درباره من
***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس میایستی و دست بر سینه خم میشوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین میسازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.
پـيـونـدهـــا
- نیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع)/قزوین
- مجله کرامت
- ادب و اخلاق
- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
- بنیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع)
- دوهفته نامه الکترونیکی باب الجواد (ع)
- رضوینا
- وب سایت یا ضامن آهو
- کبوتر حرم
- فوتوبلاگ رضوی
- پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس
- سایت فرهنگسرای مجازی
- کبوتر حرم
- خواهر خورشيد
- مؤسسه فرهنگي ثقلين
- قدس آنلاین
- دخت خورشید
- مشرقی ترین بهشت
- خورشید هشتم
- ضریح الرضا
- قطعه ای از بهشت
- انیس النفوس
- امام رئوف
- انيس النفوس
- هشتمین مراد
- آفتاب هشتم
- محبان الرضا
- آخر زمان و بیداری اسلامی
- پناه غریبان
- حجت ثامن
- پایگاه سراج الله
- خورشید هشتم
- ضامن هشتم
- هشتمین آفتاب
- ولایت عشق
- زائر بارانی
- وقف
موضوعات
- گفتگو و گزارشهای رضوی
- سرود و نوای رضوی
- سیره رضوی
- نکته ها از سیره ی امام رضا (ع)
- خادم الرضا
- بانوي كرامت حضرت معصومه(س)
- کتابشناسی ومعرفی کتاب رضوی
- داستانهای کوتاه رضوی
- اشعارو شاعران رضوی
- زائرين و آداب زيارت
- احادیث و روایات رضوی
- حرم شناسی رضوی
- گالری و فایل های تصویری رضوی
- کلام وگفتار رضوی
- آشنای با زندگی امام
- زائران و خاطرات زيارت
- فایلهای چند رسانه ای
- نامه اي به امام رضا (ع)
- كرامات رضوي
- امام رضا(ع) و تفسیر قرآن کریم
- سفری از مدینه تا مرو
- در مكتب امام رضا(ع)
- دلنوشته ها ی رضوی
- متن و قطعه ادبی رضوی
- مقالات و پژوهش های رضوی
- سبک زندگی در سیره امام رضا (ع)
- امام رضا (ع) و اقتصاد مقاومتی
- امام رضا (ع) و بیداری اسلامی
- نرم افزار رضوی
- امام رضا (ع) و خانواده
- فیلم انیمیشن کلیپ
- توصیه ها ی بهداشتی امام رضا (ع)
برچسبها
نوای رضوی
مشهدی کریمخانی - ای حرمت
صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان
صدای دور ضریح مطهر
صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده
آمد مرید مرده دل
حسرت ديدن گنبد طلا حرمت
امام رضا - حامد زمانی
سرود امام رضا
هاجر اسكندريان، از اهالي نوده چناران
تاريخ شفا: 25/9/1375
نوع بيماري : سكته
چشمهايش به گودي نشسته و صورت رنگ پرده اش را هاله اي از غم گرفته بود و نياز در چهره اش موج مي زد. با كمك خواهرش، سعي داشت خود را به داخل حرم برساند، با خستگي زياد، پاهايش را كه ديگر مرقي نداشت، به دنبال خود مي كشيد، اعضاي محزون خانواده، او را همراهي مي كردند. پدر لباس سياه به تن داشت: با چشماني گريان به دختر نوجوان خود مي نگريست و انديشه اين كه چگون توفان حوادث، نهالي را كه پانزده بهار بيشتر نديده بود، اين چنين درهم شكسته، قلبش را مي فشردهاجر، با ديدن ضريح مطهر حضرت رضا (ع) احساس كرد مرغ محبوس جانش، مي خواهد با بالهاي لرزان به پرواز درآيد، تا پرپرزنان، كعبه دل را طواف كند، و انعكاس آن را در ميان دل شكسته آيينه هايي كه بري از غبار ريب و ريا، ضريح مطهر را در آغوش گرفته اند، نظاره گر باشد. نگين چشمانش پر از اشك شد، رشته حاجات خود را به ضريح گره زد، دلش مي خواست با زبان جسم خاكي اش هم با امام سخن بگويد. اما قادر به تكلم نبود. از صميم قلب آرزو كرد كه خدا همه بيماران را شفا بدهد.
پلكهايش را روي هم گذاشت. قطرات اشك از گوشه چشمانش سر خورد. همه چيز از دو ماه پيش شروع شد. هنگامي كه طبل مرگ، فراق مادر را به صدا در آورد و طومار زندگي او را در هم پيچيد، نور اميد در دل اهل خانه خاموش شد: اين اتفاق ناگوار بر روي همه افراد خانواده تأثير گذاشت.اما سخت ترين ضربه را هاجر ديد درست هفتمين روزي بود كه مادر، به جمع رفتگان پيوسته و سينه سرد قبرستان، پذيراي جسم بي روح او شده بود. نور كم خورشيد، با هجوم ابرهاي سياه، به كلي محو شده بود. گويي آسمان هم، در غم از دست دادن مادر، با آنان ابراز همدردي مي كرد، سكوت حزن انگيز گورستان را ضجه فرزندان درهم مي شكست، دستان هاجر، مادر را مي جست خاكهاي باران خورده اي كه مادر عزيزشان را در برگرفته بود، مشت مي كرد و بر سر مي ريخت.
سپس با سرانگشتاني لرزان گريبان مي دريد. كاروان اشكي كه از چشمانش سرازير بود، مزار مادر را نشانه مي رفت. ناگهان، زمين و زمان از حركت باز ايستاد و دختر از خود بي خود شد و با فريادي كه از عمق دل شكسته اش بر مي خاست، مادر را صدا زد و مدهوش بر زمين غلتيد و نقش زمين شد، گويي كوه غمي كه بر دوش داشت. در يك آن، جسم رنجور و نحيفش را خرد كرد و در هم كوبيد. وقتي به هوش آمد، قسمتي از بدنش ديگر تحركي نداشت و قادر به تكلم نبود، آرزو كرد، اي كاش همه اين اتفاقات، يك خواب باشد و باز دستان پر مهر و محبت مادر، گونه هايش را نوازش دهد و با صدايي ملايم و دلنشين بگويد: هاجر دخترم! بلند شو، چقدر مي خوابي؟ و بار ديگر بر لبان دختر لبخندي شيرين نقش بندد و گلهاي اميدش را با مهر لطيف مادر، شكوفا و شاداب كند، اما افسوس كه او بايد اين واقعيت تلخ را تحمل كند و در حسرت نوازشهاي مادر، باقي بماند. نگاه هاجر، روي چشمان مملو از غم و اشك پدر كه از دور ناظر او بود، افتاد. پيرمرد زمزمه مي كرد: يا امام غريب.
اگه بچمو شفا بدي، همه عمر نوكريت رو مي كنم. ميشه يه مرتبه ديگه دخترم حرف بزنه و راه بره؟ ميشه بازم وقتي از سر كار بر مي گردم، در رو برام باز كنه و بگه بابا خسته نباشين؟ بعد مث گذشته برام يه استكان چاي بياره و تعارف بكنه. بخورين تا خستگيتون دربرهسراسر وجود او نياز شده بودهاجر كه پي به عمق درد پيرمرد برده بود، دلش به تنهايي او سوخت: پدر مي بايست از يك طرف غم فراق مادر را به دوش بگيرد. و از طرفي با فرزندانش ابراز همدردي كند. اثر ضربه هاي تازيانه اي كه توسط اين غصه عظيم بر روي صورتش نقش بسته بود، دختر را بيشتر غذاب مي داد. مي خواست فرياد بزند: پدر دوستت دارم. اما افسوس كه هر چه بيشتر سعي مي كرد صبحت كند، كمتر نتيجه مي گرفت. با آن كه رنج و بيماري به قدري بر او غلبه كرده بود كه بهار زندگيش تبديل به خزان شده بود. اما قادر نبود كه لطمه اي به او وارد آورد. دختر با شبنمهاي اشك، گل اميد را آراست و آن قدر گريست تا خواب بر او چيره شد.
خواهر كه تازه از موج جمعيت جدا شده و مشغول قرائت زيارتنامه بود نگاهي به چهره هاجر انداخت، در كنارش نشست و سر او را به زانو نهاد و آرام قطرات اشك را از گوشه چشمانش زدود. نفسش را پر صدا از سينه بيرون داد وناليد:اشهد انك تشهد مقامي و تسمع كلامي و ترد سلامي و انت حي عند ربك مرزوق. او چندين و چند بار اين جمله را تكرار كرد. بعد پلكهايش را روي هم گذاشت. با اين كار سعي داشت پرده اي بين ظاهر و باطن بكشد و معني كلام را از عمق جان در كند- يا امام رضا (ع) شما حرفاي منو مي شنوي، جواب سلامم رو ميدي، اما چرا من نمي تونم پاسخت رو بشنوم؟ بعد از كمي تفكر به اين نتيجه رسيد كه علت اين امر، مي تواند حجابي باشد كه اعمالش بين او امامش، فاصله ايجاد كرده است.هاله اي از نور، همه جا را روشن كرد، گويي در رواقها، چشمه چشمه نور جوشيده است، و در كانون آن، آقايي سبزپوش با محاسني سفيد ديده مي شد.
به هاجر الهام شد كه لحظه استجابت و گشوده شدن گره نياز است پس بايد التماس كند. با عجز گفت: آقا شفام بده. پاسخ شنيد: شفا گرفتي.دلش لرزيد، هرسان از جا برخاست. دستش را به سوي گردن بر دو رشته نياز را لمس كرد، طناب را در دست گرفت و به طرف خود كشيد. ريسمان از پنجره به زمين افتاد. راستي او شفا يافته بود، با هيجان اطراف را نگريست:حس كرد مي تواند سخن بگويد.نمي دانست چه بگويد با فريادي كه از آن عشق مي باريد، گفت:السلام عليك يا علي بن موسي الرض (ع)خواهر كه از شدت هيجان مي لرزيد، پياپي تكرار مي كرد، خدايا شكر، امام رضا (ع) متشكرم.اشك شوق چشمها را پر كرد. ساير زوار به حال هاجر غبطه مي خوردند.صداي صلوات و يا امام رضا (ع) حرم آقا را پر كرد. ملائك دامن دامن گل بر سر زوار مي ريختند. فضا آكنده از عطر و بوي محمدي شد.
امام رضا در متون معنوي
تشبيه ادب فارسي و متون عرفاني به گلستاني كه خرم از طراوت وحي است و شاداب از جويبار عصمت، بي وجه و مبنا نيست. آيات شريف قرآني و روايات متين معصومين(ع)، همچنانكه اساس و محورهاي اصلي در نظريه پردازيهاي ديني و علمي است، سرچشمه هاي ذوق ورزي و آفرينشهاي هنري در ميان مسلمانان نيز بوده اند. به واقع مي توان پهنه فراخ و خرم ادب فارسي را باغستاني دانست كه باران وحي و عصمت، آن را چنين سبز و با طراوت كرده است. اين حقيقت آشكار در اعترافها و مضامين شاعرانه بزرگان ادب و شعر پارسي، بازتابي روشن دارد و انكار آن ممكن نيست. كافي است كه به ميزان و شمار آيات و رواياتي كه در مثنوي مولوي، منطق الطير، حديقه سنايي، گلشن راز شبستري و ... نگاهي گذرا بيندازيم تا دريابيم كه آن گويندگان بزرگ، تا چه اندازه وامدار آموزه هاي وحياني و تعاليم خاندان عصمت و طهارتند؛ تا آنجا كه حافظ شيرازي، خانه اي را كه در آن طهارت و عصمت نباشد، با بتخانه يكي مي انگارد:
چون طهارت نبود، كعبه و بتخانه يكي است
نبود خير در آن خانه كه عصمت نبود
مولوي نيز در همه آثارش هماره همگان را سفارش مي كند كه آب از چشمه خورند و تا باران و آبهاي آسماني مي بارد، سراغ ناودان و آبهاي عاريتي نروند. در دفتر پنجم مثنوي ، آنجا كه سخن ِ انسانهاي كامل را با گفتار ناقصان مي سنجد، خاطرنشان مي كند كه اگر كسي ، علم خود را به نورهاي آسماني بيارايد ، هرچه گويد همه نورناك است و دل انگيز ؛ زيرا «آسمان هرگز نبارد غير پاك ». چنان كه در دفتر نخست نيز مي گويد:
آنكه از حق يابد او وحي و جواب
هرچه فرمايد بود عين صواب
پس از آنكه علم نوراني و آسماني را مي ستايد و يادآور مي شود كه ازآسمان جز پاك نمي بارد، آنگاه از مخاطب خود مي خواهد آسماني شود وهمچون ابر و باران ببارد؛ نه آنكه همچون ناودان، همسايگان را بيازارد.
آسمان شو، ابر شو، باران ببار
ناودان بارش كند نبود به كار
سپس مي افزايد كه آب در ناودان ، عاريتي است ، اما در دريا و ابر، ذاتي .
آب اندر ناودان عاريتي است
آب اندر ابر و دريا فطرتي است
ادامه مطلب
اماميه در عيون اخبار الرضا (ع)
دكتر نعمت ا... صفري
اشاره:
كتاب عيون اخبار الرضا(ع) را مي توان به عنوان مفصلترين و معتبرترين كتابي دانست كه از سوي دانشمندان شيعي در قرون كهن و ميانه به شيوه تك نگاري در مورد جوانب مختلف زندگاني امام رضا (ع) و نيز سخنان ايشان در موضوعات مختلف نگاشته شده است.
شخصيت شيخ صدوق(ره) به عنوان مؤلف اين اثر، مستند بودن همه مطالب اين كتاب و پرداختن به جوانب مختلف زندگاني امام(ع) به ويژه حوادث سياسي مرتبط با امام(ع) و نيز اشاره به اختلافهاي درون گروهي شيعيان در زمان امام(ع) از ويژگيهاي اين اثر به شمار مي رود كه بر اعتبار آن افزوده، و آن را به عنوان مهمترين منبع مورد ارجاع درباره امام رضا(ع) مطرح كرده است. هدف عمده اين مقاله آن است كه از ميان تمامي موضوعات مطرح شده در اين كتاب، تنها به موضوع مطالب تاريخي آن پرداخته و با بررسي آنها نمونه اي از تاريخ نگاري اماميه با روش تك نگاري را عرضه دارد.
1 شخصيت شيخ صدوق (ره)
محمد بن علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي، معروف به شيخ صدوق(ره) از بزرگترين دانشمندان مكتب حديثي قم در قرون كهن به شمار مي رود كه توانسته با ارائه سيصد اثر، نام خود را در زمره پركارترين دانشمندان امامي در طول تاريخ اماميه به ثبت رساند. رجال نويسان متقدم اماميه از او با عناويني همچون شيخ و فقيه اماميه و دانشمندي منحصر به فرد در ميان قمي ها از جهت فراواني علم زبان به ستايش گشوده اند و در طول تاريخ اماميه كمتر دانشمند امامي را مي توان يافت كه نسبت به عظمت شخصيت روايي او و نيز وثاقت و ضبط او در احاديث خدشه اي وارد كرده باشد. درباره جايگاه روايي شيخ(ره) در ميان اماميه همين بس كه بدانيم يكي از كتابهاي او با عنوان «من لا يحضره الفقيه» كه شامل 5963 روايت است، به عنوان يكي از كتابهاي چهارگانه روايي معتبر اماميه معرفي شده است. اين در حالي است كه شيخ حسين بن عبدالصمد عاملي (918 984 ق) پدر شيخ بهايي كتابهاي اصلي روايي شيعه را پنج عدد دانسته و پنجمي را يكي ديگر از كتابهاي شيخ صدوق با عنوان مدينة العلم معرفي كرده است. درباره حجم اين كتاب پنجم كه هم اكنون مفقود است، كافي است بدانيم كه در حاليكه كتاب من لا يحضره الفقيه با 5963 روايت داراي چهار جزء دانسته شده است، اين كتاب را داراي ده جزء دانسته اند، سفرهاي علمي شيخ صدوق(ره) به سرتاسر جهان اسلام آن زمان و استفاده از مشايخ بزرگ اهل سنّت و شيعه در شهرهايي همچون ري، بغداد، نيشابور، كوفه، مرو، مرو الرود، همدان، مشهدالرضا (ع)، سمرقند، فرغانه (جنوب شرقي ازبكستان كنوني)، ايلاق (اطراف تاشكند كنوني) و سرخس، اين امكان را به شيخ صدوق(ره) داده تا خود را به عنوان يكي از بزرگترين دانشمندان شيعي مطرح سازد كه داراي تنوع فراوان از جهت مشايخ روايي بوده است. به گونه اي كه برخي تعداد 212 نفر از مشايخ او را نام برده اند. تولد شيخ صدوق(ره) در دورهء غيبت صغري (329 260 ق) با دعاي امام عصر (عج) كه خود از آن با عبارت«انا ولدت بدعوة صاحب الامر (عج)» ياد مي كند، از ديگر نكاتي است كه شيخ را در تارك علماي اماميه نشانيده است. تسلط عميق شيخ بر منابع روايي اماميه و آشنايي گسترده او با معارف و آثار اهل بيت(ع) و تثبيت جايگاه او به عنوان بزرگترين محدث قرن چهارم، اين جرأت را به وي داده تا خود را به عنوان سخنگوي مكتب اماميه معرفي كند، به گونه اي كه در روز جمعه 12 شعبان سال 368 ق به درخواست مشايخ و بزرگان نيشابور بر منبر قرار گرفته و مطالبي را به عنوان دين اماميه مطرح مي سازد كه شامل معرفي باورهاي اماميان در جوانب مختلف كلامي و فقهي بوده است. البته ناگفته نماند كه اين جرأت باعث برآشفتگي سخنگويان مكتب مقابل او يعني مكتب عقل گراي بغداد شده و شخصيتهايي همانند شيخ مفيد (د 413 ق) را وا مي دارد تا در نقد و بررسي موارد اختلاف بين اين دو مكتب دست به نگارش كتابي با عنوان«تصحيح الاعتقاد بصواب الانتقاد» يا «شرح عقايد الصدوق» بزند.
ادامه مطلب
مطالعات آثار شرق شناسان پیرامون امام هشتم
گرچه شروع مطالعات اسلامي در غرب به چند قرن پيش باز مي گردد، ولي تحقيقات آنان درباره تشيع سابقه چنداني ندارد و با تأخير زماني قابل توجهي آغاز شد. از آن جايي كه اولين تحقيقات غربي مرتبط با تشيع، به فرقه هاي اسماعيلي و زيدي اختصاص داشت، اين تأخير نسبت به تشيع امامي محسوس تر مي باشد، به طوري كه مي توان گفت نخستين مطالعات كلاسيك درباره تشيع امامي متعلق به اواخر قرن نوزدهم و قرن بيستم ميلادي است. از اولين اين آثار بايد به مقالاتي كه در دايرة المعارفها درباره شيعه و تشيع تدوين يافتند اشاره نمود. پس از آن با توسعه مطالعات شيعه شناسي، شاهد ظهور تأليفات گوناگوني در اين باب هستيم كه البته شمار اين پژوهشها در مقايسه با كل تحقيقاتي كه در حوزه اسلام شناسي صورت مي گيرد، بسيار كم مي باشد. به همين گونه آثار غربيان درباره امامان شيعه نيز كم و اندك است كه همين كمبود، نسبت به امامان مختلف از شدت و ضعف برخوردار است. به عبارت ديگر شرق شناسان درباره اماماني كه از ابعاد مختلف بيشتر مورد توجه آنان بوده اند و يا در منابع مربوطه اطلاعات بيشتري درباره ايشان وجود داشته تحقيقات فراوان تري انجام داده اند، مانند امام علي(ع)، امام حسين(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و حتي درباره ايشان پژوهشهاي اختصاصي انجام داده و كتابهاي مستقلي نوشته اند، اما نسبت به ديگر ائمه توجه كمتري داشته اند و حتي در برخي از آثار تحقيقاتي نامي از ايشان برده نشده است.
امام رضا(ع) از اماماني است كه غربيان كمتر به زندگاني و تاريخ وي پرداخته اند. گويا شخصيت و زندگاني امام(ع) براي ايشان چندان جذاب نبوده و در آثاري هم كه يادي از آن حضرت به ميان آورده اند، اغلب به سبب ارتباط امام با موضوعات مورد توجهشان بوده است. اين موضوعات در دو مورد خلاصه مي شود. نخست بررسي تاريخ خلاف عباسي كه در اين بحث، زماني كه محققان به تحليل وقايع دوران مأمون مي رسند به مناسبت، درباره مسأله ولايت عهدي امام(ع) نيز مطالبي را مي آورند. دومين مورد مربوط مي شود به مطالعات ايران شناسي خواه از لحاظ تاريخي مثل بررسي حوادث تاريخي ايران در عصر عباسي يا اوضاع سياسي خراسان و امثال اينها و خواه از لحاظ جغرافيايي، مانند جغرافياي طبيعي مشهد يا جغرافياي تاريخي خراسان و يا هر موضوع مطالعاتي مربوط به ايران كه به نحوي ارتباط با امام رضا(ع) داشته است. موضوع ديگري كه غربيان در آن بحث از آن، مطالبي هم به امام رضا(ع) اختصاص داده اند تشيع مي باشد و در برخي تأليفاتشان درباره تشيع به زندگاني و تاريخ آن حضرت پرداخته اند. به هر صورت در بين تأليفات شرق شناسان اثري كه به طور مستقل به امام رضا(ع) اختصاص يافته باشد، نمي توان سراغ داد.
ادامه مطلب
زائر دارالشفاء
یا رضا یا بن علی و مصطفا
یا رضا من صید و اندر دام تو
تا شود جانم به پای تو فدا
قلب ما را شاد کردی زین شفا
تا کلام حکمتت رَد به صدا
خاک پای زائر دارالشفاء
سرمه چشمم کنم چون توتیا
یا رضا ای ضامن آهو مدد
می رود به قلب من یاد شما
از شمیم پرچم سلطان طوس
می رسد بوی نسیم کربلا
یا رضا دارم به درگاه خدا
مهر تو در سینه ام مشکل گشا
یا رضا گریه کنم به پای تو
تو همای رحمتی چون مرتضی
یا رضا گنبد تو سقف بهشت
زائرند تو عرش تو فرشته ها
غزل های سلیمانی
غزل های سلیمانی
از متن گنگ لحظه های خیس و بارانی
دارد به سمتت می وزد یک چله حیرانی
دارد به سمتت می وزد این بغض تا خورده
این ابری دم کرده ی لبریز ویرانی
سجاده های منتشر در خلسه های خاک
این رازهای سر به مهری را که می دانی
می آید از شرجی ترین پلک ها آقا
شاید ملیح خنده هایت را ببارانی
شاید شبی در بهت گنگ قاب های خشک
پروانه ها را در صف گل ها برقصانی
تو می توانی ، می توانی ، می توانی تو
هفت آسمان را در شب چشمت بچرخانی
ای منتشر در دست هایت نبض فروردین
مائیم و این شهریور تلخ گرانجانی
هفت آسمان محمل نشین لیلی چشمت
مجنون تر از هر بید مجنون پریشانی
ارزانی ات باد این نگاه منتشر در مه
ارزانی ات باد این غزل های سلیمانی
توصیه امام رضا(ع) برای قبل از خواب
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه آية الكرسى در وقت خواب بخواند، از فالج ايمن گردد. از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه سوره يس پيش از خواب بخواند، حق تعالى هزار ملك باو موكل گرداند كه او را از شر شياطين و هر بلائى حفظ كند.
در حديث صحيح از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه هرگاه كسى دست را در زير سر گذاشته بخوابد، بگويد:بِسْمِ اللّهِ اَلّلهُمَّ اِنّى اَسْلَمْتُ نَفْسى اِليْكَ وَ وَجَّهْتُ وَجْهى اِلَيْك وَفَوَّضْتُ اَمْرى اِلَيْكَ وَاَلْجَاْتُ ظَهْرى اِلَيْكَ وَ تَوَكَّلْتُ عَلَيْكَ رَهْبَةً مِنْكَ وَرَغْبَةً اَِليْكَ لامَلْجَاءَ وَلا مَنْجا مِنْكَ اِلَيْكَ امَنْتُ بِكِتابِكَ الَّذى اَنْرَلْتَ وَبِرَ سُولكَ الَّذى اَرْسَلْتَ وبعد از آن تسبيح حضرت فاطمه عليهماالسلام بخواند.
برچسبها: بهداشت خواب, امام رضا, خواب
ادامه مطلب
سرود و نوای رضوی
| ردیف | نام |
دانلود |
| ۱ | آواز - حجت هشتم | |
| ۲ | شوق یا رضا | |
| ۳ | سرود - دلا از جان روان بگذر | |
| ۴ | سرود - کعبهدلها | |
| ۵ | مهمان | |
| ۶ | میلاد رضا | |
| ۷ | داغ سینه سوز | |
| ۸ | فروغ ایزدی | |
| ۹ | رضا رضا | |
| ۱۰ | زائر | |
| ۱۱ | سلطان قضا | |
| ۱۲ | منظومه راز |
آخـرين مطالب ارسالـي
پيوند روزانه
- آيين خويشاوندى و صله رحم در سیره رضوی
- رفتارهای اقتصادی امام رضا عليه السلام
- توصیههای امام رضا (ع) در باب مشاجره
- روش تغذیه و طرز خوردن از نگاه امام رضا علیه السلام
- تبین جایگاه اقتصادی خانواده در نگاه امام رضا
- مباني و اصول جهاد اقتصادي در سیره رضوی
- تحرک صحیح اقتصادی در سیره رضوی
- راز طول عمر و سلامت انسان در کلام امام رضا علیه السلام
- امام رضا (ع) الگويي براي اخلاق
- سنتهای ازدواج در سیره رضوی
- امام رضا(علیه السلام) و تربيت فرزند
- سيره تربيتي امام رضا علیه ا لسلام
- اي تكيه گاه هشتمين
- اي غريب نواز!
- کعبه آمال دلدادگان
- حكايتي دارد دلبستگيهاي من و تو
- لحظه هايي كه تكرار نمي شوند
- پياده در راه عشق
- نور رضوی
- نگاه كنیم...
- تمام پيوندها



