درباره من
***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس میایستی و دست بر سینه خم میشوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین میسازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.
پـيـونـدهـــا
- نیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع)/قزوین
- مجله کرامت
- ادب و اخلاق
- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
- بنیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع)
- دوهفته نامه الکترونیکی باب الجواد (ع)
- رضوینا
- وب سایت یا ضامن آهو
- کبوتر حرم
- فوتوبلاگ رضوی
- پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس
- سایت فرهنگسرای مجازی
- کبوتر حرم
- خواهر خورشيد
- مؤسسه فرهنگي ثقلين
- قدس آنلاین
- دخت خورشید
- مشرقی ترین بهشت
- خورشید هشتم
- ضریح الرضا
- قطعه ای از بهشت
- انیس النفوس
- امام رئوف
- انيس النفوس
- هشتمین مراد
- آفتاب هشتم
- محبان الرضا
- آخر زمان و بیداری اسلامی
- پناه غریبان
- حجت ثامن
- پایگاه سراج الله
- خورشید هشتم
- ضامن هشتم
- هشتمین آفتاب
- ولایت عشق
- زائر بارانی
- وقف
موضوعات
- گفتگو و گزارشهای رضوی
- سرود و نوای رضوی
- سیره رضوی
- نکته ها از سیره ی امام رضا (ع)
- خادم الرضا
- بانوي كرامت حضرت معصومه(س)
- کتابشناسی ومعرفی کتاب رضوی
- داستانهای کوتاه رضوی
- اشعارو شاعران رضوی
- زائرين و آداب زيارت
- احادیث و روایات رضوی
- حرم شناسی رضوی
- گالری و فایل های تصویری رضوی
- کلام وگفتار رضوی
- آشنای با زندگی امام
- زائران و خاطرات زيارت
- فایلهای چند رسانه ای
- نامه اي به امام رضا (ع)
- كرامات رضوي
- امام رضا(ع) و تفسیر قرآن کریم
- سفری از مدینه تا مرو
- در مكتب امام رضا(ع)
- دلنوشته ها ی رضوی
- متن و قطعه ادبی رضوی
- مقالات و پژوهش های رضوی
- سبک زندگی در سیره امام رضا (ع)
- امام رضا (ع) و اقتصاد مقاومتی
- امام رضا (ع) و بیداری اسلامی
- نرم افزار رضوی
- امام رضا (ع) و خانواده
- فیلم انیمیشن کلیپ
- توصیه ها ی بهداشتی امام رضا (ع)
برچسبها
نوای رضوی
مشهدی کریمخانی - ای حرمت
صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان
صدای دور ضریح مطهر
صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده
آمد مرید مرده دل
حسرت ديدن گنبد طلا حرمت
امام رضا - حامد زمانی
سرود امام رضا
دست خدابر شانه من است
«ويتو لوگيا» با خواندن اشهد مسلماني در حرم رضوي « اميد » فاطمه شد
دست خدابر شانه من است
«ويتو لوگيا» به چشم هاي سياه فاطمه خيره مي شود و بعد نگاهش سرمي خورد به حرکت لبها و دست هايش: - پليز ري پيت اميد جان... دوس... «ويتو» خودش را جابه جا مي کند و پشتش را صاف: دوس...
لبخند بر چهره فاطمه کشيده مي شود: دوس...تت....
- دوستت...
- دوستت... دارم
- دوستت... دالم...
- براوو اميد جان، براوو...
«ويتو» انگشتان فاطمه را در دستانش مي گيرد. گرم مي شود. نگاهش ثابت مي ماند به گنبد حرم امام رضا (ع): - مم...نون... آگا!
ادامه مطلب
آرامش حرم رضوي مرا به اسلام دعوت کرد
خاطرات يک تازه مسلمان از عنايت امام رضا(ع)
يک مسيحي در مؤسسه تحقيقاتي وليعصر با حضور دکتر حسيني قزويني مسؤول اين مرکز اسلامي، پس از اداي شهادت به اسلام و مذهب حقه جعفري گرويد.اندرو ورياني در خانواده اي ديده به جهان گشود که پدر وي هندي و داراي مذهب هندو و مادر وي اهل فيليپين و مسيحي بود. پدر و مادر اندرو در ايران با يکديگر آشنا مي شوند بقيه ماجرا را از زبان اندرو مي خوانيم:
انتخاب آيين
پدرم مرا آزاد گذاشته بود تا آزادانه درباره دين و مذهبي که مي خواهم در آينده انتخاب کنم تصميم بگيرم. چون مادرم بر من نفوذ بيشتري داشت دين مسيحيت را انتخاب کردم. بعد از فوت پدرم مشکلات زيادي به ما روي آورد و من براي حل مشکلاتمان و به دست آوردن آرامش از دست رفته خود يک بار به معبد سيکها و يک بار به کليسا مي رفتم و ادعيه مربوط به آنها را مي خواندم ولي احساس مي کردم کسي به حرفهاي من گوش نمي دهد. يک دوست هم مدرسه اي داشتم که مسلمان بود پس از اينکه اوضاع و احوال مرا ديد به من پيشنهاد داد تا به مشهد و زيارت امام رضا(ع) برويم، من نيز پيشنهاد او را پذيرفتم و با هم عازم شهر مشهد شديم.
سفري براي آرامش
وقتي به مشهد رسيديم به حرم امام رضا(ع) رفتيم، من که فکر مي کردم ورود يک مسيحي به اين حرم گناه دارد از رفتن به داخل حرم امتناع کردم ولي دوستم مرا تشويق کرد و گفت که او را همراهي کنم. وقتي وارد حرم شدم ناگهان حالت عجيبي به من دست داد و حس کردم که تمام بدنم سفت شده و قادر به حرکت نيستم، حتي عينکم از چشمم افتاد و شکست. وقتي به هوش آمدم احساس آرامش و حالت وصف ناشدني به من دست داد که تا آن موقع همچنين حسي را تجريه نکرده بودم.
دو رکعت نماز عشق
وقتي مطلب را با دوستم مطرح کردم به من گفت وضو بگير و مثل من دو رکعت نماز بخوان و من که هنوز در آن حال و هواي معنوي خودم بودم به صورت تقليدي دو رکعت نماز خواندم. چهار روز در مشهد توقف کرديم، روزهاي خوبي بود و هر بار که به حرم امام رضا(ع) مي رفتم احساس آرامش و نورانيت خاصي مي کردم.
هر گاه که نماز مي خواندم، حس فرزندي را داشتم که با پدر خود صحبت مي کند. تازه فهميدم که دارم با خدا صحبت مي کنم، تمامي مشکلات و گرفتاريهايم را فراموش کرده بودم و بهترين اوقات زندگي خودم را در آنجا سپري مي کردم.
که عشق آسان نمود اول
بعد از بازگشت از مشهد بدون اينکه از خدا براي رفع مشکلاتم حاجتي خواسته باشم، آنها يک به يک و خود به خود حل مي شدند همين امر باعث شد تا درباره دين اسلام تحقيق کنم. در تهران، محله نارمک، با آقاي خيرآبادي صحبت مي کردم و ايشان سؤالات مرا پاسخ مي داد از نظر من صحبت کردن با ايشان خيلي آرامش بخش بود. بعد از مدتي دوباره دلم براي حرم امام رضا(ع) تنگ شد و تصميم گرفتم که اين دفعه تنها بروم، صبح ها مي خوابيدم و شبها به حرم مشرف مي شدم و در آنجا از روحانيوني که بودند سؤالاتم را مي پرسيدم. يک روز يکي از دوستانم که علاقه مرا به اماکن مذهبي و مراسم مسلمانان ديده بود به من گفت که بيا با هم به اعتکاف برويم، به او گفتم که اعتکاف چيست؟ گفت: يکي از مراسم معنوي مسلمانان است که در آن طي سه روز مردم فقط به عبادت خدا مي پردازند و از هر گونه ارتباط با دنياي مادي دوري مي کنند و من که براي شرکت در اعتکاف بايد نام نويسي مي کردم اسم خودم را با نام مستعار علي در آنجا ثبت کردم. در آن سه روز احساس راحتي و نشاط خاصي در خودم ديدم که باعث شد تصميم بگيرم که براي هميشه از کليسا خداحافظي کنم و فهميدم آنچه را که تاکنون دنبال آن مي گشتم را پيدا کرده ام. از آنجا به بعد براي خودم نام مقدس و مبارک علي را برگزيدم و از آنجا که علاقه شديدي نسبت به امام رضا(ع) دارم دوستانم مرا عليرضا مي نامند.
نماينده امام رضا(ع)
در جلسه تشرف اين تازه مسلمان، دکتر حسيني قزويني به نمايندگي آيةا... مکارم شيرازي در سخناني گرويدن آقاي علي ورياني به دين اسلام و مذهب حقه تشيع و عنايتي که توسط امام هشتم(ع) به ايشان شده بود را به وي تبريک گفته و از ايشان خواست تا در ميان اقوام و آشنايان خود به عنوان نماينده امام رضا(ع) اسلام را تبليغ کرده و چهره يک مسلمان واقعي را در ميان آنها به نمايش بگذارد.
باشکوه ترين نماز
غروب يکي از روزهاي زيباي تابستان است. مقابل ورودي باب الرضا(ع) صحن جامع رضوي، پشت ميز کفشداري ايستاده و نايلون توزيع مي کنم. مردم براي شرکت در نماز مغرب، گروه گروه وارد صحن مي شوند. تمام صحن فرش پهن گرديده و ال؛ن که نزديک اذان مغرب است، نيمي از صحن پر شده است و مردم شانه به شانه در صفهاي نماز نشسته اند. نگاهي به جمعيت مي اندازم. تا جائي که چشم کار مي کند زن و مرد مؤمن و مسلماني هستند که منتظر برگزاري نماز جماعتند. آري اين ها در حرم امامي نشسته اند که فرمود:
برترين اعمال نزد خداوند نماز اول وقت است.
انبوه جمعيت نماز گزار را که مي بينم ، چند سال قبل به خاطرم مي آيد. هنگامي که صحن جامع رضوي در حال احداث بود.آن روزها باخود مي گفتم: چه دليلي براي احداث صحنِ به اين بزرگي است و آيا اين صحن روزي به درد خواهد خورد و مفيد واقع خواهد شد يا خير؟!
ضمن اينکه به سرعت نايلون ها را از هم جدا نموده و تقديم زائران مي کردم، ناگهان صداي چند صلوات بلند زائران، توجه مرا جلب کرد. صورتم را برگرداندم، آية ا... مکارم شيرازي بودند که براي اقامه نماز مي آمدند. مردم دور ايشان را گرفته بودند و پي درپي صلوات مي فرستادند.
ايشان لباس هاي يک دست سفيد، بر تن داشتند. گاهي سرشان را بالا مي آوردند و نگاهي به مردم مي انداختند و با لبخند و تکان دادن دست به ابراز احساسات مردم پاسخ مي دادند. روحانيت زيبايي در وجودشان ديده مي شد. آرام آرام گام برمي داشتند .
جلوي در که رسيدند، توقف کردند. نگاهشان به گنبد طلا دوخته شد چيزي زير لب زمزمه کردند و پس از کمي توقف اداي احترام کردند و به آرامي وارد صحن شدند، هنوز به محراب نرسيده بودند که صداي ملکوتي اذان از مأذنه هاي 70 متري صحن مطهر، فضا را عطرآگين نمود.
حالا ديگر صحن کاملاً پر شده است. اين صحنه با شکوه را کمتر جايي مي توان ديد. اينجا اقيانوس عظيم عبوديت و بندگي موج مي زند. فکر مي کنم در اين ساعت و اين لحظه در هيچ جاي عالم چنين نماز باشکوه و باعظمتي برگزار نشود. اين صحنه يک تصوير منحصر به فرد از بندگي است که در اين نقطه عالم، مشهد مقدس و در حرم مطهر امام رضا(ع) ديده مي شود.
به آسمان نگاه مي کنم، صدها هزار ستاره نمازشان را به تماشا نشسته اند. گويا منتظرند تا پس از سلام، آن را به پيشگاه حضرت حق تقديم کنند.
از خاطرات یک خادم حرم
مادر مشهد كجاست؟
زن چاي را جلوي مرد گذاشت و پرسيد: دكترا چي گفتن؟
مرد نگاه خستهاش را به زن دوخت و گفت: بايد ببريمش آزمايش.
زن، گوشههاي روسرياش را به صورت كشيد و گريست: چي به سر دخترم اومده؟
مرد، چاي را در نعلبكي ريخت، و در حالي كه حبهاي قند به دهان ميگذاشت، گفت: دل با خدا دار، زن!
دختر، در چهارچوب در ايستاده و سلام كرد، مرد آخرين جرعه چايش را سر كشيد و به صورت دختر، خنديد: سلام دخترم كجا بودي تا اين موقع؟ دختر، خودش را به آغوش خسته او انداخت، و موهاي بلندش، همچون مواج، بر بازوي پدر ريخت.
رفته بودم ساحل.
برچسبها: مشهد
ادامه مطلب
همه عشق به امام
اينجانب ميرزا آقا اسرافيلي که سالهاي سال است در کشور فرانسه زندگي مي کنم و مليت فرانسه هم دارم، خوشحالم از اينکه در طي اين چند سال زندگي در کشور اروپايي توانسته ام فرزندانم را به اسلام و ائمه اطهار(ع) و فرايض مسلماني متعهد نگه دارم.
خاطرات مشهد را مگر مي شود در چند کلمه و حتي چند صفحه نوشت؟ مگر کسي تاکنون توانسته عشق خودش را تمام و کمال بر روي کاغذ بنويسد؛ آن هم عشقي چون علي بن موسي الرضا(ع).
به هر صورت، زماني که پس از چند سال زندگي در غربت به مشهد آمده بودم و صداي اذان را از مناره هاي صحن امام رضا(ع) براي اولين بار شنيدم، بي اختيار گريه مي کردم و همين طور با پسرم به حياط صحن وارد شديم. چنان گريه مي کردم که تمام اطرافيان به من نگاه مي کردند. آنها نمي فهميدند که من از 7 هزار کليومتر دورتر به اينجا آمده ام. آنها نمي فهميدند با چه شور و شوقي به حياط صحن وارد مي شوم. مردم نمي دانستند من سالهاي زيادي بود که صداي اذان را نشنيده ام. حالا صداي اذاني را مي شنيدم که از مقام آن حضرت بلند بود. تشنه اذاني بودم که حتي تمام استخوانهايم هم به آن گوش مي دادند و...
دومين خاطره ام اين بود که به تمام خادمان امام رضا(ع) خدمت کنم. به من آدرسي را دادند و به آنجا رفتم. خيلي اصرار کردم، ولي گفتند امکان ندارد، چون ده هزار نفر در نوبت هستند. به هر صورت، مرا به يک دفتر که طبقه دوم بود راهنمايي کردند که آقايي به نام «ممتاز» در آن جا بود. او به من يک شماره تلفن داد و گفت من از فرانسه در طي سال به اينجا زنگ بزنم. در هر صورت، فکر کنم که نمي شود، ولي از امام رضا(ع) خواستم اگر امکان داشته باشد اين آرزوي من آن هم سالي يک روز يا حتي نصف روز خدمت به زوارهاي امام رضا(ع) در کفشداري را برآورده سازد.
و خاطره فرزندم از پذيرايي شما عزيزان در غذاخوري امام رضا(ع) بود. ما از طرف روابط بين الملل به اين رستوران (مهمانسراي حضرت) دعوت شده بوديم. براي پسرم خيلي جالب بود که اين همه ميهمانان خارجي را در آن غذاخوري مي ديد. عظمت و ابهت اين ميهمان نوازي براي او خيلي تعجب انگيز بود. من و پسرم به نوبه خودمان و خانواده ام از اين همه بزرگواري و ميهمان نوازي شما عزيزان کمال تشکر را داريم.
سلام مرا و خانواده ام را به امام رضا(ع) برسانيد و هر موقع صداي اذان در صحن مبارک به گوشتان آمد اين بنده حقير را دعا کنيد.
خدانگهدار شما عزيزان
ميرزا آقا اسرافيلي
فرانسه
امام زندگي ام را تغيير داد
بخش اعظمي از زندگي من يک معجزه بود که در اينجا آن را به طور خلاصه برايتان بازگو مي نمايم. من يک هندو (غيرمسلمان) بودم که اسلام و حضرت رضا(ع) را پذيرفتم و حضرت رضا(ع)، زندگي ام را به طور شديدي تغيير دادند. ايشان عامل اصلي اين تغيير بودند. بعد از بازديد از شهر مقدس مشهد، نه تنها روح و اعتقادم به اسلام و اهل بيت قوي تر گرديد، بلکه زندگي ام از حس زيباي مادر بودن سرشار گرديده بود، وقتي اميد به بچه دار شدن را از دست دادم، به حرم حضرت رضا(ع) مشرف شدم و ضريح زيباي حضرت را لمس کردم و از ايشان کمک خواستم، گريستم و از صميم قلب از حضرت خواستم کودکي به من عطا کنند. زماني که به هندوستان مراجعت کردم، حامل خبرهاي خوشي بودم؛ خداوند به من دختر زيبايي اعطا نمود که در روز تولد شوهرم به دنيا آمد. آن تولد يک هديه از جانب امام رضا(ع) بود.
هر کلمه و جمله اي از قلبتان مي تواند توسط امام رضا(ع) شنيده شود و من و شما بايد فقط بدون هيچ شک و ترديدي در قلبهايمان و روحمان، عبادت کنيم. خداوند هيچ آرزوي مشروع و پذيرفتني و قلبي را رد نخواهد کرد، اگر در آن ارتباطي با اهل بيت(ع) باشد.
شيرين زارع هندوستان
اي خاک درت تاج سرم
«زيارت» ديداري است که در آن جوانه هاي «عشق» و «معرفت» مي رويد و دلهاي آکنده از مهر و صفا گل مي کند. «زيارت» پيماني است با ولي خدا که دل و جان را صفا مي بخشد و خدا پس از عمري انتظار، زيارت غريب الغربا و معين الضعفا، انيس الفقرا امام علي بن موسي الرضا را روزي ام نمود.
از دور دست ديدم خورشيدي در زمين! گنبدي بزرگ و طلايي که به استقبال نگاه مان آمده بود، آن روز، روز ديگري بود، ديده ام اشک افشان بود و آسمان دلم ابري، بوي سبز آشنايي به مشامم مي رسيد، آرزوي زيارت جدم امام رضا(ع) به حقيقت پيوسته بود و من در عشق آن گم شدم. اولين زيارت هشتمين ستاره ولايت پر از خاطرات ناگفتني است؛ خاطرات سرشار از عشق و شور و شيدايي و مگر مي توان عشق را بر صفحه کاغذ نگاشت، زيرا هر واژه اي را ظرفي و هر ظرفي را ظرفيتي است. درهر حال، دلم را به ضريح مبارکش گره زدم و نزد خواهرش برگشتم و هر وقت دلتنگ زيارتش مي شوم، به حرم کريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه(س) مشرف مي شوم که خود آن حضرت فرمود: «من زار معصومه بقم کمن زارني»
به اميد زيارت و آرزوي شفاعتش
کنيزبانو رضوي از هندوستان
اولین زیارت
هنگام ديدار از حرم مطهر امام رضا(ع)، به ذهنم خطور کرد که خداوند به اين امام به اين واسطه که دروازه اي به سوي حقيقت اهل بيت محسوب مي شود، برکت داده است. حرمهاي ديگر اهل بيت توسط گروه هاي مختلف شيعيان و حتي اهل سنت بازديد مي شود، اما هنگامي که به مشهد مي رسيم، دروازه اي باز مي شود که تمامي راههاي آن به امام زمان منتهي مي شود.
اين موقعيت با شکوه به برکت وجود امام رضا(ع) مي باشد و زير باران رحمت خداوند به چنان عظمتي که فراواني آن به واسطه وجود زائراني است که زيارتهاي ديگر را انجام مي دهند و سپس به مشهد مي آيند، ديده مي شود.
با وجود اينکه اين امام مقدس به عنوان غريب الغربا شناخته مي شود، از اينکه اين حرم به خواست خداوند باشکوه ترين و زيباترين مکان حفظ شده و پربازديد کننده ترين مردم اهل بيت مي باشد، مرا شگفت زده کرد.
کسي که گفته مي شود مالک اين سرزمين دور است- سرزميني که خيلي دور از آرامگاه امامان ديگر است- آيا روزي فرا خواهد رسيد که اين مکان به قلب شيعه که حامل پرچم امام حسين(ع) مي باشد، تبديل شود؟
محمدمهدي دميترويچ
هاستون، آمريکا
آخـرين مطالب ارسالـي
پيوند روزانه
- آيين خويشاوندى و صله رحم در سیره رضوی
- رفتارهای اقتصادی امام رضا عليه السلام
- توصیههای امام رضا (ع) در باب مشاجره
- روش تغذیه و طرز خوردن از نگاه امام رضا علیه السلام
- تبین جایگاه اقتصادی خانواده در نگاه امام رضا
- مباني و اصول جهاد اقتصادي در سیره رضوی
- تحرک صحیح اقتصادی در سیره رضوی
- راز طول عمر و سلامت انسان در کلام امام رضا علیه السلام
- امام رضا (ع) الگويي براي اخلاق
- سنتهای ازدواج در سیره رضوی
- امام رضا(علیه السلام) و تربيت فرزند
- سيره تربيتي امام رضا علیه ا لسلام
- اي تكيه گاه هشتمين
- اي غريب نواز!
- کعبه آمال دلدادگان
- حكايتي دارد دلبستگيهاي من و تو
- لحظه هايي كه تكرار نمي شوند
- پياده در راه عشق
- نور رضوی
- نگاه كنیم...
- تمام پيوندها



