي بن موسي الرضا » پس نوازان جواب مي دهند « رضا جان » . سرنواز سر كرنا را به طرف گنبد حضرت مي گيرد و ذكر مي كند « يا امام غريب يا امام رضا » دست سوم :‌كرناي سرنواز ذكر مي كند » دوران دوران امام رضاست ) در اين موقع طبلها به عنوان شادي طبلهاي خود را به صدا در مي آورند ،‌اين طبل به « كوس شادمانه » معروف است . مجددا سرنواز كرنا مي كند « دوران دوران امام رضاست دادرس بيچارگان ». پس نوازان پاسخ مي دهند « اي داد رس درماندگان » موقعي كه پس نوازان مي خواهند كرناي خود را برزمين بگذارند سرنواز مي گويد : « فرياد رس» اين صحن كه در مشرق حرم مطهر واقع شده از بناهاي زمان « فتحعلي شاه » قاجار مي باشد . طول آن 85 و عرض آن 54متر است . اين صحن داراي چهارايوان است . مشهورترين آنها ايوان طلاست كه متصل به حرم مي باشد ،‌و در زمان « ناصرالدين شاه قاجار» طلاكاري شده است .

    برگرفته از سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد

    توسط ، با موضوع حرم شناسی رضوی | لينک ثابت

    لوگودونی

     

    غریب طوس

    پایگاه های رضوی

    .........................



















    ویژه ولادت حضرت فاطمه معصومه (س)

    آماده تبادل لینک و لوگو  با پایگاه های رضوی و ارزشی هستیم

    حمایت می کنیم