درباره من

غریب طوس 

با عرض سلام و خیر مقدم خدمت بازدید كنندگان عزیز ، پایگاه  غریب طوس  با هدف گسترش فرهنگ غنی رضوی شروع به فعالیت نموده و  همیشه اطلاع رسانی قوی از  سیره رضوی  داشته و در این راه با کاربران خود  در تعامل بوده و نظرات عزیزان در پیشرفت این وبلاگ نقش گسترده ای داشته  و دارد ، امیدوارم که این  پایگاه بتواند نقشی هرچند کوچک در کسترش فرهنگ رضوی در بین دوستداران اهل بیت ایفا نماید.

***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس می‌ایستی و دست بر سینه خم می‌شوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین می‌سازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.

نوای رضوی

مشهدی کریمخانی - ای حرمت

صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان

صدای دور ضریح مطهر

صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده

آمد مرید مرده دل

حسرت ديدن گنبد طلا حرمت

امام رضا - حامد زمانی

سرود امام رضا

امکانات وبلاگ



  • -----------------------------------


    -----------------------------------

    نام و ایمیل خود را وارد نمایید





    Powered by WebGozar

    باعضويت در خبرنامه  از  آخرین اخبار پايگاه غریب طوس در ايميل خود با خبر شويد

     

  • شفا يافته: مير مراد مشتري

     ساكن: بندرعباس

     نوع بيماري: فلج

     پاهايش را دراز مي كند، آن قدر كه كف پاشنه هايش در ماسه هاي نرم و خيس ساحل فرو مي رود.

     دسته اي پرندة دريايي، شاد و نغمه خوان از بالاي سرش مي گذرند.

     هوا به شدت شرجي و گرم است، آسمان صاف و آبي در آن دورها، سينه به سينه نيلگون دريا سپرده است.

     موجي آرام پاهايش را به نوازش مي گيرد. خنكاي آب به وجودش مي آورد، صندلي چرخدارش را كمي به جلو مي راند و پاهايش را تا ساق در موج آب فرو مي برد چرخهاي ويلچر در ماسه ها فرو مي روند، موجهايي در پي، او و چرخش را احاطه مي كنند.

     لذتي زيبا زير پوستش مي رود احساس سرور مي كند شوق ماهي و ماهيگيري در وجودش شعله مي كشد، لذت كندن لباس و تن به آب دريا سپردن، هوس شنا ، شيرجه وزير آبي، غوغاي مسابقه و مقام اولي! آهاي..... ميرمراد، بجنب پسر، چيزي نمونده، زود باش، امسال هم برنده تو هستي مير مراد، بجنب، زودباش اما پاهايش به يك باره خشك شده، تير كشيد و درد تا عمق جانش را سوزاند، خط پايان مسابقه را مي ديد كمتر از 50 متر ديگر، اما هر چه تلاش كرد، تكان نمي خورد جا ماند، ديگران از او گذشتند، شوري دريا را در كامش حس كرد، پايين رفت، فرياد كشيد، بالا آمد، باز هم فرياد كشيد، صدايي شنيد! چت شده مير مراد؟ چرا وايستادي؟ زودباش ديگه، عقب موندي پسر، زودباش.

     به هوش كه آمد در بيمارستان بود، خواست كه برخيزد، نتوانست، پاهايش بي حس و بي حركت بودند، همسرش بالاي سرش مي گريست.


    برچسب‌ها: مير مراد مشتري

    ادامه مطلب
    توسط ، با موضوع كرامات رضوي | لينک ثابت

    ذکر کرامات و معجزاتی ازغریب طوس

    داناتر از على بن موسى الرضا (ع) را ندیدم
    حضرت رضا (ع) هر سه روز یک ختم قرآن انجام میدادند و میفرمود : اگر بخواهم در کمتر از سه روز هم می توانم یک قرآن ختم کنم ، ولیکن هنگامی که به آیات شریفه می رسم تفکر و تدبر میکنم ، که این آیه در چه موضوعی فرود آمده و در چه وقتی نازل شده است ، و لذا قرآن را در هر سه روز یک دور قرائت می کنم.
    حاکم نیشابورى از ابوالصلت هروى روایت می کند که وى گفت: من داناتر از على بن موسى الرضا (ع) را ندیدم و هر دانشمندى هم که با وى مجالست می کرد این مطلب را تصدیق داشت، مأمون علماء ادیان و فقهاء شرایع را در مجلسى جمع کرد و حضرت رضا (ع) را دعوت کرد تا با آنان گفتگو کند، حضرت همه آنها را مُجاب کرد، و همگان فضل و دانش وى را ستودند و عجز و ناتوانى خود را ثابت کردند ، حضرت رضا (ع) می فرمود : من در مدینه در روضه حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله مى نشستم و علماء هم در آنجا زیاد بودند، هر گاه آنان در مسأله‏ اى در می ‏ماندند به طرف من اشاره می کردند، و مسائل خود را از من سؤال می ‏نمودند، و من هم به همه سؤالات آنها پاسخ میگفتم.


    برچسب‌ها: کرامات, معجزات, غریب طوس

    ادامه مطلب
    توسط ، با موضوع كرامات رضوي | لينک ثابت

    نعمت زيارت

    حضرت آيت الله العظمي بهجت (ره) در فرمايشات خود در باره حضرت امام رضا (ع) و دليل بيشتر بودن کرامات ضريح آن حضرت نسبت به امام حسين (ع) وقايعي را نقل کرده‌اند که آنها را در ادامه مي‌خوانيد:

    آقايي مي‌گفت: عريضه ‌اي به خدمت امام رضا (عليه‏ السلام) در باره‏ سه حاجت از جمله تشرف به خدمت حضرت ولي عصر (عج) نوشتم و پشت در ضريح انداختم. شب آخر اقامت ما در مشهد و يا يک شب جلوتر از آن، براي نماز صبح به حرم مشرف شدم. هنگامي که مي‌خواستم وارد حرم شوم، در ميان ازدحام جمعيت به حدي که ممکن نبود کسي به راحتي داخل حرم شود و عده‏اي به زحمت وارد و عده‌اي خارج مي‏شدند. ناگاه چشمم افتاد به آقايي جليل و نوراني که تشريف مي‏آورد...

    آن همه ازدحام، گويي براي ايشان خلوت بود و از وسط آن همه جمعيت به آرامي و راحتي جلو مي‏آمد. تا اينکه وقتي به من رسيد، گويا به من سلام کرد و فرمود: «أَنَا ابْنُهُ، أَنَا ابْنُهُ». من پسر او هستم، من پسر او هستم. همين طور اين جمله را تکرار مي‏کرد. بعد فرمود: «لا تُعَلِّمُوهُمْ، فَهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ.»(1) چيزي به آنان (ائمه ـ عليهم ‏السّلام) ياد ندهيد، زيرا آنان از شما داناترند. بعد به حرم تشريف برد. آن آقا مي‏گفت: از اينکه کاغذ عريضه به داخل انداخته بودم و نيز از آن همه نورانيت و جلالت، همچنين از اينکه در ميان آن همه جمعيت و ازدحام به راحتي حرکت مي‏نمود، و از اينکه فرمود: «أَنَا ابْنُهُ»، فهميدم که ايشان، حضرت حجت ـ عجل‏ الله ‏تعالي ‏فرجه ‏الشريف ـ هستند.

    همچنين حضرت آيت الله العظمي بهجت(ره) مي‌فرمودند: حرم مطهر حضرت امام رضا (عليه السلام) نعمت بزرگ و گرانقدري است که در اختيار ايراني‌هاست. عظمتش را خدا مي‌داند، به حدي که امام جواد (عليه السلام) مي ‌فرمايد: «زيارت پدرم امام رضا (عليه السلام) از زيارت امام حسين (عليه السلام) افضل است، زيرا امام حسين (عليه السلام) را عامه و خاصه زيارت مي‌ کنند، ولي پدرم را جز خاصه (شيعيان دوازده امامي) زيارت نمي‌ کنند.» لذا کرامات از ضريح آن حضرت بيشتر از ضريح امام حسين ـ عليه السلام ـ ظاهر مي‌ شود. بنا بر اين، ايراني ها بايد نعمت حرم حضرت امام رضا (ع) که زيارت آن برايشان فراهم است، مغتنم بشمارند.ديده و شنيده شده است که اشخاصي در مشاهد مشرفه به امامي که صاحب ضريح است سلام کرده و جواب سلام را شنيده اند. شخصي گفته است: هر وقت براي زيارت حضرت امام رضا (عليه السلام) به مشهد مشرف مي شوم (شايد در هر سال يک زيارت بيشتر نمي کرده است) در هر بار در زيارت اول، با وجود ازدحام جمعيت، تا ضريح راه برايم باز مي شود. به ضريح نزديک
    مي شوم و زيارت مي کنم، و حضرت رضا (عليه السلام) خرجي راه و حتي مقداري پول براي خريد سوغات را نيز به من مي دهند. در خانه اي که ما در مشهد بوديم نيز علويه ‌اي بود که مي ‌گفت: هر وقت که براي زيارت به حرم مي روم، براي من هم راه به سوي بوسيدن ضريح و دست کشيدن بر آن باز مي ‌شود.

    پي نوشت:

    1- اصول کافي، ج 1، ص 286؛ بحارالانوار، ج 23، ص 141

    منبع: رسالت

    توسط ، با موضوع كرامات رضوي | لينک ثابت

    کرامات امام رضا (علیه السلام) به روایت اهل سنت

    شخصيت و جايگاه والاي امام رضاعليه السلام، بزرگان اهل سنت را به اعترافهاي شگفت انگيزي درباره ابعاد معنوي آن حضرت وا داشته كه در اينجا به گوشه هايي از سخنان آنان درباره امام اشاره مي شود:
    1. مجد الدين ابن اثير جَزَري (606 ق): "ابو الحسن علي بن موسي [عليهما السلام ]... معروف به رضا... مقام و منزلت ايشان همانند پدرشان موسي بن جعفر [عليهما السلام ]مي باشد... امامت شيعه در زمان علي بن موسي [عليهما السلام ]به ايشان منتهي شد. فضايل وي قابل شمارش نيست. خداوند رحمت خود و رضوان خود را بر ايشان بفرستد!" (1)
    2. محمد بن طلحه شافعي (652 ق): "سخن در اميرالمؤمنين علي [عليه السلام ]و زين العابدين علي [عليه السلام ]گذشت و ايشان علي الرضا [عليه السلام ] سومين آنها مي باشد. كسي كه در شخصيت ايشان تأمل كند، درمي يابد كه علي بن موسي [عليهما السلام ] وارث امير المؤمنين علي و زين العابدين علي [عليهما السلام ] مي باشد و حكم مي كند كه ايشان سومين علي مي باشد. ايمان و جايگاه و منزلت ايشان و فراواني اصحاب ايشان باعث شد مأمون وي را در امور حكومت شريك كند و ولايت عهدي را به ايشان بسپارد." (2)
    3. عبد اللّه بن اسعد يافعي (768 ق): "وي امام جليل و بزرگوار از سلاله بزرگان و اهل كرم، ابو الحسن علي بن موسي الكاظم [عليهما السلام ] مي باشد... وي يكي از دوازده امام شيعيان است كه اساس مذهب بر نظرات ايشان است. وي صاحب مناقب و فضايل مي باشد."( (3)
    4. يوسف بن اسماعيل نبهاني (1350 ق): "علي بن موسي [عليهما السلام ]از بزرگان ائمه و چراغهاي امت از اهل بيت نبوت و معدن علم و عرفان و كرم و جوانمردي مي باشد. وي جايگاه والايي داشته، نام وي شهره مي باشد و كرامات زيادي دارد." (4)
    5. ابو الفوز محمد بن امين بغدادي مشهور به سُويدي: "[علي بن موسي عليهما السلام ]در مدينه به دنيا آمد و بسيار گندمگون بود و كراماتش زياد و مناقبش مشهور است كه در اينجا نمي گنجد." (5)
    6. عباس بن علي بن نور الدين مكّي: "فضايل علي بن موسي [عليهما السلام ]هيچ حد و حصري ندارد." (6)



    ادامه مطلب
    توسط ، با موضوع كرامات رضوي | لينک ثابت

    پيشگويي های امام درباره سفرهایشان

    امام رضا(ع) سال‏ها پيش از مطرح شدن سفر به خراسان، از اين مطلب خبر داده بودند پيشگويي‏هاي حضرت كه در پي مي‏آيد نشان از اين امر دارد:
    پيشگويي سفر در مدينه : در سفری که‏هارون به مدینه داشت، روزی امام رضا(ع) در مسجد پیامبر بودند در حالی که او سخنرانی مي‏کرد. در آن روزگار هیچ‏کس سفر ‏هارون به خراسان و نیز سفر حضرت را به آن سامان احتمال نمي‏داد؛ تا چه رسد به اینکه قبر‏هارون پشت سر حضرت و در یک مکان باشد. امام رضا(ع) با اشاره به‏هارون فرمود: او را مي‏بیند من و او در یک مکان دفن خواهیم شد.
    پیشگویی سفر در مکه : روزی در مکه‏هارون دو بار از يكي از درهای مسجد الحرام خارج شد و امام رضا(ع) نيز از همان در خارج شد. تکرار این تلاقی بین حضرت و‏ هارون در یک روز، برای حاضرین جالب بود ولی هیچ‏کسی گمان نمي‏کرد روزی دیگر به گونه‏ای دیگر آن حضرت با او در یک مکان باشند.

    عيون اخبار الرضا / بحار الانوار

    توسط ، با موضوع در مكتب امام رضا(ع) | لينک ثابت

    از خاطرات آيت‏ا... بهجت

    از خاطرات آيت‏ ا... بهجت گفتگوی پیرمرد علف فروش با امام(ع)

    گروهی از کشاورزان با شتر و قاطر به قصد زیارت ثامن الحجج(ع) عازم مي‏شوند. هنگام وارد شدن به منطقه جاسب، پیرمردی از اهل محل را مي‏بینند که در گرمای روز، کوله باری از علف بردوش کشیده و با مشقت زیاد به خانه مي‏رود. مسافران مشهد که او را مي‏بینند، زبان به شماتت و سرزنش مي‏گشایند که: پیرمرد، زحمت دنیا را ول‏کن نیستی؟! آخر تو هم بیا لااقل یک بار به مشهد سفر کن و این سخن را تکرار و او را بسیار توبیخ مي‏کنند.

     

    پیرمرد خسته و پاکدل، زبان مي‏گشاید و مي‏گوید: شما که به زیارت آقا رفتید، جواب گرفتید یا نه؟!
    مي‏گویند: این چه حرفی است مي‏زنی! مگر آقا زنده است سلام ما را جواب دهد!
    پیرمرد مي‏گوید: عزیزان، امام که زنده و مرده ندارد، ما را مي‏بیند و سخنان ما را مي‏شنود، زیارت که یکطرفه نمي‏شود!
    آن‏ها به خنده مي‏گویند: اگر تو قادری این کار را انجام بده.
    پیرمرد همانجا رو به مشهد مي‏کند و مي‏گوید: السلام علیک یا امام هشتم و همه با کمال تعجب مي‏شنوند که: پیرمرد خطاب مي‏شود که علیکم السلام آقای فلانی.
    و به این ترتیب، زائران همگی خجالت كشيدند از اینکه چرا سبب دلشکستگی این مرد نورانی شدند.

    توسط ، با موضوع زائرين و آداب زيارت | لينک ثابت

    امام رضا (ع) فرمود من ضامن و ناظر ايرانم

    آنچه در ادامه مي‌آيد از کتاب کرامات امام رضا به قلم حسين صبوري از زبان ميرزا مهدي آشتياني نقل شده است؛

     حوالي عصر در حال خواندن قرآن بودم که ديدم آقايي بلند بالا در برابرم ايستاده و مثل خورشيد مي‌درخشد. بي‌اختيار از جا جستم و مؤدبانه در برابرش ايستادم و عرض کردم: «السلام عليک يا رسول‌الله». نمي‌دانم از کجا فهميدم که رسول‌الله (ص) است! آقا با مهرباني جواب سلامم را داد و پرسيد: تو را چه شده است ميرزا مهدي؟ سفره دلم را باز کردم. در ادامه گفتم چيزي که برايم قابل تحمل نيست اين است که شاهد از بين رفتن دين و ايمان در اين مملکت باشم، اين روزها جوان‌هاي ما دارند کمونيست مي‌شوند و اين «تقي اراني» هم که شده بلندگوي شيطان. مي‌ترسم آخر اين مرد، ايران را هم مثل روسيه، بي دين کند.حرف‌هايم که به اينجا رسيد، آقا لبخندي زد و فرمود: ما امور ايران را به فرزندمان «رضا» واگذار کرده‌ايم، تا خواستم چيزي بگويم ديدم از آقا خبري نيست... راه مشهد‌الرضا(ع) را در پيش گرفتم. پيش روي مبارک حضرت ايستاده بودم و زيارتنامه مي‌ خواندم. ديدم آقايي ماه رخسار، بر روي تختي از نور، نشسته است. آقا در جواب سلام من فرمود: وعليک السلام! اي ميرزا مهدي! از ما چه مي‌خواهي؟‌ همان عرايض را تکرار کردم. آقا در جوابم فرمود: قرض‌ هايت، ادا خواهد شد و اين بيماري ‌ات جزو قضا و قدر حتمي الهي است که در نهايت به نفع شماست، ولي در عين حال عمري طولاني خواهي داشت و اما از بابت تقي اراني نگران نباش، زيرا من ضامن کشور ايران هستم و اين کشور زير نظر من است. با شنيدن اين سخنان، آرامش و اطمينان، سرزمين وجودم را تسخير کرد و گذشت زمان صحت اين مکاشفه را به اثبات رساند.

    توسط ، با موضوع كرامات رضوي | لينک ثابت

    قامت بلند عشق

    شفايافته: سكينه باي. سن: 14 سال. اهل: گرگان.

    نوع بيماري: اعصاب، تشنج

    دلم قرص بود كه آقا عنايتي مي‌كند. باران مي‌باريد. تند تند، اين را از صداي شديد و مداوم ناودانها فهميدم. به حتم باراني سيل‌آسا مي‌باريد، اين وقت سال چنين باران‌هايي در مازندران مي‌باريد. بعضي وقتها دو يا سه روز پي در پي.

    آب باران از كناره خيابان راه مي‌گرفت و در ابتداي كوچه به داخل جوي آب شره مي‌كرد. هر سال در چنين روزهايي در حياط را مي‌گشودم، جلوي در و در سايه‌سار هشتي مي‌نشستم و (به انگشتان بلند باران كه بر روي زمين پشنگه مي‌زد) خيره مي‌شدم چه حظي مي‌بردم از تماشا، سير نمي‌شدم، آنقدر باران را دوست داشتم كه اگر تا شب هم مي‌باريد مي‌نشستم و از تماشا خسته نمي‌شدم.

    اما حالا آنطور نيست، مثل آن روزها عاشق باران نيستم، وقتي باران مي‌بارد جيرم مي‌گيرد. از صداي پاي باران بر بام خانه هراس دارم، از آهنگ شاد ناودانها متنفرم. وقتي كه باران مي‌بارد حوصله‌ام سر مي‌رود، از خود بي‌خود مي‌شوم.



    ادامه مطلب
    توسط ، با موضوع كرامات رضوي | لينک ثابت

    لوگودونی

     

    غریب طوس

    پایگاه های رضوی

    .........................



















    ویژه ولادت حضرت فاطمه معصومه (س)

    آماده تبادل لینک و لوگو  با پایگاه های رضوی و ارزشی هستیم

    حمایت می کنیم