درباره من
***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس میایستی و دست بر سینه خم میشوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین میسازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.
پـيـونـدهـــا
- نیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع)/قزوین
- مجله کرامت
- ادب و اخلاق
- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
- بنیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع)
- دوهفته نامه الکترونیکی باب الجواد (ع)
- رضوینا
- وب سایت یا ضامن آهو
- کبوتر حرم
- فوتوبلاگ رضوی
- پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس
- سایت فرهنگسرای مجازی
- کبوتر حرم
- خواهر خورشيد
- مؤسسه فرهنگي ثقلين
- قدس آنلاین
- دخت خورشید
- مشرقی ترین بهشت
- خورشید هشتم
- ضریح الرضا
- قطعه ای از بهشت
- انیس النفوس
- امام رئوف
- انيس النفوس
- هشتمین مراد
- آفتاب هشتم
- محبان الرضا
- آخر زمان و بیداری اسلامی
- پناه غریبان
- حجت ثامن
- پایگاه سراج الله
- خورشید هشتم
- ضامن هشتم
- هشتمین آفتاب
- ولایت عشق
- زائر بارانی
- وقف
موضوعات
- گفتگو و گزارشهای رضوی
- سرود و نوای رضوی
- سیره رضوی
- نکته ها از سیره ی امام رضا (ع)
- خادم الرضا
- بانوي كرامت حضرت معصومه(س)
- کتابشناسی ومعرفی کتاب رضوی
- داستانهای کوتاه رضوی
- اشعارو شاعران رضوی
- زائرين و آداب زيارت
- احادیث و روایات رضوی
- حرم شناسی رضوی
- گالری و فایل های تصویری رضوی
- کلام وگفتار رضوی
- آشنای با زندگی امام
- زائران و خاطرات زيارت
- فایلهای چند رسانه ای
- نامه اي به امام رضا (ع)
- كرامات رضوي
- امام رضا(ع) و تفسیر قرآن کریم
- سفری از مدینه تا مرو
- در مكتب امام رضا(ع)
- دلنوشته ها ی رضوی
- متن و قطعه ادبی رضوی
- مقالات و پژوهش های رضوی
- سبک زندگی در سیره امام رضا (ع)
- امام رضا (ع) و اقتصاد مقاومتی
- امام رضا (ع) و بیداری اسلامی
- نرم افزار رضوی
- امام رضا (ع) و خانواده
- فیلم انیمیشن کلیپ
- توصیه ها ی بهداشتی امام رضا (ع)
برچسبها
نوای رضوی
مشهدی کریمخانی - ای حرمت
صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان
صدای دور ضریح مطهر
صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده
آمد مرید مرده دل
حسرت ديدن گنبد طلا حرمت
امام رضا - حامد زمانی
سرود امام رضا
درس امام رضا(ع) به همه ما
آن شب که دخترک پيدا شد
آمده بودند مشهد، آن هم بعد از پنج سال . آرزوي زن برآورده شده بود و حالا آنها از راه دوري به مشهد آمده بودند. خودشان دو نفر و دخترشان که کوچک بود و البته مثل خيلي از بچه هاي همسن و سالش بازيگوش و سر به هوا. حال و روز خوبي داشتند. حالا در کنار امام بودند و مشهد را مي ديدند. ساعتي را ميهمان حرم مي شدند و ساعتي را هم به گشت و گذار درمشهد، قدم مي زدند. زن خوشحال تر از هميشه بود و فرصتي هم براي مرد پيش آمده بود که لااقل براي چند روزي از کار سخت در معدن آزاد شده بود و حالا مي توانست ساعتهاي خوبي را در کنار زن و بچه اش باشد. در مهمان پذير سر به سر دخترش بگذارد و از شيرين زباني هايش لذت ببرد.
روزهاي خوبي بود و زن و مرد احساس خوشبختي مي کردند، اما خوشبختي شکننده تر از آن است که آدم فکر مي کند. ظرف چيني قشنگي است که هر لحظه مي تواني آن را شکسته ببيني. اتفاقي که براي زن و مرد هم افتاد. درست شب چهارمي بود که ميهمان آقا بودند. چراغهاي رنگا رنگ شهر روشن شده بود و آنها هم از مهمانپذير بيرون آمده بودند تا به حرم بروند و قدمي هم بزنند. زن مي خواست چيزهايي بخرد. اطراف حرم پر از رفت و آمد و نورهاي رنگ به رنگ بود. عده اي دستفروش داشتند در پياده رو چيزهايي مي فروختند، جوراب و لباس و خيلي چيزهاي ديگر و زائران مي ايستادند و تماشا مي کردند و گاهي هم مي خريدند. زن دست دخترک را گرفته و به او تأکيد کرده بود: «دست مادر را ول نکني.»
اما دخترک بازيگوش بود و درست لحظه اي که زن با کمک شوهرش سرگرم چانه زدن بر سر قيمت جورابها بودند، دخترک از آنها دور شده و لحظاتي بعد او گم شده بود. شهر پر از رفت و آمد بود و پر از نور، دخترک اما هنوز نمي دانست گم شده است. مرد و زن هول کرده بودند و هزار فکر کردند. شايد دخترک را دزديده بودند و شايد هاي ديگر. دخترک اما محو آن همه نور و روشني شده بود و به سمت حرم قدم بر مي داشت. در آن شلوغي، هيچ کس نمي دانست دخترک گم شده است. اما پدر و مادرش هراسان دنبال دخترک بودند. زن خودش را سرزنش مي کرد و مرد عصباني بود. دخترک وقتي به نزديک حرم رسيد، تازه متوجه شد چه اتفاقي افتاده است و گريه اش گرفت. نمي دانست بايد چه کار بکند، اما انگار يکي به او مي گفت بايد به سمت حرم برود. دانه هاي درشت اشک صورت دخترک را خيس کرده بود و همچنان به سمت يکي از ورودي ها پيش مي رفت. پيرمرد خادمي که داشت به حرم مي رفت، متوجه دخترک شد. چند دقيقه بعد دخترک با حرفهاي پيرمرد آرام شد. او حالا به حرم رفته بود. پدر و مادر دخترک هم دل نگران اما اميدوار به سمت حرم امام مي آمدند، انگار يکي به آنها گفته بود دخترک در حرم منتظر آنهاست...
امام زندگي ام را تغيير داد
بخش اعظمي از زندگي من يک معجزه بود که در اينجا آن را به طور خلاصه برايتان بازگو مي نمايم. من يک هندو (غيرمسلمان) بودم که اسلام و حضرت رضا(ع) را پذيرفتم و حضرت رضا(ع)، زندگي ام را به طور شديدي تغيير دادند. ايشان عامل اصلي اين تغيير بودند. بعد از بازديد از شهر مقدس مشهد، نه تنها روح و اعتقادم به اسلام و اهل بيت قوي تر گرديد، بلکه زندگي ام از حس زيباي مادر بودن سرشار گرديده بود، وقتي اميد به بچه دار شدن را از دست دادم، به حرم حضرت رضا(ع) مشرف شدم و ضريح زيباي حضرت را لمس کردم و از ايشان کمک خواستم، گريستم و از صميم قلب از حضرت خواستم کودکي به من عطا کنند. زماني که به هندوستان مراجعت کردم، حامل خبرهاي خوشي بودم؛ خداوند به من دختر زيبايي اعطا نمود که در روز تولد شوهرم به دنيا آمد. آن تولد يک هديه از جانب امام رضا(ع) بود.
هر کلمه و جمله اي از قلبتان مي تواند توسط امام رضا(ع) شنيده شود و من و شما بايد فقط بدون هيچ شک و ترديدي در قلبهايمان و روحمان، عبادت کنيم. خداوند هيچ آرزوي مشروع و پذيرفتني و قلبي را رد نخواهد کرد، اگر در آن ارتباطي با اهل بيت(ع) باشد.
شيرين زارع هندوستان
محبت و مهرورزي نسبت به دختران
در آموزه هاي اسلامي ما، تأکيد زيادي بر دوست داشتن و مهرورزي بيشتر نسبت به دختران شده است. و اين امر هم به فرد يا گروه خاصي اختصاص ندارد، بلکه انجام آن براي همه افراد توصيه شده است. و اين گفتار نيز با اصل مساوات و برابري دختر و پسر از دستورهاي اسلامي ترديد ناپذير بوده، و لازم است همه افراد، اين اصل مساوات را در ميان همه افراد مراعات کنند. اما با نگاهي به روايات مي بينيم که رعايت اين اصل در مورد دختران به شکل ديگري است.
چنانچه مقدم داشتن دختران بهتر دانسته شده است، از جمله علل آن را بايد در عاطفه بيشتر زنان و لطافت و شکنندگي آنها جستجو کرد.
پيامبر اکرم(ص) فرمودند: «هر کس که به بازار مي رود و ارمغاني را خريده و آن را به خانه مي برد، بايد در تقسيم کردن آن، از دختران شروع کند.» (وسايل الشيعه / ج 21 )
حضرت ثامن الحجج امام رضا(ع) نيز در روايتي از پيامبر(ص) به اين مسأله اشاره فرموده اند که با هم آن را از نظر مي گذرانيم:
امام رضا(ع) فرمودند که پيامبر(ص) فرموده اند: «خداوند متعال نسبت به زنان مهربان تر از مردان است و هر کس زني از خويشاوندان خود را شادمان کند، بي گمان خداوند او را در روز رستاخيز شاد سازد.» (وسايل الشيعه، ج 21 ، ص 367 )
تصميم و اراده اي که خداي تعالي نسبت به بندگان خود دارد، عين لطف و محض محبت است که جلوه عشق و رحمت و تجلي کرامت و حسن انتخاب را مي رساند. او هر چه بندگانش بخواهد، به مصلحت دنيا و آخرت آنهاست. و در اين هنگام است که بنده بايد نسبت به حکمت و عدالت، و رحمت و اراده معبودش تسليم باشد.
قرآن کريم مي فرمايد: «فرزندان انسان، براي انسان آزمايش حقند.» انفال 28
اما متأسفانه امروزه هم، بويي از فرهنگ و رسوم جاهليت اما در شکلي مدرن تر از ديروز در جامعه اسلامي ما ديده مي شود.
قرآن کريم هم حال افراد عصر جاهليت را در هنگام دختردار شدن اين گونه ترسيم مي کند:
«وقتي به يکي از آنها خبر داده مي شد که صاحب دختر شده، چهره درهم کشيده و از فرط خشم صورتش سياه مي گشت. »(نحل / 58 )
قرآن کريم در جايي ديگر مي فرمايد: «مال و فرزند زينت زندگي دنياست؛ و باقيات الصالحات (ارزشهاي پايدارو شايسته) ثوابش در نزد پروردگار بهتر و اميدبخش تر است.» (کهف / 46 )
آري، والديني که براي تربيت صحيح فرزندان خود زحمت کشيده اند تا آنها را با حق و انبياي الهي، ولايت و قرآن آشنا کنند، باقيات الصالحاتي از خود به يادگار گذاشته اند که براي آنها نظيري نمي توان پيدا کرد و اين همان چيزي هر است که در نزد خداي تعالي بهتر از يادگاري است.
اگر اندکي تأمل کنيم، مي بينيم که بسياري از دختران بزرگواري بوده اند که براي پدران خود، باقيات الصالحاتند ، که از آن جمله مي توان حضرت مريم، آسيه، خديجه، زينب کبري و حضرت فاطمه(س) را نام برد که بهترين اسوه و الگو براي افراد بشر بخصوص زنان در طول تاريخ بوده و هستند. خداي تعالي به پيامبر اکرم(ص) چندين فرزند پسر به نامهاي: قاسم، طيب، طاهر و ابراهيم داد - اگرچه همه آنها در دوران کودکي از دنيا رفتند - ولي خداوند به خاطر هيچ کدام از آنها به پيامبر تهنيت نگفت و آيه اي هم در قرآن کريم به اين منظور، نازل نشد. اما براي دختر بزرگوارش حضرت فاطمه اطهر(س) سوره اي به نام کوثر نازل و به ايشان بشارت خير کثير داده شد. نسل پيامبر هم از طريق دختر بزرگوارش گسترش يافت، به طوري که امروزه در سراسر جهان به عنوان يادگاري از نسل پيامبر(ص) حضور دارند.
اگر جهان هستي لحظه اي از امام معصوم(ع) خالي باشد زمين اهلش را (به خاطر کثرت گناهان) مي بلعد که امامان معصوم(ع) از فرزندان پيامبرند.
همچنين حضرت ابراهيم خليل که از پيامبران اولوالعزم است، داراي فرزندان پسري چون اسماعيل و اسحاق بود، با اين حال به درگاه خداي تعالي براي دختردار شدن ناله مي کند و از خدا مي خواهد که به او فرزند دختر عنايت کند. امام صادق(ع) دعاي ايشان را بدين گونه بيان مي کند: «پدرم ابراهيم از خداي تعالي درخواست دختر کرد تا پس از مرگش يادآور داشته باشد.»
پس بايد گفت که ناراحتي از تولد دختر، در حقيقت اعتراض به خداي حکيم، عادل و قادر است. چرا که اگر کسي خداي را حکيم بداند، پس چرا از مشيت و انتخابش ناراحت و غمگين مي شود و به بهانه هاي مختلف کانون گرم خانواده اش را تلخ مي کند.
در حالي که انتخاب فرزند در دست او نيست و خداي تعالي با صراحت مي فرمايد: «پادشاهي و ملک آسمانها و زمين تنها براي خداوند است، هر چه بخواهد مي آفريند، به هر که بخواهد دختر و به هر که بخواهد پسر مي بخشد، يا هم پسر و هم دختر عطا مي فرمايد، و هر که را هم بخواهد نازا قرار مي دهد.» (شوري 49 - 48 )
پسرک به مدرسه برگشت
صداي پسرک در لابه لاي صداهاي جور و اجور دور و ور حرم امام گم مي شد. صداي بوقها، ماشينها، آدمها و...
يک هفته اي مي شد که کار پسرک شده بود فروش بسته هاي گندم به زائران امام و با اين کار کمک خرج خانواده اش شده بود. دلش مي خواست مي توانست مثل بچه هاي ديگر به مدرسه برود. او کوچک تر از آن بود که بتواند سرماي خيابان را تحمل کند، اما بايد کار مي کرد تا شبها را با کمي پول به خانه برگردد و مادرش را خوشحال کند. او و مادرش تنها نبودند؛ از وقتي پدرش در شبي سرد درتصادف کشته شده بود، او مانده بود و خواهر کوچک و مادرش . وقتي پدرش بود، اوضاع بهتر بود. پدرش کارگري بود که نمي گذاشت بچه ها گرسنه بمانند. او کار مي کرد و ناني به خانه مي آورد هر چند کم، اما حالا او رفته بود و پسرک مي خواست جاي پدرش را پر کند و فروش گندم، ساده تر از کارهاي ديگر بود. دوست نداشت در خيابانها راه برود و بادکنک بفروشد يا سر چهارراه ها دستش را جلوي ماشينها دراز کند. دوست داشت کار خوبي داشته باشد. او فروش گندم را دوست داشت. هر چند نمي توانست مدرسه و همکلاسي هايش را فراموش کند. وقتي يادش مي آمد که بايد ساعت ده صبح را در مدرسه باشد دلش مي گرفت، اما او مجبور بود.
آن روز هم مثل همه روزهاي ديگربود و صداي پسرک و تصويرش لابه لاي رفت و آمد آدمها گم مي شد و او گندم مي فروخت.
مرد که دست دختر کوچکي را گرفته بود، به طرف پسرک آمد و دست دخترک براي خريد گندم دراز شد و اين اتفاق شروع صحبتي بين مرد و پسرک شد؛ صحبتي که زندگي کودک را عوض کرد. مرد از آنهايي بود که خداوند به او زياد داده بود و او هم از آنهايي بود که خيرش به ديگران کم نرسيده بود و حالا او دوباره مي خواست کاري انجام دهد که هم خلق را خوش آيد و هم خدا را.
از فردا دوباره پسرک به مدرسه بر گشت. دوباره پشت همان نيمکت نشست که در نبودنش خالي مانده بود. مادرش خوشحال بود، امام دعاي او را شنيده بود. او امام را واسطه کرده بود تا پسرک به مدرسه برگردد. دوست داشت پسرش که شاگرد خوبي هم بود، براي خودش و خانواده اش کسي شود و حالا او خوشحال بود که مي تواند پسر کوچکش را هر روز ببيند که دست خواهرش را گرفته و از خانه خارج مي شود به طرف مدرسه.
اي خاک درت تاج سرم
«زيارت» ديداري است که در آن جوانه هاي «عشق» و «معرفت» مي رويد و دلهاي آکنده از مهر و صفا گل مي کند. «زيارت» پيماني است با ولي خدا که دل و جان را صفا مي بخشد و خدا پس از عمري انتظار، زيارت غريب الغربا و معين الضعفا، انيس الفقرا امام علي بن موسي الرضا را روزي ام نمود.
از دور دست ديدم خورشيدي در زمين! گنبدي بزرگ و طلايي که به استقبال نگاه مان آمده بود، آن روز، روز ديگري بود، ديده ام اشک افشان بود و آسمان دلم ابري، بوي سبز آشنايي به مشامم مي رسيد، آرزوي زيارت جدم امام رضا(ع) به حقيقت پيوسته بود و من در عشق آن گم شدم. اولين زيارت هشتمين ستاره ولايت پر از خاطرات ناگفتني است؛ خاطرات سرشار از عشق و شور و شيدايي و مگر مي توان عشق را بر صفحه کاغذ نگاشت، زيرا هر واژه اي را ظرفي و هر ظرفي را ظرفيتي است. درهر حال، دلم را به ضريح مبارکش گره زدم و نزد خواهرش برگشتم و هر وقت دلتنگ زيارتش مي شوم، به حرم کريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه(س) مشرف مي شوم که خود آن حضرت فرمود: «من زار معصومه بقم کمن زارني»
به اميد زيارت و آرزوي شفاعتش
کنيزبانو رضوي از هندوستان
امام رضا، آزاد اندیشی وعدم تساهل نظری (2)
آمين بگو تا دعايم مستجاب شود
توجه و احترام به فرزندان بخصوص در سنين کودکي چنان اثر تربيتي عميقي براي شخص به جاي مي گذارد که به هيچ عنوان نمي توان اثرات آن را در سالهاي آينده زندگي فرد ناديده گرفت.
در شماره پيشين به شيوه هاي احترام به فرزندان از نگاه ثامن الحجج اشاره نموديم. اينک در ادامه ديگر شيوه ها را با هم از نظر مي گذرانيم:
* صدا زدن با احترام
يکي از روشهاي اکرام کودکان، اين است که آنها را در هنگام صدا زدن، با احترام و نام نيک يادکنيم. و از اسماي زشت و نا پسند، و تمسخر آميز و تحقير کننده، پرهيز نماييم. قرآن کريم هم از اين روش ناپسند نهي نموده، و فرموده است؛ که اي مردم با ايمان مواظب باشيد که لقب هاي زشت و ناپسند را به يکديگر مبنديد. بايد اين توجه را داشته باشيم که در هنگام انتخاب، از اسمهاي خوب ونيک استفاده نماييم.
بديهي است که هر چيزي نيازمند به اسم ونام است و انسان در برخورد با ديگران و اشيا، ناچار است نام آنها را ببرد. حال چه اين اسمها خوب باشد يا بد. که در اسلام و سيره معصومين(ع) هم به آن تاکيد شده است و انتخاب نام نيک را براي فرزندان، از حقوق فرزندان بر والدين خود مي داند.
حضرت علي(ع) هم در اين باره فرمودند: نخستين نيکي انسان به فرزندش، نام زيبايي است که براي او انتخاب مي کند. ( کافي ج 6 ص 18 )
از امام رضا(ع) روايت شده،که مردي خدمت پيامبر(ص) رسيد وگفت:حق اين فرزند بر من چيست؟ پيامبر(ص) فرمودند: نام نيکو بر اوبگذاري، او را خوب تربيت کني، و او را به جايگاه مناسب(اجتماعي) برساني. منظور اين است که حرفه اي مناسب به او بياموزي، يا همسري مناسب براي او برگزيني. ( مرآَ العقول/ ج /21 ص 84 )
* پرهيز از خشونت
برخورد خشونت آميز با فرزندان وکودکان، امروزه در ميان خانواده ها رشد زيادي کرده است. به طوري که مساله کودک آزاري به عنوان يک معضل در جوامع در آمده است وهر روزه شاهد يک اتفاق ناگوارودلخراش در اين زمينه هستيم. در اين ميان، وظايفي هم بر عهده دولت اسلامي است، که بايد علاوه بر برخورد با اين گونه جرايم، زمينه هاي پيشگيري از آنها را فراهم نمايد تا ديگر شاهد به وجود آمدن اين گونه مشکلات در جامعه خود نباشيم.
يکي از مهمترين روشهاي پيشگيري از اين گونه جرايم، تقويت و بالا بردن فرهنگ اسلامي خانواده هاست که در حقيقت اين امر، بهترين ضامن در سلامت خانواده هاست، زيرا وقتي خانواده ها مقيد به دستورات اسلامي شدند، تلاش مي کنند تا سيره و گفتار آنها را در زندگي خود عملي کنند.
ائمه معصومين(ع)، علاوه بر آنکه هرگز نسبت به کودکان خشن وبد رفتار نبودند، بلکه اگر کسي هم نسبت به آنها بد رفتاري و خشونت مي کرد، او را ازاين کار ناپسند نهي مي کردند و او را به وظايف برخورد نيک در قبال کودکانشان آگاه مي نمودند.
ام الفضل ،همسر عباس بن عبدالمطلب و دايه امام حسين(ع) مي گويد: پيامبر(ص) حسين(ع) را که شير خواره بود از من گرفت ودر آغوش کشيد. حسين(ع) لباس پيامبر(ص) را خيس کرد، من او را به سرعت وتندي از پيامبر(ص)گرفتم. ، به طوري که او به گريه افتاد. پيامبر(ص) فرمودند: ام الفضل آرام باش، اين مايعي است، که آب آن را پاک مي کند. اما چه چيز مي تواند کدورتي را که از سوي تو بر قلب حسين نشست، بر طرف کند؟ ( هدية الاحباب /ص 196 )
با دقت در اين روايت، مي بينيم که پيامبر(ص) چگونه در برابراين کار تذکر لازم را مي دهند.
برخورد خشونت بار با کودکان نيز آثار منفي وتبعات زيان باري دارد، که بايد به عواقب آن، توجه داشته باشيم. کودکاني که مورد خشونت واقع مي شوند درآن هنگام، و وقتي مراحل رشد سني و اجتماعي را طي مي کنند، همان رفتاري را با ديگران خواهند داشت که در کودکي با آنها شده است.
* شرکت دادن کودکان در مجالس مذهبي
والدين بايد تلاش کنند تا زمينه وانگيزه حضور فرزندان خود را، در مجالس مذهبي فراهم نمايند. از اين گونه مجالس است که کودکان کم کم با دعا واعمال مذهبي، بيشتر آشنا مي شوند و باحضور خود احساس رشد و بزرگي اجتماعي و شخصيتي مي کنند.
با برخورد خوب ما،آنها احساس شخصيت و کرامت کرده، وحضور خود را نيزدر اين گونه مجالس پر رنگ تر مي کنند.
کودکان بيشترازميانسالان نيازمند توجه در امکان و مجالس مذهبي اند زيرا آنها آينده سازان جامعه هستند.
امام محمدباقر(ع) هنگامي که قصد داشتند دعا کنند، کودکان را جمع نموده، و آنها نيز آمين مي گفتند. چون در حقيقت آنها در درگاه خداي تعالي مقرب و محبوب ترهستند. امام(ع) از اين طريق مي خواستند به کودکان بفهمانند که شما در پيشگاه خداي تعالي محبوب هستيد و از احترام و جايگاه خاصي برخورداريد بنابراين اگر آمين بگوييد دعا مستجاب مي شود.
آخـرين مطالب ارسالـي
پيوند روزانه
- آيين خويشاوندى و صله رحم در سیره رضوی
- رفتارهای اقتصادی امام رضا عليه السلام
- توصیههای امام رضا (ع) در باب مشاجره
- روش تغذیه و طرز خوردن از نگاه امام رضا علیه السلام
- تبین جایگاه اقتصادی خانواده در نگاه امام رضا
- مباني و اصول جهاد اقتصادي در سیره رضوی
- تحرک صحیح اقتصادی در سیره رضوی
- راز طول عمر و سلامت انسان در کلام امام رضا علیه السلام
- امام رضا (ع) الگويي براي اخلاق
- سنتهای ازدواج در سیره رضوی
- امام رضا(علیه السلام) و تربيت فرزند
- سيره تربيتي امام رضا علیه ا لسلام
- اي تكيه گاه هشتمين
- اي غريب نواز!
- کعبه آمال دلدادگان
- حكايتي دارد دلبستگيهاي من و تو
- لحظه هايي كه تكرار نمي شوند
- پياده در راه عشق
- نور رضوی
- نگاه كنیم...
- تمام پيوندها






