درباره من
***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس میایستی و دست بر سینه خم میشوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین میسازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.
پـيـونـدهـــا
- نیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع)/قزوین
- مجله کرامت
- ادب و اخلاق
- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
- بنیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع)
- دوهفته نامه الکترونیکی باب الجواد (ع)
- رضوینا
- وب سایت یا ضامن آهو
- کبوتر حرم
- فوتوبلاگ رضوی
- پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس
- سایت فرهنگسرای مجازی
- کبوتر حرم
- خواهر خورشيد
- مؤسسه فرهنگي ثقلين
- قدس آنلاین
- دخت خورشید
- مشرقی ترین بهشت
- خورشید هشتم
- ضریح الرضا
- قطعه ای از بهشت
- انیس النفوس
- امام رئوف
- انيس النفوس
- هشتمین مراد
- آفتاب هشتم
- محبان الرضا
- آخر زمان و بیداری اسلامی
- پناه غریبان
- حجت ثامن
- پایگاه سراج الله
- خورشید هشتم
- ضامن هشتم
- هشتمین آفتاب
- ولایت عشق
- زائر بارانی
- وقف
موضوعات
- گفتگو و گزارشهای رضوی
- سرود و نوای رضوی
- سیره رضوی
- نکته ها از سیره ی امام رضا (ع)
- خادم الرضا
- بانوي كرامت حضرت معصومه(س)
- کتابشناسی ومعرفی کتاب رضوی
- داستانهای کوتاه رضوی
- اشعارو شاعران رضوی
- زائرين و آداب زيارت
- احادیث و روایات رضوی
- حرم شناسی رضوی
- گالری و فایل های تصویری رضوی
- کلام وگفتار رضوی
- آشنای با زندگی امام
- زائران و خاطرات زيارت
- فایلهای چند رسانه ای
- نامه اي به امام رضا (ع)
- كرامات رضوي
- امام رضا(ع) و تفسیر قرآن کریم
- سفری از مدینه تا مرو
- در مكتب امام رضا(ع)
- دلنوشته ها ی رضوی
- متن و قطعه ادبی رضوی
- مقالات و پژوهش های رضوی
- سبک زندگی در سیره امام رضا (ع)
- امام رضا (ع) و اقتصاد مقاومتی
- امام رضا (ع) و بیداری اسلامی
- نرم افزار رضوی
- امام رضا (ع) و خانواده
- فیلم انیمیشن کلیپ
- توصیه ها ی بهداشتی امام رضا (ع)
برچسبها
نوای رضوی
مشهدی کریمخانی - ای حرمت
صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان
صدای دور ضریح مطهر
صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده
آمد مرید مرده دل
حسرت ديدن گنبد طلا حرمت
امام رضا - حامد زمانی
سرود امام رضا
زخم کهنه
«السلام عليک يا علي بن موسي الرضا... اشهد انک قد اقمت الصلوَ و...»
اين چه ظلمي است که بر تو رفته است و دشمن با تو چه کرده است که ما از وراي صدها سال، وقتي در کنار ضريح عشق آفرينت زانو مي زنيم، بايد شهادت دهيم که تو اقامه نماز کردي و ايتاي زکات!
بايد شهادت دهيم که تو آمر به معروف و ناهي از منکر بودي.
اين چه شهادتي است که مظلوميت تو در آن موج مي زند!
مگر نه تو خود نماز مجسم بودي؟
مگر نه نماز در دستهاي تو قامت مي بست؟
مگر نه قيام و قعود جهان، چشم و گوش به مکبر مژگان تو دوخته بود؟
مگر نه سجود، تموج دل دريايي تو بود؟
مگر نه معروف، رضاي تو بود و منکر، خشم و غضب تو؟
مگر نه شما جايي ميان خالق و مخلوق بوديد و واسطه فيض؟
«نزلونا عن الربوبيه و قولوا فينا ما شئتم» مگر کلام شما نبود؟
پس چيست راز اينگونه سلام گفتن بر تو؟ راز شهادت به اقامه نماز تو و ايتاي زکات تو؟ راز شهادت به عبادت تو، تا رسيدن به سرمنزل يقين؟
توان برگرفتن اين مُهر، توان گشودن اين راز در دستهاي ما نيست.
اما پيداست هم که اين راز، تنها راز تو نيست؛ راز پدران توست و راز فرزندان تو.
سرچشمه اين راز زلال، در محراب مظلوميت علي(ع) است؛ آنجا که شهادتش در محراب، مردم مرعوب و گنگ را به تعجب وا مي دارد که مگر علي نماز مي خواند؟
و اين راز از جنس همان رازي است که با جگر سوخته امام حسن(ع) به تشت مي ريزد، اما هيچ دلي نمي لرزد و هيچ اشکي نمي ريزد.
و اين راز از سنخ همان رازي است که وقتي عشق رسول ا...(ص) بر سر نيزه ها، خارجي معرفي مي شود، هجوم بي رحمانه سنگ از بام هاي جهالت و کنگره هاي قساوت، بر هويت خورشيد تکرار مي گردد.
و اين همان رازي است که در گريه هاي سجاد(ع) موج مي زند.
و اين همان رازي است که امام باقر(ع) جوان را بي هيچ دغدغه واکنشي، از ميان مردم مي ربايد.
و اين همان رازي است که همه عمر صادق آل محمد(ع) را به محو گذشته هاي محرف و غبارآلوده صرف مي کند.
و اين همان رازي است که بر جنازه ستم کشيده امام صابر(ع)- امام کاظم- فرياد مي کند: «هذا امام الرفضه». دشمن چه کرده است با شما آل ا...؟ چه تصويري از شما در ذهن عالميان کشيده است که ما شيعيان هم از وراي صدها سال، بايد به نماز خواندن و زکات دادن شما گواهي دهيم؟
اين است که در زمان ولادت تو هم که ولادت عشق است و تجلي اسماي حسناي خداوند بر زمين، اشک چشمهايمان خشک نمي شود و سنگيني غم جانمان کاستي نمي پذيرد.
خدا ظهور قائمتان را نزديک فرمايد تا اين زخم کهنه چند ساله را مرهم و درماني جانانه باشد.
آمين.
بهداشت عمومي و فردي
در آموزه هاي اسلامي، علاوه بر آنکه به مسايل معنوي و رواني فرزندان توجه بسيار زيادي شده ، به بهداشت وسلامت جسمي و رواني آنان هم توصيه اکيد شده است. تربيت ِجسم انسانها، از پرورش روح و روان آنها جدا نيست. به طوري که روح و روان سالم ، جسم وتن سالم مي طلبد و افرادي هم که داراي جسم و تن بيمار و ناسالم اند،غالباً روح و رواني غير متعادل و پريشان خواهند داشت، به عبارت ديگر بايد عقل و روح سالم را، در تن سالم و تندرست جستجو کرد.
علاوه برآن، اسلام بر حفظ روحيه زيبا خواهي افراد تأکيد زيادي دارد، بنابراين، والدين هم بايد به سلامتي وتندرستي فرزندان خود اهتمام ورزيده و از آن غافل نباشند، زيرا که غفلت ازآن، باعث بوجود آمدن مشکل در تربيت روحي وعقلاني آنها خواهد شد.
قرآن کريم هم به نظافت و پاکيزگي اشاره کرده است:«اي فرزندان آدم، زينت خود را در هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد ...بگو:چه کسي زينتهاي الهي را براي بندگان خود آفريده، و روزيهاي پاکيزه را حرام کرده است؟» (اعراف 22 )
پيام اين آيه شريفه آن است که انسانها بايد خود را پاک و پاکيزه و از لباسهاي تميز بخصوص در هنگام رفتن به مسجد استفاده کنند. و از نعمتهايي که خداي تعالي بدانها داده، استفاده کنند و نعمتهاي حلال را هرگز برخود حرام نکرده، بلکه از آنها به نحواحسن در زندگي خويش استفاده کنند.
شخصي ازامام حسن مجتبي (ع) پرسيد: چرا هنگام برخاستن براي نماز،لباسهاي خوب و زيبا مي پوشيد و از بهترين لباسهايت استفاده مي کني؟ امام (ع) درپاسخ فرمودند:«همانا خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد. به همين جهت من لباسهاي زيبا را براي راز و نياز با پروردگارم مي پوشم. و او دستور داده است که زينت خود را در هنگام رفتن به مسجد برگيريد»(بحارالانوار،ج 83 ،ص 185 )
روان شناسان هم در اين زمينه مي گويند: انسان داراي چهار بعد روحي است؛ حس زيبايي، حس دانايي، حس نيکويي و حس مذهبي. همه اين حسها بايد بصورت صحيح اشباع شوند.ازنظر علمي هم گفته شده که اگر به حس زيبايي توجه نشود، قطعا اين امرآثاربدي به دنبال خواهد داشت.
پيشوايان معصوم (ع) از جمله حضرت رضا(ع) نيز در توصيه ها و سخنان گهربارشان به اين مسأله اشاره داشته اند. امام رضا(ع) در اين رابطه فرمودند: کودکان را تميز و پاکيزه نگهداريد و کثيفي را از تن آنان بزداييد چون شيطان بوي چرک را احساس کرده، سراغ آنان مي آيد. و اگر خواب باشند، دچار ترس و وحشت مي شوند.» (مکارم الاخلاق،ص 237 )
نظافت و بهداشت امري ضروري و از اهميت ويژه اي برخوردار است، به طوري که هيچ انسان پاک سرشت و متعهدي را نمي توان يافت که آن را نستوده و به آن معتقد نباشد. ارزش و اهميت پاکيزگي تا جايي است که در روايات اسلامي از آن به عنوان نشانه ايمان ياد شده است.« نظافت و پاکيزگي جزء ايمان است.» اما هنوز هم در دوره کنوني با وجود پيشرفت و فراهم بودن آسان وسايل بهداشتي، زندگي بعضي ازافراد نابسامان بوده، و با اصل پاکيزگي و زيباخواهي منافات دارد که اين شيوه براي يک انسان مسلمان پسنديده و قابل قبول نيست. نظافت و پاکيزگي سيره و روش همه انبيا و پيامبران الهي بوده است.
امام رضا(ع) در اين رابطه فرمودند: «از اخلاق پيامبران الهي نظافت و پاکيزگي است» (تحف العقول، ص 443 )
بنابراين نظافت و توصيه به آن به دين اسلام اختصاص نداشته و سايراديان الهي نيز آن را رعايت نموده و پيروان خود را به انجام آن سفارش تأکيد نموده اند. علاوه بر آن، عقل و علوم امروزي نيز برانجام کامل آن تأکيد دارد. از آنجايي که افراد از آلودگي و زشتي تنفر دارند، ازکساني که ژوليده وکثيف اند درنشست وبرخاستها ومجالس خود کنار مي کشند و لذا ناراحتي خود را بدين گونه اعلام مي دارند، بنابراين بايد گفت که کثيفي و پليدي امري نکوهيده و موجب خشم و ناراحتي خداي تعالي مي شود.
امام رضا (ع) فرمودند: «خداوند متعال بيچارگي و بيچاره نمايي را دشمن مي دارد، و خداي بزرگ مردم ژوليده و کثيف را دشمن مي دارد» (فقه الرضا، ص 354 )
اگر ما اندکي در کلام گهربار امام رضا (ع) نگاهي بيندازيم، اهميت نظافت و پاکيزگي وهمچنين زشت بودن ژوليدگي و کثيف بودن درپيشگاه خداي تعالي و همچنين تنفر مردم از آن براي ما روشن مي شود. که هر روزه ما اين گونه برخوردها را درزندگي روزمره خود مشاهده مي کنيم.
اما دراين ميان آراستگي ونظافت درجوانان بيشتر ديده مي شود، چون جوان سرشار از شور و نشاط بوده و علاقه مند است تا همواره زيبا و با نشاط در اجتماع ظاهر شود و مورد استقبال قرار گيرد. در برخي از روايات ما هم به اين موضوع اشاره شده است.
حضرت علي(ع) خطاب به قنبر خدمتکار خود پس از اينکه لباسي را به ايشان هديه داد فرمودند: تو جواني ونشاط جواني در تواست و من از خدا حيا مي کنم که در اين زمينه برتوبرتري جويم.
مطلب قابل اشاره ديگر اين است که، جوانان هم اين توجه را داشته باشند که روحيه جواني و زيباخواهي نبايد آنها را به خود باختگي فرهنگي بکشاند و طوري ظاهر و شکل و قيافه خود را آراسته کنند که با مليت ومذهب خود تناسب نداشته باشد. حضرت علي(ع) فرمودند: کمتر کسي خود را شبيه به گروهي کرده است، ولي از همان گروه نباشد. (نهج البلاغه،حکمت 207 )
لطف فراوان امام
روز از نيمه گذشته بود كه آن چهار نفر وارد منزل امام شده بودند از اينكه بار ديگر خدمت امام مي رسيدند خوشحال بودند مي دانستند امام چون چشمه جوشاني است كه هر گاه نزد او مي آيند روحشان سيراب مي شود و چيزهاي زيادي مي آموزند. آن روز هم آن چهار نفر ميهمان بودند و امام ميزبان و امام هميشه ميزبان خوبي بود. آن قدر جلسه خوبي بود كه ندانستند وقت چه قدر زود مي گذرد به خود كه آمدند وقت رفتن بود و بايد مي رفتند. هر چند دلشان نمي خواست اما ميهمانان برخاستند تا بروند نبايد بيش از اين وقت امام را مي گرفتند. وقتي همه برخاستند تا بروند امام رو به يكي از آنها كرد و گفت: «احمد تو بنشين.» مرد خوشحال شد كه مي تواند ساعتي بيشتر نزد امام بماند او سؤالات ديگري داشت كه آنها را يكي يكي پرسيد و امام مهربانانه پاسخ داد.كم كم سايه تاريك شب شهر را فرا گرفت مرد مي دانست ديگر بايد برود تا امام بتواند به كارهاي ديگر خود برسد. اما همين كه برخاست تا برود امام رو به مرد كرد و گفت: «مي روي يا امشب را نزد ما مي ماني؟»
مرد با صدايي كه مي شد شوق را از آن شنيد با احترام به امام پاسخ داد: «اگر بفرماييد بمان، مي مانم و اگر شما بفرماييد بروم من هم مي روم. امر امر شماست مولايم» و بي تاب بود تا جواب امام را بشنود و دل مرد نمي خواست برود مي دانست چنين فرصتي نصيب هر كسي نمي شود. امام با رويي گشاده به مرد گفت: «بمان» و بعد هم به لحافي اشاره كرد كه مرد از آن استفاده كند و بعد از اتاق بيرون رفت.مرد حالا ديگر بيشتر از هر وقتي خوشحال بود از شوق به سجده افتاد و با خدايش گفت: «خداوند تو را شكر مي گويم كه برگزيده اي از برگزيدگان تو از بين ما چهار نفر محبتش به من بيش از ديگران بود و مرا امشب ميهمان خود كرد.»هنوز لحظه اي نگذشته بود كه امام به اتاق وارد شد مرد به احترام امام از جاي خود برخاست امام دست مرد را گرفت و با مهرباني تمام به او گفت: اي احمد! بگذار برايت ماجرايي را نقل كنم يكي از ياران اميرمؤمنان در بستر بيماري بود امام چون ديگر دوستانش به عيادت او رفت چون خواست برخيزد فرمود: «اي صعصعه! از اين كه به عيادت تو آمده ام به برادران خود افتخار مكن و عيادت من باعث نشود كه خود را از ديگر دوستان و برادران مؤمنت برتر بداني از خدا بترس و پرهيزگار باش، براي خدا تواضع و فروتني كن خدا ترا رفعت مي بخشد.»
مرد مانده بود كه در جواب امامش چه بگويد. آسمان شب پر از ستاره بود و امام از اتاق بيرون رفته بود و مرد هنوز به حرفهاي امام فكر مي كرد.
سرگذشت سقاهاي حرم از زبان اسناد
براي فهميدن جواب اين سؤال كه سقا چيست، و سقاها چه كساني هستند و سقاخانه هاي حرم مطهر چه راه پرپيچ و خمي را در مسير تاريخ طي كرده اند تا به امروز و اينجا رسيده اند، مجموعه اي بهتر از اداره اسناد و بايگاني هاي آن روزگار سراغ نداشتيم، نشستيم پاي توضيحات الهه محبوب كارشناس اين مجموعه و رسيده ايم به اينجا.
كمبود آب در ايران نمود سقاخانه و شغل سقايي را بيشتر نمايان مي كند بويژه در اماكن مذهبي كه سقاخانه هاي زيادي از سوي متوليان امر ساخته شده و سقايان آب زوار را تأمين مي كردند. گفته مي شود: سنگاب خوارزمشاهي كه در موزه آستان قدس رضوي وجود دارد، قبلاً در محل راهرو سقاخانه نصب بوده و آب آشاميدني زوار را تأمين مي كرده است الهه محبوب، كارشناس پژوهش مديريت اسناد مي گويد: آنچه به طور مكتوب در رابطه با اين موضوع دست ما رسيده است، مربوط به عصر صفويه است، به طوري كه در اين دوران سقايي به عنوان يك شغل و سمت در مجموعه تشكيلات رضوي به كار رفته و سقايان مواجب و حقوق دريافت مي كردند.
محبوب از نخستين نمونه هاي اسناد در زمان شاه عباس اول صفوي ياد مي كند و اينكه در اين دوره گروهي به نام سقايان بوده اند كه جزو كاركنان محسوب مي شدند. محبوب توضيح مي دهد: از دوره شاه سل
يمان صفوي و زمان توليت ميرزا شاه تقي الدين رضوي نيز اسناد پرداخت مواجب به سقايان موجود است كه اصطلاح دوره اي آنها«سقايان آب پاش صحن» بوده و گروهي را شامل مي شده كه همراه با سقايان نظافت و شستشو ي صحن را انجام مي دادند يا علاوه بر آب دادن به زوار وظيفه نظافت صحن را هم عهده دار بودند.
«سقايان سرطاس» و «سقايان راتبه» عنوانهاي ديگري است كه اين كارشناس از آن ياد كرده و نمايانگر شغل سقايي و سقاباشي در تشكيلات آستان قدس رضوي است.
*سقاخانه هاي افشاريه
«در اسناد دوره افشاريه نام دو سقاخانه ذكر شده است» محبوب با اين اشاره توضيح مي دهد: سقاخانه قديم يا همان سقاخانه دوره شاه سليمان و شاه سلطان حسين كه در اين زمان هم فعال بوده و سقاباشي آن مواجب دريافت مي كرده و هزينه هايي چون تأمين يخ، نمك و سقايان را شامل مي شده و سقاخانه جديد سلطاني كه هنوز هم در صحن انقلاب وجود دارد و به فرمان نادرشاه افشار ساخته شده و به همين نام معروف گرديده است. طبق اشارات وقف نامه ها، كاركنان اين سقاخانه سقاباشي ها و سقاها را شامل بوده كه وظايف آنها خريداري يخ به هنگام گرمي هوا و صرف آن براي سقاخانه و تأمين روشنايي آن در شب بوده است.در اين وقف نامه ها مصارفي براي پرداخت چهار سقاي راويه كش و خرج استوان آنها تعيين شده كه هر روز آب را از حوض انبار حمل كنند.
*قاجاريه و سقاخانه ها
محبوب مي گويد: سقاخانه هاي حرم در دوره قاجاريه علاوه بر افزايش نسبت به دوران قبل تغييراتي داشته اند و شامل سقاخانه طلا(نادري)، سقاخانه ايوان طلا، سقاخانه موتمن السلطنه وسقاخانه ميان عمارت مي شده است. به گفته او، روشنايي سقاخانه در اين دوره توسعه داشته و معمولاً در قسمتهاي مختلف آن چراغ وجود داشته است. در اين مورد اقداماتي نيز براي نظم دادن به كار سقايان انجام شده و هزينه هايي بابت تعمير پنجره سقاخانه ممر سقاخانه دارسي سقاخانه اختصاص يافته است.
*سقاخانه ايوان طلا
سقاخانه ايوان طلا بين راهرو دارالسياده و ايوان طلا بوده همان جايي كه سنگاب خوارزمشاهي نصب بوده است. از اين رو مي توان گفت، قديمي ترين سقاخانه حرم محسوب مي شده است.
*سقاخانه ميان عمارت
سقاخانه ميان عمارت كه هيچ نامي در منابع نداشته و فقط در اسناد با اين نام شناخته شده است، آن جا كه تعميرات گنبد و مواجب پرداختن به كاركنان آستان قدس رضوي خبر مي دهد. به هر حال معلوم نيست اين سقاخانه در كدام قسمت حرم و تا كي پابرجا بوده اما تا سال 1331 نام سقاخانه ميان عمارتي در اسناد هست.
*سقاخانه صحن ن
وموتمن السلطنه با مستشار الملك، باني سقاخانه اي در وسط صحن نو(آزادي) بوده كه ابعاد و اندازه آن تا اندازه اي شبيه سقاخانه نادري بوده است.
ظاهراً در دوره پهلوي و در زمان نيابت توليت محمد ولي اسدي به سال 1307 اين سقاخانه خراب و به جاي آن حوض بزرگي در وسط صحن ساخته شده كه سنگاب سقاخانه هم در وسط حوض قرار داشته است.
ظاهراً شغل سقايي فقط مختص به سقاخانه ها نبوده و در قسمتهاي ديگر سقاياني حضور داشته و وظايفي را انجام داده و بابت آن حقوق دريافت مي كردند، چنانچه در اسناد كارخانه زواري، كشيك خانه و قهوه خانه مباركه نيز حضور سقايان قابل لمس است، سقاياني كه غير از آب دادن وظايف ديگري چون كر بستن، نظافت حوض صحن عتيق و انجام خدمات در مراسم تعزيه خواني را عهده دار بودند.
عبادت كودكان
انسانها، داراي نيازهاي مختلفي هستند كه از جمله آنها مي توان به نياز روحي و رواني اشاره كرد. در اين ميان هم، مهمترين نياز روحي، عبادت و نيايش و راز و نياز با خداي تعالي است و تنها اين ارتباط با معبود است كه مي تواند مشكلات، اضطراب و استرسهاي روحي را از انسانها دور نمايد.
امروزه يكي از مهمترين مشكلات در جوامع بشري، دوري و ارتباط نداشتن با خداي تعالي است بطوري كه جنگها، خونريزيها و فتنه ها ارمغان شوم و نامبارك دوري و فاصله گرفتن از خالق هستي است در حقيقت نبود نيايش وعبادت در ميان ملتها برابر با سقوط و تباهي آن ملت هاست كه تنها راه درمان آن، بازگشت دوباره بسوي ارزشها و دستورات و فرامين الهي است.
علاوه بر اينكه قرآن كريم و روايات اسلامي به اين واقعيت مهم اشاره نموده اند، تمام اديان الهي و دانشمندان ديگر هم، لزوم برقراري اين ارتباط با خالق هستي را در زندگي انسانها، لازم و ضروري دانسته اندكه به نمونه اي از آنها اشاره مي كنيم.
دكتر آلكسيس كارل در اين باره مي گويد: آنهايي كه احتياج به نيايش را در خودشان كشته اند، معمولاً از فساد و زوال مصون نخواهند ماند.
گاندي رهبر فقيد هند در اين زمينه مي گويد: اگر دعا و نماز نبود من مدتها قبل ديوانه شده بودم. از ميان سخنان انديشمندان اسلامي هم، به كلام استاد شهيد مطهري در اين زمينه اشاره مي كنيم: «امروز كه در دنيا بيماريهاي رواني زياد شده، در اثر اين است كه مردم از عبادت و پرستش رو برگردانده اند... نماز قطع نظر از هر چيزي، طبيب سر خانه است؛ يعني اگر ورزش براي سلامتي مفيد است. اگر آب تصفيه شده براي هر خانه اي لازم است و اگر هواي پاك براي هر كسي ضروري است نماز هم براي سلامت(روح )انسان لازم است.» (اسلام و مقتضيات زمان ص 166)
«هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ
از يمن دعاي شب و ورد سحري بود.»
پيامبر اعظم(ص) در همين رابطه خطاب به ابوذر مي فرمايند: «اي ابوذر! خداي تعالي روشني چشم مرا در نماز قرار داده و آن را برايم محبوب و دوست داشتني گردانيده است. همان گونه كه غذا براي فردي كه گرسنه است و يا آب، براي كسي كه تشنه است، بسيار حياتي و دوست داشتني است. نماز و عبادت هم، براي روح تشنه ام چنين حالتي دارد.(بحارالانوار ج3، ص166) و در اين ميان هم، يكي از وظايف اصلي پدران و مادران گرامي اين است كه نسبت به نماز و نيايش فرزندان خود، اهتمام لازم را داشته و آنها را از دوران كودكي با اهميت عبادت و نيايش با خداي تعالي آشنا كنند.
ثامن الحجج حضرت رضا(ع) هم در اين زمينه مي فرمايند:« بدان كه بهترين واجبات بعد از شناخت خداي تعالي، نمازهاي پنجگانه است.»
يكي از مسايل مهمي كه لازم است در خانواده بدان اهميت داده شود، تشويق والدين به كودكان خود براي نماز خواندن است كه بايد آنها را از همان دوران كودكي به نماز خواندن تمرين دهند. بنابراين، والدين محترم لازم است قبل ازآن، با بوجود آوردن انگيزه و رغبت در كودكانشان آنها را به خواندن نماز تشويق و ترغيب كنند. اگر چه كودكان ممكن است نتوانند نماز خود را در اين سنين درست بخوانند، ولي حداقل مي توانند شكل و صورت ظاهري نماز را صحيح بخوانند و تجربه هم نشان داده، كودكاني كه در خانواده هاي مذهبي بدنيا مي آيند، از حدود سه يا چهار سالگي پاره اي از برنامه هاي مذهبي خود را به تقليد از پدران و مادران خويش ياد مي گيرند.
روش حضرات ائمه معصومين(ع) -ازجمله حضرت رضا(ع)- هم بر اين بوده كه فرزندانشان را از سنين كودكي به نماز خواندن وامي داشتند، و بر اين مسأله هم تأكيد فراوان مي كردند. امام رضا(ع) فرمودند:« هنگامي كه كودك هفت ساله شد، او را به نماز خواندن واداريد.»
دوران كودكي بهترين و مناسب ترين زماني است كه در عقل و انديشه، روح و روان، اثرگذاري مهمي دارد و آمادگي و پذيرش نيز در اين دوره بهتر و مهياتر است. بنابراين، اگر در خانواده ها درس دينداري، عبادت و نماز وجود داشته باشد آنها هم اين اوصاف نيك را، به همراه خود به ارث خواهند برد. همين طور اگر در مدارس، دانشگاهها و مكانهاي آموزشي زمينه لازم را براي علاقه مندي به نماز و عبادت فراهم كنند، گرايش و علاقه مندي آنها نيز به نماز و عبادت بيشتر خواهد شد.
در روايات اسلامي ما، حدود سي روايت از معصومين(ع) نقل شده، كه فرموده اند: فرزندان خود را به نماز خواندن وادار كنيد و اما در اين كه از چه سني بايد اين كار را شروع كرد، روايات مختلف است.
و اما سن هايي كه در اين روايات بدين منظور بيان شده، از سن شش تا سيزده سالگي است ولي هنوز هم نمي توان مشخص كرد كه كودكان را از چه سني بايد به نماز خواندن وادار كرد اما از بيشتر روايات همانطور كه در كلام امام رضا(ع) بدان اشاره شد مي توان اين گونه نتيجه گرفت، كه شايد مراد هفت سالگي باشد و در مجموع هم از كل روايات مي توان اين گونه نتيجه گرفت: كه والدين وظيفه دارند تا فرزندانشان را از سنين كودكي با شيوه هاي مختلف تربيتي به نماز خواندن، تشويق كنند و در بعضي از روايات هم، مراحل آموزشهاي ديني به گونه اي بسيار ساده و محدود بيان گرديده است كه تمام اينها بيان گر اين است كه از سه تا ده سالگي، نبايد هيچ گونه ارعاب، تهديد وخشونت و سخت گيري نسبت به آنها كرد و همچنين از تحميل و وادار كردن مطالب سنگين و زياد بر آنها پرهيز نمود. در مقابل هم بايد از اخلاق حسنه، محبت و دوستي و گذشت و مدارا استفاده نمود، كه اين روش به موفقيت آنها كمك خواهد كرد.در نتيجه كودكان هم بهتر به سوي برنامه هاي ديني ومذهبي تمايل نشان خواهند داد.
« درس معلم ار بود زمزمه محبتي
جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را»
دانشمندان مي گويند تأثيري كه تنبيه بدني مي گذارد، به مراتب كمتر از تأثيري است كه تذكر قاطعانه و دخالتهاي آرام در كودكي مي گذارد. (رشد وشخصيت كودك، ص206 )
حسن بن قارون مي گويد: از امام رضا(ع) پرسيدم:... مردي فرزند خود را به نماز خواندن مجبور مي كند چون گاهي يكي دو روز نماز مي خواند. امام(ع) فرمودند: (فرزندش) چند سال دارد ؟عرض كردم، هشت سال. امام فرمودند: سبحان ا... نماز را ترك مي كند؟
عرض كردم: اگر نماز بخواند احساس ناراحتي مي كند. امام فرموند: به هر صورتي كه مي تواند نماز را بخواند و ترك نكند.( وسايل الشيعه ج3، ص13)
مطلب ديگر اين كه، والدين بايد خودشان هم اهل نماز و عبادت باشند يعني در هنگام نماز به نماز خواندن بايستند و فرزندان خود را هم به نماز خواندن تشويق كنند و همچنين از آنها بخواهند كه نماز خواندن و اهتمام به آن را در زندگي خويش ترك نكنند.
گفته مي شود اولين كساني كه در قيامت جلو مرد را مي گيرند زن و فرزندش خواهند بود كه او را در محضر پروردگار نگه مي دارند و مي گويند: خدايا حق ما را از اين بگير، چون او آن چه را نمي دانستيم به ما نياموخت و به ما غذاي حرام مي داد و ما نمي دانستيم، پس مورد تقاص قرار مي گيرد.(محجة البيضاءج3، ص73)
سالها پيش ... مشهد
حالا شده بود يک مرد چهل ساله. جاده عمر را تا نيمه رفته بود. تابستان بود و دوباره آمده بود مشهد تنها بود زن و بچه اي نداشت.
وارد مسافرخانه که شد خاطرات فراواني در ذهنش زنده شد ياد سالهاي دور افتاد ياد سالهايي که مشهد آمدن اتفاق بزرگي بود آن هم براي او که اهل روستايي کويري بود که از نعمت آب و هواي خوب و درخت برخوردار نبود. خانواده اش غير از مشهد سفري ديگر نمي رفتند.
اولين سفر را خوب يادش مانده بود. دير به مشهد رسيده بودند. تنها نبودند، دو سه خانواده ديگر از همسايه ها هم با آنها بودند وقتي آمده بودند که شب مشهد را ساکت تر کرده بود و رفت و آمدها کمتر شده بود. همان شب بعد از اينکه خانواده ها جايي براي چند روز اجاره کردند از خانه بيرون رفتند تا به زيارت امام بروند.
او کوچک بود و ذوق و شوق بيرون رفتن وجودش را فرا گرفته بود دوست داشت شهر را ببيند، دوست داشت حرم را ببيند حرمي که خيلي از دهان پدر و مادرش تعريفش را شنيده بود و حالا عجله داشت تا بيرون را ببيند مغازه ها را و حرم را. از خانه که بيرون رفتند مغازه ها بسته شده بودند فقط عده اي در رفت و آمد بودند اين صحنه آن چيزي نبود که انتظارش را داشت در خيالش تصويري ديگر از مشهد و مغازه هايش ساخته بود مغازه هايي پر از چيزهاي رنگارنگ و اسباب بازيهاي جور واجور. حوصله اش از چيزي که مي ديد سر رفته بود. با زبان کودکانه در حالي که خيلي ها شنيدند به مادرش گفت اين جا که قشنگ نيست و بقيه خنديدند يکي از همراهانشان هم به شوخي گفته بود نه روستاي کويري شما که درخت هم نداره قشنگه و بقيه خنديده بودند.
آن شب اما وقتي حرم را ديد کمي نظرش درباره مشهد عوض شد حرم روشن بود و پرنور. انگار شب به حرم نرسيده بود.
***
فردا دوباره بعد از خوردن صبحانه اي خانواده ها آماده شدند تا به بازار و حرم بروند او باز هم براي رفتن عجله داشت. بعد از رد شدن از يکي دو کوچه به خيابان رسيدند و او مغازه ها را ديد حالا مغازه ها باز شده بودند و پر از چيزهاي جور واجوري بودند که او نمي دانست خيلي از آنها چيست از ديدن آن همه مغازه هاي رنگارنگ ذوق زده شده بود مي دويد و چيزها را به مادرش نشان مي داد از آن همه ذوق زدگي او همراهانش به خنده افتادند.
حالا سالهاي زيادي از آن سالها گذشته بود او به چهل سالگي رسيده بود و دوباره به مشهد آمده بود اما تنها، ديگر تنهايي را نمي خواست. براي کبوتران آقا از روستا گندم آورده بود تصميم داشت به روستا که بر گردد ديگر به تنها بودنش پايان بدهد.
برچسبها: مشهد
جلوه فرهنگ مهدوي در کلام رضوي
با سيري در احاديث و روايات رسيده از ائمه اطهار(ع) مي توان به اهميت موضوع مهدويت و فلسفه انتظار در عصر غيبت پي برد.
عالم آل محمد(ص) نيز که وجود بارگاه منورشان در شرق سرزمين ايران، اين کشور را برکتي بخشيده است، در احاديث و روايات بسياري به اهميت دوران غيبت تاکيد و توجه عميق دارند.
کتاب «آفتاب در نگاه خورشيد» کاوشي است در گفتارهاي امام رضا(ع) درباره امام عصر(عج)، نويسنده با بهره گيري از روايات امام رضا(ع)، سعي در بازشناسي شخصيت و مقام امام مهدي(عج) در نگاه امام هشتم دارد. شرايط دشوار عصر غيبت و وظايف شيعيان در اين عصر و بيان فلسفه انتظار و نويد به ظهور و پيروزي امام مهدي(عج)، از نگاه امام رضا(ع)، از ديگر مباحثي است که در اين مجموعه آمده است.
در گفتگو با دکتر مرتضي طاهري، پژوهشگر و نويسنده کتاب « آفتاب در نگاه خورشيد» به واکاوي ابعاد مختلف ديدگاه حضرت رضا(ع) درباره مهدويت و اهميت دوران غيبت و نيز رهنمودهاي عالم آل محمد(ص) در بيان تکاليف و وظايف منتظران حضرت قائم(ع) پرداخته ايم که در ادامه مشروح آن تقديم مي شود:
* آقاي دکتر طاهري! با توجه به کاوشي که در کلام حضرت رضا(ع) درباره جلوه هاي مهدوي داشته ايد، بفرماييد که از ديدگاه عالم آل محمد(ص) فلسفه انتظار در عصر غيبت چيست؟
ادامه مطلب
سبزه زار( به بهانه عید مبعث)
هرگاه کسي از رودخانه نگاه تو نگذرد، تطهير نمي شود! هر کس آواز تو را نيوشد، از ابتداي ملکوت رانده مي شود و هر آن که در پرتو چلچراغ نفست، گامهاي حيات را نشمارد، در زمره زندگان نيست! بدان هنگام که تو از «حرا» طلوع کردي، طليعه داران انوار خورشيدي بر دامن خجلت آويختند و روشنايي به فرهيختگي نايل آمد. حضرت عشق، با دم مسيحايي تو تولد يافت. کودک ايمان به يمن نداي سپيد تو، بلوغ را تجربه کرد.اگر نگاه سبز تو نمي بود، هيچ سبزه اي در جهان نمي رست. و اگر صداي گامهاي تو گوش تاريخ را نوازش نمي داد، جغرافياي عشق رنگ مي باخت. آفتاب گرم دستهاي تو، يتيمي جهان را جبران کرد. اگر مهربانيهاي تو نمي بود، هيچ گاه کودک دنيا، براي ايستادن پا نمي گرفت. با سيلي تو بر گونه کفر بود که بشر به شر پاسخ منفي داد. اين تو بودي که به تکثير پروانه هاي ملکوت اقدام کردي، و به دانايي و بينايي، جواز افزايش بخشيدي. از ناي تو، نواي نرگس عاطفه هاي محمدي روييد. تو بر بام بلند تاريخ، پرچم کعبه را افراشتي و در سرزمين قلبها، بذر محبت قرآن را کاشتي. تو نيروي نظارت بر نواحي انساني روياندي. تو «قبله» را به همه قبايل جهان هديه دادي و گل توحيد را بر گونه جمال جهان، جاودانه کردي.حسن يوسف، پرتوي از تجلي آفتاب زيبايي توست. دم عيسوي از تنفس تو برکت يافته است و عصاي همت تو، ساحران سيه پوش کفر و نفاق را از اتاق انديشه ها اخراج کرد. باران ساده صفا و سپيده از رداي تو بر جلگه هاي جوامع فرو باريد و همه انسانها را به سمت حاصلخيزي هدايت نمود.لهيب«ابولهب» را تو با تبر «تبت» خاموش کردي و لکه هاي «ابوجهل» را از تن جوامع زدودي. تو سرزمين مکه دلها را فتح کردي و در روزگاري که دنيا به تب بت پرستي دچار بود، طبابت تو، تومورهاي بدخيم کفر را از پيکره مجروح جهان بيرون کشيد و جرأت تو، جراحات زخم عميق ستم را التيام بخشيد.همه سبزپوشان، از نسل تو پديدار گشته اند و نورانيت پيشاني تو، پگاه را پايدار ساخته است. اگر تداوم آبي آرامش، از سرانگشتان همايش انديشه و احساس موج مي زند، از شکوه نگاه تو مي باشد. تو ناخداي کشتي کرامت، عاطفه روشن باراني، پناهگاه چشمان ياراني، تو شکوه و هيمنه همه سبزه زاراني...رودخانه هاي هدفمندي را تو به روي خانه هاي ما گشودي. معناي ملکوت را تو به ما ياد دادي. کتاب ايمان را تو براي جهانيان تفسير کردي.وقتي تو برفراز «حرا» ايستادي، بشريت در برابرت زانو زد و هنگامي که آواز رسالت سر دادي، همه سرداران تاريخ به راه تو، سر دادند! و زماني که انسان را ضمانت کردي، زمانه در برابر تو به کرنش نشست.تو، ما را به قريه سرسبز و شکوهمند قرآن دعوت کردي و در هر «والليل» ما را به ميهماني و «والنهار» بردي. تو با «اقراء» قرابتي ديرينه داشتي و در مزارع انديشه «والتين» و «والزيتون» مي کاشتي و «يا ايتها النفس المطمئنه» برمي داشتي. تو بر هودج «اياک نعبد» نشستي و با براق «اياک نستعين» به معراج «اهدنا الصراط المستقيم» شتافتي و «صراط الذين انعمت عليهم» را در همه گيتي گستراندي و «غيرالمغضوب عليهم و لاالضالين» را به همگان نشان دادي.اي ياسين! همه حرفهاي ما، همه جمله ها و همه نوشته هاي ما در برابر معناي بلند وجودت هيچ است. ما را به کوثر وجودت تهنيت باد و بر بلنداي بعثت تو سلام و درود نثار باد
آخـرين مطالب ارسالـي
پيوند روزانه
- آيين خويشاوندى و صله رحم در سیره رضوی
- رفتارهای اقتصادی امام رضا عليه السلام
- توصیههای امام رضا (ع) در باب مشاجره
- روش تغذیه و طرز خوردن از نگاه امام رضا علیه السلام
- تبین جایگاه اقتصادی خانواده در نگاه امام رضا
- مباني و اصول جهاد اقتصادي در سیره رضوی
- تحرک صحیح اقتصادی در سیره رضوی
- راز طول عمر و سلامت انسان در کلام امام رضا علیه السلام
- امام رضا (ع) الگويي براي اخلاق
- سنتهای ازدواج در سیره رضوی
- امام رضا(علیه السلام) و تربيت فرزند
- سيره تربيتي امام رضا علیه ا لسلام
- اي تكيه گاه هشتمين
- اي غريب نواز!
- کعبه آمال دلدادگان
- حكايتي دارد دلبستگيهاي من و تو
- لحظه هايي كه تكرار نمي شوند
- پياده در راه عشق
- نور رضوی
- نگاه كنیم...
- تمام پيوندها



