درباره من
***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس میایستی و دست بر سینه خم میشوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین میسازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.
پـيـونـدهـــا
موضوعات
- گفتگو و گزارشهای رضوی
- سرود و نوای رضوی
- سیره رضوی
- نکته ها از سیره ی امام رضا (ع)
- خادم الرضا
- بانوي كرامت حضرت معصومه(س)
- کتابشناسی ومعرفی کتاب رضوی
- داستانهای کوتاه رضوی
- اشعارو شاعران رضوی
- زائرين و آداب زيارت
- احادیث و روایات رضوی
- حرم شناسی رضوی
- گالری و فایل های تصویری رضوی
- کلام وگفتار رضوی
- آشنای با زندگی امام
- زائران و خاطرات زيارت
- فایلهای چند رسانه ای
- نامه اي به امام رضا (ع)
- كرامات رضوي
- امام رضا(ع) و تفسیر قرآن کریم
- سفری از مدینه تا مرو
- در مكتب امام رضا(ع)
- دلنوشته ها ی رضوی
- متن و قطعه ادبی رضوی
- مقالات و پژوهش های رضوی
- سبک زندگی در سیره امام رضا (ع)
- امام رضا (ع) و اقتصاد مقاومتی
- امام رضا (ع) و بیداری اسلامی
- نرم افزار رضوی
- امام رضا (ع) و خانواده
- فیلم انیمیشن کلیپ
- توصیه ها ی بهداشتی امام رضا (ع)
نوای رضوی
مشهدی کریمخانی - ای حرمت
صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان
صدای دور ضریح مطهر
صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده
آمد مرید مرده دل
حسرت ديدن گنبد طلا حرمت
امام رضا - حامد زمانی
سرود امام رضا
اماميه در عيون اخبار الرضا (ع)
دكتر نعمت ا... صفري
اشاره:
كتاب عيون اخبار الرضا(ع) را مي توان به عنوان مفصلترين و معتبرترين كتابي دانست كه از سوي دانشمندان شيعي در قرون كهن و ميانه به شيوه تك نگاري در مورد جوانب مختلف زندگاني امام رضا (ع) و نيز سخنان ايشان در موضوعات مختلف نگاشته شده است.
شخصيت شيخ صدوق(ره) به عنوان مؤلف اين اثر، مستند بودن همه مطالب اين كتاب و پرداختن به جوانب مختلف زندگاني امام(ع) به ويژه حوادث سياسي مرتبط با امام(ع) و نيز اشاره به اختلافهاي درون گروهي شيعيان در زمان امام(ع) از ويژگيهاي اين اثر به شمار مي رود كه بر اعتبار آن افزوده، و آن را به عنوان مهمترين منبع مورد ارجاع درباره امام رضا(ع) مطرح كرده است. هدف عمده اين مقاله آن است كه از ميان تمامي موضوعات مطرح شده در اين كتاب، تنها به موضوع مطالب تاريخي آن پرداخته و با بررسي آنها نمونه اي از تاريخ نگاري اماميه با روش تك نگاري را عرضه دارد.
1 شخصيت شيخ صدوق (ره)
محمد بن علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي، معروف به شيخ صدوق(ره) از بزرگترين دانشمندان مكتب حديثي قم در قرون كهن به شمار مي رود كه توانسته با ارائه سيصد اثر، نام خود را در زمره پركارترين دانشمندان امامي در طول تاريخ اماميه به ثبت رساند. رجال نويسان متقدم اماميه از او با عناويني همچون شيخ و فقيه اماميه و دانشمندي منحصر به فرد در ميان قمي ها از جهت فراواني علم زبان به ستايش گشوده اند و در طول تاريخ اماميه كمتر دانشمند امامي را مي توان يافت كه نسبت به عظمت شخصيت روايي او و نيز وثاقت و ضبط او در احاديث خدشه اي وارد كرده باشد. درباره جايگاه روايي شيخ(ره) در ميان اماميه همين بس كه بدانيم يكي از كتابهاي او با عنوان «من لا يحضره الفقيه» كه شامل 5963 روايت است، به عنوان يكي از كتابهاي چهارگانه روايي معتبر اماميه معرفي شده است. اين در حالي است كه شيخ حسين بن عبدالصمد عاملي (918 984 ق) پدر شيخ بهايي كتابهاي اصلي روايي شيعه را پنج عدد دانسته و پنجمي را يكي ديگر از كتابهاي شيخ صدوق با عنوان مدينة العلم معرفي كرده است. درباره حجم اين كتاب پنجم كه هم اكنون مفقود است، كافي است بدانيم كه در حاليكه كتاب من لا يحضره الفقيه با 5963 روايت داراي چهار جزء دانسته شده است، اين كتاب را داراي ده جزء دانسته اند، سفرهاي علمي شيخ صدوق(ره) به سرتاسر جهان اسلام آن زمان و استفاده از مشايخ بزرگ اهل سنّت و شيعه در شهرهايي همچون ري، بغداد، نيشابور، كوفه، مرو، مرو الرود، همدان، مشهدالرضا (ع)، سمرقند، فرغانه (جنوب شرقي ازبكستان كنوني)، ايلاق (اطراف تاشكند كنوني) و سرخس، اين امكان را به شيخ صدوق(ره) داده تا خود را به عنوان يكي از بزرگترين دانشمندان شيعي مطرح سازد كه داراي تنوع فراوان از جهت مشايخ روايي بوده است. به گونه اي كه برخي تعداد 212 نفر از مشايخ او را نام برده اند. تولد شيخ صدوق(ره) در دورهء غيبت صغري (329 260 ق) با دعاي امام عصر (عج) كه خود از آن با عبارت«انا ولدت بدعوة صاحب الامر (عج)» ياد مي كند، از ديگر نكاتي است كه شيخ را در تارك علماي اماميه نشانيده است. تسلط عميق شيخ بر منابع روايي اماميه و آشنايي گسترده او با معارف و آثار اهل بيت(ع) و تثبيت جايگاه او به عنوان بزرگترين محدث قرن چهارم، اين جرأت را به وي داده تا خود را به عنوان سخنگوي مكتب اماميه معرفي كند، به گونه اي كه در روز جمعه 12 شعبان سال 368 ق به درخواست مشايخ و بزرگان نيشابور بر منبر قرار گرفته و مطالبي را به عنوان دين اماميه مطرح مي سازد كه شامل معرفي باورهاي اماميان در جوانب مختلف كلامي و فقهي بوده است. البته ناگفته نماند كه اين جرأت باعث برآشفتگي سخنگويان مكتب مقابل او يعني مكتب عقل گراي بغداد شده و شخصيتهايي همانند شيخ مفيد (د 413 ق) را وا مي دارد تا در نقد و بررسي موارد اختلاف بين اين دو مكتب دست به نگارش كتابي با عنوان«تصحيح الاعتقاد بصواب الانتقاد» يا «شرح عقايد الصدوق» بزند.
2 آثار شيخ صدوق (ره)
آثار سيصدگانه شيخ صدوق(ره) كه برخي از معاصران توانسته اند، تعداد 219 اثر آن را با ذكر نام شماره كنند، با وجود كثرت عددي داراي تنوع محتوايي نيست.
در ميان اين آثار كه عمدتاً مبتني بر روايات است، بيشترين حجم به فقه روايي و پس از آن كلام روايي اختصاص داده شده است، و تاريخ روايي در مرتبه سوم قرار دارد. و علوم ديگري همچون فرقه شناسي، اخلاق، رجال، تفسير و علوم قرآن و شخصيت نگاري هر يك بخش هاي اندكي را به خود اختصاص داده اند. اما نكته جالب توجه آن است كه علي رغم عدم شهرت شيخ صدوق(ره) در مقوله تاريخ نگاري، بررسي فهرست آثار او اين مطلب را ثابت مي كند كه تعداد معتنابهي از نوشته هاي او به شعب مختلف تاريخ نگاري همچون سيره نگاري، شخصيت نگاري، وقايع نگاري و مقتل نگاري اختصاص يافته كه به عنوان مثال مي توان برخي از آثار اين چنيني شيخ صدوق را از قرار زير برشمرد:
كتابهاي اوصاف النبي (ره)، التاريخ، اخبار عبدالعظيم بن عبد ا... الحسني، في ابي طالب و عبدالمطلب و عبدا... و آمنه بنت وهب، المختار بن ابي عبيد، كتاب الاوائل، الاواخر، اخبار سلمان و زهده و فضائله، اخبار ابي ذر و فضائله، فضائل جعفر الطيار، المعراج، الجمل، في زيد بن علي و فضائل العلويه كه متأسفانه از هيچ كدام از آثار فوق نشاني در دست نيست. زندگي نامه نگاري ائمه (ع) نيز موضوعي بوده كه از چشم شيخ صدوق(ره) دور نمانده به گونه اي كه علاوه بر ذكر برخي موارد در كتابهايي همچون الخصال، علل الشرايع، معاني الاخبار و الامالي، كتابهاي چندي را به بررسي روايي و كلامي بخش هايي از زندگينامه ائمه(ره) اختصاص داده است كه از آن ميان مي توان آثار زير را برشمرد:
كتابهاي مقتل الحسين (ع)، كمال الدين و تمام النعمه، عيون اخبار الرضا (ع)، اثبات الوصيه لعلي (ع)، اثبات خلافته [علي (ع)]، اثبات النص علي الائمه(ع)، جامع حجج الائمه (ع)، دلائل الائمه و معجز اتهم، مولد امير المؤمنين (ع)، مولد فاطمه (س)، و كتب زهد، يعني كتابهايي كه به توصيف زهد پيامبر خدا (ص)، حضرت فاطمه (س) و امامان شيعه از امام علي(ع) تا امام حسن عسكري(ع) مي پردازد در ميان اين كتابهاي فراوان، هم اكنون دو اثر گرانقدر كمال الدين و تمام النعمه و عيون اخبار الرضا(ع) باقي مانده است كه اولي در مورد اثبات امامت و غيبت دوازدهمين امام شيعه از راه براهين كلامي و روايات اهل بيت(ع) و نيز بهره گيري از داستانهاي غيبت پيامبران پيشين مي باشد كه در ضمن به جوانب مختلف تاريخي زمان آن حضرت (عج) نيز اشاره مي كند.
كتاب دوم درباره جوانب مختلف حيات امام رضا(ع) است كه به بررسي مفصل تر آن مي پردازيم.
3. عيون اخبار الرضا(ع)
الف) محتوا
اين كتاب كه احتمالاً پس از وفات ركن الدوله بويهي (حكومت: 320 366 ق) يعني پس از سال 366 ق نگاشته شده ، به دنبال شنيدن دو قصيده از ابوالقاسم اسماعيل معروف به صاحب بن عباد (د 385 يا 387 ق) وزير بزرگ آل بويه در مدح امام رضا(ع) به نگارش در آمده است كه شيخ صدوق خود در كتابش به اين انگيزه اشاره مي كند.
اين كتاب را مي توان از آثار منحصر به فردي دانست كه تا آن زمان و بلكه تا قرن ها بعد به صورت جامع و همه جانبه به زندگاني يك امام(ع) از سوي محدثي بزرگ پرداخته است.
گرچه قبل از شيخ صدوق(ره) شاهد تك نگاري هايي در مورد امام رضا (ع) همچون كتاب وفاة الرضا (ع)، اثر عبدالسلام بن صالح معروف به ابوالصلت هروي (د236ق) و كتاب اخبار علي بن موسي الرضا(ع) ، عبد العزيز بن يحيي جلّودي (د332ق) مي باشيم. اما از قراين مختلف مي توانيم به دست آوريم كه آن نوشته ها در حد جزوه هايي كوچك و نه به صورت جامع بوده است.
اين كتاب كه هم اكنون در دو جلد به چاپ رسيده است، شامل 69 باب مي باشد كه در مجموع به صورت غير روشمند شامل مطالب مختلفي همچون روايات امام(ع) در موارد مختلف، زندگاني امام رضا(ع) ، علت ناميده شدن او به رضا(ع) ، مادر امام (ع)، چگونگي نص بر امامت آن امام (ع) ، وضعيت سياسي زمان امام موسي كاظم(ع) و به ويژه برخورد خلفاي عباسي همچون هارون الرشيد و مهدي عباسي با او، جريان واقفيه و كيفيت برخورد امام با آن ، مناظرات امام(ع) با فرقه ها و اديان مختلف، برخورد امام(ع) با گروههاي افراطي همچون غاليان و مفوضه ، مسير امام(ع) از مدينه به مرو و ماجراهاي اتفاق افتاده در شهرهاي مختلف آن همچون نيشابور و طوس و نيز احاديث صادر شده از امام(ع) در نقاط مختلف، بيان ماجراي ولايتعهدي امام (ع) و علت پذيرش آن از سوي امام (ع)، كيفيت برخورد مأمون با امام پس از ماجراي ولايتعهدي، معجزات صادر شده از امام (ع) كه شيخ صدوق(ره) از آنها با عنوان دلالات الرضا(ع) ياد مي كند ، چگونگي تصريح بر امامت فرزندش امام جواد(ع)، كيفيت شهادت امام رضا (ع)، مرثيه هاي سروده شده دربارهء آن امام (ع)، كيفيت زيارت آن امام (ع) و نيز مقدار ثواب آن و سرانجام بركات ظاهر شده از مرقد آن امام (ع) در زمان شيخ صدوق(ره) است.
چنانچه روشن شد، ابواب اين كتاب را مي توان در دو بخش كلي روايات امام رضا(ع) و گزارشهايي درباره امام (ع) تقسيم كرد، كه بخش دوم شامل مسائل مختلف سياسي، كلامي فرهنگي و اجتماعي مربوط به آن حضرت(ع) و احياناً پدر و فرزندش مي باشد.
غير روشمند بودن تقسيم بندي ابواب از آن جهت گفته شد كه اولاً اين تفكيك كلي ميان دو بخش در همان آغاز به صورت واضح انجام نشده است. و ثانياً در درون هر يك از دو بخش پيشگفته نيز تقسيم بندي قابل دفاعي صورت نگرفته است. به عنوان مثال در حالي كه باب 46 تحت عنوان كلّي دلالات الرضا(ع) نام گرفته است، تعدادي از معجزات امام (ع) در ابواب بعدي هر كدام در يك باب جاي گرفته است.
همچنين بسياري از ابواب، شامل احاديث فراوان پيرامون يك موضوع است، به عنوان مثال بابهايي همچون باب 60 و 61 هر كدام به ذكر يك روايت در مورد وفات امام (ع) پرداخته است.
در مجموع به نظر مي رسد شيخ صدوق(ره) مي توانست با يك تقسيم بندي منطقي تعداد اين ابواب را به كمتر از انگشتان دست تنزل دهد.
از ديگر نكات محتوايي در اين كتاب آن است كه توسط آن مي توانيم از گرايشهاي كلامي تعدادي از سياستمداران آن دوره همچون صاحب بن عباد، وزير ركن الدولة بويهي به صورت مستند و با گواهي دانشمندان معاصري همچون شيخ صدوق آگاهي يابيم. در مورد گرايش كلامي صاحب بن عباد كه از معدود وزراي فرهنگي داراي آثار بوده اختلافهاي فراواني ميان تذكره نويسان وجود داشته است كه طبق اقوال مختلف گرايشهايي همچون زيدي، حنفي، معتزلي و امامي اثنا عشري براي او نقل شده است. اما اشعاري كه شيخ صدوق در آغاز كتاب عيون اخبار الرضا(ع) از قول او نقل كرده به خوبي عقيده او به ولايت و امامت و قدرت شفاعت امام رضا(ع) را رسانيده و گرايشهاي ديگر را رد كرده و گرايش امامي او را ثابت مي كند.
همچنين در مورد«حسن» معروف به «ركن الدوله بويهي» مي توان از مكالمه اي كه ميان او و شيخ صدوق در هنگام اجازه گرفتن شيخ از او براي سفر به مشهد رضوي رخ داده ، تمايل او به ديدگاه اماميه رابه دست آورد. زيرا در اين مكالمه، ركن الدوله مسايلي همانند درخواست نايب الزياره بودن شيخ صدوق از طرف او و نيز دعا كردن براي او در آن مكان را كرده و پس از بازگشت شيخ، او اين عقيده را ابراز مي دارد كه: «قد صحّ لي ان الدعاء في ذلك المشهد مستجاب».
«يعني براي من اين نكته ثابت شده كه دعاء در آن مكان مورد استجابت خداوند قرار مي گيرد.»
كه اين نوع سخنان با گرايشهاي ديگر همچون حنفيه، معتزله و زيديه سنخيت كمتري دارد و بيشتر با گرايش اماميه سازگار است.
از مهمترين نكات محتوايي در اين كتاب، تركيب دو ديدگاه بشري و فرابشري و به عبارت ديگر تاريخي و فرا تاريخي در مورد ائمه (ع) است كه اين دو ديدگاه به گونه اي در اين كتاب با يكديگر ممزوج شده اند كه تفكيك آنها از يكديگر مشكل است. كه اين تركيب مي تواند به خوبي ما را از گرايشهاي كلامي مكتب حديثي قم در نيمه دوم قرن چهارم كه به مكتبي ضد غلو مشهور بوده آشنا سازد.
به عنوان مثال در جنبهء تاريخي و بشري ، شيخ صدوق همانند يك مورخ با ذكر سلسله اسناد خود به بيان حوادث تاريخي و سياسي مربوط به ائمه(ع) همچون كيفيت برخورد خلفايي همچون موسي بن مهدي معروف به هادي (حكومت 169 170 ق) و هارون (حكومت 170 193 ق) با امام موسي كاظم (ع) مي پردازد. همچنانكه در ذكر حوادث تاريخي مربوط به امام رضا(ع) نيز همين شيوه را در پيش مي گيرد. و حتي از ذكر حوادث مقارن همچون معرفي فضل بن سهل، كيفيت تعامل او با امام رضا(ع)، علت نامگذاري او به ذوالرياستين و بالاخره كيفيت كشته شدن وي غافل نمي ماند.
اما در همين ميان و در لابلاي همين ابواب به بيان جنبه هاي فرابشري امام (ع) همچون معجزات امام موسي كاظم (ع)، و نيز معجزه امام رضا (ع) در مجلس مأمون پرداخته است. شايد بتوان به صورت شفاف اين ديدگاه تركيبي را كه مي توان نوعي ديدگاه اعتدالي دانست، در باب هاي 19 و 46 كتاب به خوبي مشاهده كرد.
در آغاز باب 19 ، در روايتي به نقل از امام رضا(ع) در مورد جايگاه امام(ع) و ويژگيهاي او مطالبي را شبيه آنچه در كتب محدثان بزرگ قمي قبل از خود همچون بصائرالدرجات صفّار (د290ق) و اصول الكافي، كليني(د329ق) مشاهده مي شود، آورده است كه به نوعي جنبه هاي فوق بشري ائمه(ع) را مطرح مي سازد.
نشانه امامت در ديدگاه امام(ع) در دو چيز دانسته شده است كه مي توان آن را عصاره ديدگاه شيخ صدوق در مورد جنبه هاي فرا بشري امام (ع) دانست. آن دو چيز عبارت است از علم و مستجاب الدعوه بودن، كه علم او را علمي كسبي كه آن را از طريق توارث از پدرانش به دست آورده مي داند.»
نكتهء جالب توجه اينكه چه در مقام بيان جايگاه امام (ع) و چه در مقام بيان نشانه هاي امامت سخني از ولايت بر تكوين و تصرف در آن كه بشدت مورد علاقه متكلمان و بلكه فيلسوفان قرون بعدي شيعه اماميه است، به ميان نمي آيد، اما در هنگام بيان شرح حال ائمه(ع) به مواردي برخورد مي كنيم كه مي توان آن را از اين نوع به شمار آورد.
عنوان باب 46« ما جاء عن الرضا(ع) في وجه دلائل الائمه (ع) و الرد علي الغلاة و المفوضة لعنهم ا...» است كه كاملاً ديدگاهي متعادل را بيان مي كند كه در ضمن آنكه به دلائل امامت ائمه و از جمله معجزات آنها اعتقاد دارد، در مقابل ديدگاه هاي غاليانه بشدت ايستادگي مي كند.
اولين روايت اين باب، گزارشي از مجلسي را كه در حضور مأمون و متشكل از فقها و متكلمان مذاهب مختلف اسلامي بوده ارائه مي كند كه در آن مأمون در آغاز از راههاي اثبات امامت پرسش مي كند و امام(ع) آن را منحصر به دو راه نصّ و دليل مي كند و سپس مانند روايت گذشته دليل را از دو طريق علم و مستجاب الدعوه بودن قابل اثبات مي داند و پيشگوييهاي حوادث آينده را نوعي علم ارثي معرفي مي كند كه از پيامبر(ص) به آنها رسيده است.
نكتهء جالب اين روايت آنكه وقتي مأمون از امام (ع) چگونگي آگاهي ائمه(ع) از درون مردم را جويا مي شود؛ امام (ع) آن را از باب تيزبيني (فراست) مؤمن معرفي مي كند و آن را داراي منشأي الهي مي داند (فانه ينظر بنورا...) و آن را متناسب با مقدار ايمان و بصيرت و علم مؤمن معرفي مي كند. و در ادامه از تأييد شدن ائمه(ع) به واسطهء روح القدس كه از جنس فرشتگان نبوده، بلكه عمودي از نور بوده كه ميان خداوند و ائمه (ع) امتداد داشته سخن به ميان مي آورد.
در ادامه اين روايت مفصل و نيز در چهار روايت باقيمانده اين باب ، شيخ صدوق به نقل بيانات ضد غلو و تفويض امام رضا(ع) پرداخته و شديدترين حملات را از سوي امام (ع) نسبت به آنان نقل مي كند، چنانچه آنها را از متدينان به اديان آسماني غير اسلامي همچون يهود، مسيحيان و مجوسيان و نيز برخي از فرقه هاي اسلامي همچون قدريه، مرجئه و حروريه[خوارج] بدتر دانسته و از پيروان خود مي خواهد تا از هرگونه معاشرت با آنان بپرهيزند.
و در روايت ديگر تفويض آفرينش و روزي رساني را به ائمه(ع) رد نموده و تنها تفويض امر دين به آنها را مي پذيرد.
و در آخرين روايت به نقل برخي از ديدگاههاي غاليان و مفوضه زمان امام (ع) پرداخته و به نقل از امام رضا(ع) بشدت آنها را مورد لعن قرار مي دهد، چنانچه در بخشي از اين روايت هنگامي كه راوي سخن عده اي را كه قائل به عدم سهوالنبي(ص) در نمازش مي باشند، نقل مي كند، امام (ع) با اين عبارت به او پاسخ مي دهد:
«كذبوا لعنهم ا... ان الذي لا يسهو هو ا... الذي لا اله الا هو». يعني : خداوند آنها را لعنت كند، آنها دروغ مي گويند، آنكه دچار سهو نمي شود خداوند يكتاست كه به جز او خدايي نيست».
نكتة پاياني در باب محتواي اين كتاب آنكه زيارت جامعه يعني زيارتي كه بتوان براي همه ائمه(ع) آن را خواند ، به دو گونه مختلف و با دو سند در اين كتاب آورده شده است كه اولي به نقل از امام رضا (ع) و دومي كه همان زيارت جامعهء مشهور است، به نقل از امام هادي(ع) نقل شده كه مي توان آن را نوعي ديدگاه رايج ميان محدثين قم و بلكه متكلمان بغداد درباره جايگاه ائمه(ع) در آن زمان دانست كه هم اكنون همين ديدگاه مورد قبول جامعه كلامي اماميه است.
ب) اسناد و منابع
شايد بتوان گفت ذكر سلسله سند در تمامي موارد از ويژگيهاي مهم كتاب عيون اخبار الرضا(ع) است كه به عنوان يك نوشته تاريخي كلامي به شمار مي آيد.
اين نكته به پژوهشگر اين امكان را مي دهد كه مقايسه اي ميان اسناد روايات كلامي با اسناد روايات تاريخي داشته باشد و به تفاوتها و تشابه هاي آنها دقت كرده و سپس به نتيجه گيري پردازد.
در يك برآورد اجمالي چنين به نظر مي رسد كه اين دو نوع گزارشها چنان به هم تنيده است كه تفكيك ميان آنها به دشواري انجام مي پذيرد و راحتتر آن است كه به جاي جستجوي تفاوتها به تشابه ها نگريسته و باورمند به نبود مرزبندي مشخص ميان روايات كلامي و تاريخي شده و آنها را چه از جهت محتوا و چه از جهت سند، در آن دوره در يك طيف ببينيم.
البته واضح است كه اين نكته در مواردي كه شيخ صدوق مطالب خود را از راويان عامي (غير شيعي) نقل مي كند، قابل تطبيق نيست، چنانچه به عنوان نمونه مي توان تفاوتي ماهوي ميان گزارشهاي منقول از ابوبكر محمد بن يحيي صولي(د330ق) كه از اديبان بوده و به نديمي خلفايي چون المكتفي باا... (حكومت 289 295 ق) ، المقتدر باا... (حكومت 295 320ق) و الراضي باا... (حكومت 322 329 ق) مشغول بوده را مثال آورد.
«صولي» داراي كتابي با عنوان «الاوراق في اخبار الخلفاء و الشعراء» بوده كه مشتمل برگزارشهاي تاريخي مربوط به خلفا و نيز ذكر اشعار آنها و فرزندان و پدرانشان بوده است كه بخشهايي كه مربوط به بعد از خلافت المعتز باا... (حكومت 252 255ق) بوده، در دسترس معاصرينش همچون ابن نديم (375 يا 380 يا 385ق) نبوده است.
شيخ صدوق در موارد فراواني گزارشهاي تاريخي مربوط به امام موسي بن جعفر و امام رضا (ع)را به نقل از «صولي» در كتاب خود آورده است. كه علاوه بر آنكه نشان دهندهء آشنايي او با كتابهاي تاريخي مرتبط با موضوع كتاب خود بوده است، مي توانسته راهگشاي ديگر دانشمندان شيعي در بهره وري از اين نوع آثار نيز باشد. اما با مراجعه به كتابهاي رجالي شيعه در مي يابيم كه كمترين آشنايي با چنين چهره هايي وجود نداشته است، چنانچه به عنوان مثال در يكي از موسوعه هاي عظيم رجالي معاصر امامي كه مي توان آن را به نوعي حاوي ديدگاه هاي رجاليون امامي در ده قرن گذشته دانست، درباره اين شخصيت تنها با عبارت «مجهول، روي عنه الصدوق في العيون» ياد شده است، كه به نوعي معرف كانال آشنايي اماميه با اين شخصيت تاريخ نگار و مقدار شناخت از او مي باشد. از آنجا كه در ديگر كتابهاي امامي از گزارشهاي چنين مورخيني كمتر استفاده شده است، مي توان در بررسي كيفيت تاريخ نگاري شيعي از جهات مختلف روش شناسي، محتوايي و اسناد از اين نكته بهره گرفت. در همينجا لازم به ياد آوري است كه بخشهاي چاپي و خطي كتاب «الاوراق صولي» كه هم اكنون در دسترس است، حوادث تاريخي زمان هارون الرشيد(حكومت 170 193 ق) و مأمون (حكومت 198 218ق) را در برندارد ،كه از مطالب ذكر شده در كتاب عيون مي توان به گونه اي در بازسازي آن اثر كهن بهره گرفت.
از ديگر ويژگيهاي اسنادي عيون، بيان مشخصات زماني و مكاني سند در موارد فراوان است كه در آن شيخ صدوق، سال شنيدن حديث و يا مكان آن را در سلسله سند خود مي آورد. و جالب آن است كه در موارد معدودي سال شنيده شدن روايت هر راوي از راوي ديگر را نيز آورده است.
و بالاخره نكته پاياني درباره اسناد اين كتاب آن است كه گرچه در سرتاسر كتاب راويان توثيق شده اي همچون علي بن بابويه پدر صدوق، علي بن ابراهيم و پدرش ابراهيم بن هاشم، سعد بن عبدا... اشعري، احمد بن محمد بن عيسي، محمد بن حسن بن وليد، عبدا... بن جعفر حميري، در سلسله اسناد مختلف مشاهده مي شود، اما بايد گفت رواياتي كه در آنها همه راويان سلسله سند شخصيتهاي عادل امامي مورد اطمينان بوده و به اصطلاح مدرسهء حله، حديث صحيح باشد، بسيار اندك است، به گونه اي كه شايد به زحمت بتوان تعداد اين گونه روايات را به عدد انگشتان دست رسانيد. زيرا علاوه بر آنكه افراد مجهول، و مهمل و افراد شناخته شده به ضعفهايي همچون ارسال و غلو در سلسله اسناد وجود داشته، برخي از روايات نيز دچار ضعفهايي همچون ارسال و رفع مي باشند.
جالب آن است كه ناشناخته بودن شخصيتهاي واقع شده در سلسله اسناد كتب شيخ صدوق به صورت كلي و كتاب عيون به صورت مشخص به گونه اي واضح در كتب رجالي متأخر از شيخ صدوق تبلور پيدا كرده است، به طوري كه در موارد فراوان هنگام ذكر راويان به اين نكته اشاره مي كنند كه از اين شخصيت به جز آنكه در سند كتب شيخ صدوق واقع شده، اطلاعي در دست نيست.
و اگر در كنار اين نكته به اين مطلب نيز توجه شود كه برخي از روايات شيخ صدوق از قرائني همچون ورود در اصول معتبر نزد شيعه(كه در نزد قدما و پيشينيان باعث صحت حديث مي شد)، بي بهره است، آنگاه نقد اين روايات كه از ضعف سند و محتوا هر دو رنج مي برد، آسانتر مي شود. چنانچه مي توانيم به عنوان مثال در موارد زير به راحتي به نقادي روايات بپردازيم. حديث رفع القلم ، تحريف قرآن ، طي الارض امام به صورت غير متعارف، توجيهات غير متعارف دربارهء تعداد حروف الفبا و معاني آنها، داستان خروس آسماني، داستان كشتي گرفتن حضرت علي (ع) با ابليس و زمين زدن او و معرفي ابليس به عنوان يكي از محبان امام علي (ع) كه به علت همين محبّت خود را در نطفه دشمنان امام (ع) شريك كرده و آنها را ولد الزنا مي سازد.
همچنانكه سبك داستان سرايي در برخي از گزارشهاي اين كتاب كه به جهت بيان فضيلت ائمه(ع) ساخته شده نيز از ديگر موارد نقد اين كتاب مي تواند باشد. كه از آن جمله مي توان به داستاني اشاره كرد كه در آغاز آن شخصي به نام سفيان بن نزار در بيان علّت تشيع مأمون از قول وي آورده و در آن به تطهير شخصيتهايي همچون مخارق كه از مغنيان و مطربان مشهور بوده پرداخته و آنها را از دوستداران امام كاظم (ع) معرفي كرده است.
همچنين در برخي از موارد به تناقض با مسلّمات تاريخي در اين كتاب برخورد مي كنيم كه به عنوان نمونه مي توان به يكي از روايات حديث لوح و صحيفه اشاره كرد كه در آن از حضور جابر بن عبدا... انصاري بر سر بالين امام باقر(ع) در هنگام وفات آن حضرت(ع) ياد شده است تا اين روايت رابراي حاضران و از جمله زيد بن علي (ع) نقل كند تا آنها مخالفت با امامت امام صادق(ع) ننمايند.
در حالي كه اين نكته مسلم است كه جابر بن عبدا... انصاري در سال 74 يا 78 ق از دنيا رفته است. در حالي كه وفات امام باقر(ع) در سال 114 ق واقع شده است. كه به صورت طبيعي جابر نمي توانسته بر بالين احتضار امام باقر(ع) حضور داشته باشد.
از ديگر موارد تناقض مي توان اشاره به گزارشي كرد كه در آن سخن از ناصبي بودن قمي ها در قرن سوم و چهارم به ميان مي آورد كه در ضمن آن اشاره اي نيز به تشيع اهل ري دارد.
در حالي كه بر طبق گزارشهاي متقن تاريخي از هنگام ورود اشعري ها به قم در نيمه دوم قرن اول، هميشه قم به عنوان مركزي شيعي شناخته مي شد و هيچ گزارشي تاريخي مبني بر وجود ناصبي ها در آن يافت نشده است.
منابع:
1- ابن نديم، محمد بن اسحاق، الفهرست، ترجمه رضا تجدّد، تهران، دانشگاه تهران، 1350
2- اصفهاني، ابوالفرج، الاغاني، تصحيح عبدا.. علي مهنا و سمير جابر، چاپ اول، بيروت، دارالفكر، 1407 ق
3- امين عاملي، سيد محسن، اعيان الشيعه، تحقيق سيد حسن امين، بيروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1403 ق
4- پاكتچي، احمد، «ابن بابويه»، دايرة المعارف بزرگ اسلامي، ج 3، زير نظر سيد كاظم موسوي بجنوردي، چاپ اول، تهران، مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي.
5- جباري، محمد رضا، مكتب حديثي قم (شناخت و تحليل مكتب حديثي قم از آغاز تا قرن پنجم هجري)، چاپ اول، قم، انتشارات زائر، 1384.
6- جعفري، يعقوب، «مقايسه اي ميان دو مكتب فكري شيعه در قم و بغداد» مقالات فارسي كنگرهء شيخ مفيد، شماره 68، چاپ اول، قم، كنگرهء جهاني هزاره شيخ مفيد، 1413 ق.
7- حر عاملي، محمد بن حسن، اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، تصحيح سيد هاشم رسولي محلاتي، قم، المطبعه العلميه.
8- خويي، سيد ابوالقاسم، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، چاپ چهارم، قم، مركز نشر آثار الشيعه، 1410 ق.
9- رحمتي، محمد كاظم،«دو كتاب به روايت شيخ صدوق» ، كتاب ماه دين، شماره 67 66.
10- صدوق، محمد بن علي بن بابويه قمي، امالي الصدوق، بيروت، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، 1400 ق
11- الاعتقادات، تحقيق عصام عبدالسيد، چاپ اول، قم، كنگره جهاني هزارة شيخ مفيد، 1413 ق.
12- عيون اخبار الرضا (ع)، تصحيح سيد مهدي حسيني لاجوردي، تهران، انتشارات جهان.
13- كمال الدين و تمام النعمه، تصحيح علي اكبر غفاري، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1395 ق.
14- من لا يحضره الفقيه، تحقيق سيد حسن موسوي خرسان، چاپ پنجم، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1343.
طوسي، ابوجعفر محمد بن حسن، رجال الطوسي، تحقيق جواد قيومي اصفهاني، چاپ اول، قم، مؤسسة النشر الاسلامي، 1415 ق.
15- الفهرست، تحقيق جواد قيومي اصفهاني، چاپ اول، قم، مؤسسه نشر الفقاهة، 1417 ق.
16- عاملي، حسين بن عبد الصمد، وصول الاخيار الي اصول الاخبار، تحقيق سيد عبداللطيف كوهكمري، قم، مجمع الذخائر الاسلاميه، 1410 ق.
17- قمي، محمد بن حسن اشعري، تاريخ قم، ترجمه حسن بن علي بن حسن قمي، تصحيح سيد جلال الدين تهراني، تهران، چاپخانه مجلس، 1313.
18- مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، چاپ چهارم، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1362.
19- مفيد، ابو عبدا... محمد بن محمد بن نعمان عكبري بغدادي، الارشاد في معرفة حجج ا... علي العباد، تصحيح محمد باقر بهبودي، ترجمه و شرح فارسي محمد باقر ساعدي خراساني، تهران، انتشارات اسلاميه، 1380.
20- تصحيح الاعتقاد بصواب الانتقاد او شرح عقائد الصدوق، تعليق سيد هبة الدين شهرستاني، قم، منشورات الرضي، 1363.
21- مكدر موت، مارتين، نظريات علم الكلام عند الشيخ المفيد، تعريب علي هاشم، چاپ اول، مشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي، 1371.
22- موسوعة طبقات الفقهاء، اللجنه العلميه في مؤسسه الامام الصادق (ع)، زير نظر جعفر سبحاني، چاپ اول، قم، مؤسسه الامام الصادق(ع) 1418 ق.
23- نجاشي، ابوالعباس احمد بن علي، رجال النجاشي، تحقيق سيد موسي شبيري زنجاني، چاپ ششم، قم، مؤسسه النشر الاسلامي، 1418 ق.
24- نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل (خاتمه)، چاپ سنگي.
آخـرين مطالب ارسالـي
پيوند روزانه
- آيين خويشاوندى و صله رحم در سیره رضوی
- رفتارهای اقتصادی امام رضا عليه السلام
- توصیههای امام رضا (ع) در باب مشاجره
- روش تغذیه و طرز خوردن از نگاه امام رضا علیه السلام
- تبین جایگاه اقتصادی خانواده در نگاه امام رضا
- مباني و اصول جهاد اقتصادي در سیره رضوی
- تحرک صحیح اقتصادی در سیره رضوی
- راز طول عمر و سلامت انسان در کلام امام رضا علیه السلام
- امام رضا (ع) الگويي براي اخلاق
- سنتهای ازدواج در سیره رضوی
- امام رضا(علیه السلام) و تربيت فرزند
- سيره تربيتي امام رضا علیه ا لسلام
- اي تكيه گاه هشتمين
- اي غريب نواز!
- کعبه آمال دلدادگان
- حكايتي دارد دلبستگيهاي من و تو
- لحظه هايي كه تكرار نمي شوند
- پياده در راه عشق
- نور رضوی
- نگاه كنیم...
- تمام پيوندها



