درباره من

غریب طوس 

با عرض سلام و خیر مقدم خدمت بازدید كنندگان عزیز ، پایگاه  غریب طوس  با هدف گسترش فرهنگ غنی رضوی شروع به فعالیت نموده و  همیشه اطلاع رسانی قوی از  سیره رضوی  داشته و در این راه با کاربران خود  در تعامل بوده و نظرات عزیزان در پیشرفت این وبلاگ نقش گسترده ای داشته  و دارد ، امیدوارم که این  پایگاه بتواند نقشی هرچند کوچک در کسترش فرهنگ رضوی در بین دوستداران اهل بیت ایفا نماید.

***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس می‌ایستی و دست بر سینه خم می‌شوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین می‌سازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.

نوای رضوی

مشهدی کریمخانی - ای حرمت

صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان

صدای دور ضریح مطهر

صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده

آمد مرید مرده دل

حسرت ديدن گنبد طلا حرمت

امام رضا - حامد زمانی

سرود امام رضا

امکانات وبلاگ



  • -----------------------------------


    -----------------------------------

    نام و ایمیل خود را وارد نمایید





    Powered by WebGozar

    باعضويت در خبرنامه  از  آخرین اخبار پايگاه غریب طوس در ايميل خود با خبر شويد

     

  • مردی که کبوترهایش را نذر حرم امام رضا(ع) کرد

    مي خواستم بار ديگه كه ميام حرم، كبوتراي طلايي رنگمو بالا سر زائرا ببينم.
    پيرمرد خودشو محمود معرفي كرد. محمود سالاري. از تهران اومده و 49 تا كبوتر براي رهاكردن در حرم مطهر امام رضا(ع) آورده. مي‌گم چرا 49 تا مي‌گه 50 تا بود، اما يكيشو از آقا قرض گرفتم تا مرحله بعد با چند تاي ديگه دوباره بيارمش. اونقدر صادقانه و بي‌ريا حرف مي‌زنه كه آدم تحت تأثير قرار مي‌گيره.
    ميگم حالا چرا كبوتر؟ نگاهشو به سمت حرم برمي گردونه و با آقا شروع مي كنه صحبت كردن. حرفاش شنيدنيه: آقا جون هر كسي يه جوري برات وقف مي كنه. هر كسي يه چيزي برات هديه مياره، يكي گوسفند، يكي شتر، يكي پول و زمين، يكي فرش و ...، منم اين كبوترا رو برات آوردم. اينا مظهر آزادگي اند و برازنده حرم با صفاي تو. آقا جون از ما قبول كن... . چشاش باروني ميشه، به سمت من مياد و در آغوشم آرام مي‌گيره.  اينارو نوكر در خونت آورده. 27 ساله بودم، رفتم خواستگاري. اما مخالفت كردن. شب شهادت امام رضا(ع) اومدم حرمش تا صبح شمع روشن كردم و حاجتمو گرفتم. از اون وقت خودمو نوكر در خونش مي دونم. حتي پسرم كه به دنيا اومد، به خاطر علاقه اي كه آقا به جوادالائمه(ع) دارند، اسمشو جواد گذاشتم. الآنم كه اومدم، هيچ توقعي از آقا ندارم. فقط مي خوام گوشه چشمي به ما كنه.» سرشو كه برمي‌داره، شونه هام از اشك چشاش خيسه. لال شده‌ام انگار. به خودم فشار مي‌ارم چيزي بگم: ق... قبو... قبول باشه انشاءالله. مي‌گه برام دعا كن.
    چند دقيقه اي ميگذره. بي تابي مي كنه. «اينا تشنه شونه. از تهران تا اينجا توي كارتن بودن، آب و دون نخوردن.» از طرفي مي‌خواد هر چه زودتر كبوتراي خوشگلش كه اتفاقا به رنگ گنبد طلاي امام رضا(ع) هم هستند رو روي سر زائرا ببينه. روي گلدسته‌ها، گنبد منور، سقاخونه و... انگار مي‌‌‌خواد كبوتراش به نيابت از او هر صبح و شام به آقا سلام بدن.
    البته رهاسازي كبوترا توي حرم مطهر مقدماتي داره كه بايد انجام بشه. از جمله ثبت نذر در دفتر نذورات و بعد هم اطمينان از سلامت آنها. با توضيحاتي كه به او داده میشه،  آروم ميشه و منتظر مي مونه تا نماينده» نذورات بياد و امانتي اونو تحويل بگيره. دقايقي ميگذره تا يك وانت جلوي پاي مرد تهروني ترمز ميزنه. روش نوشته «آستان قدس». نماينده نذورات، كارتن هاي پر از كبوتر رو يكي يكي توي وانت مي چينه. پيرمرد، آخرين سفارشا رو به نيروهاي نذورات حرم مطهر ميكنه و بعد هم ميگه: «اول از همه سيرابشون كنين.» لحظه‌اي بعد كبوترا از آنجا دور مي شن و ميرن تا به زودي به كبوتراي حرم ملحق بشن و همراه با اونا لحظات شيرين آزادي رو در فضاي قدسي حرم مطهر تجربه كنن.
    خيال محمود كه از بابت كبوترا راحت مي شه، از پله هاي پاركينگ خدام بالا مي ره و خودش رو مقابل حرم مطهر مي بينه. دستاشو رو سينه ميذاره و از صميم دل مي گه: «السلام عليك يا علي بن موسي الرضا(ع)» و دقايقي به درگاه مولا عرض ارادت مي‌كنه. بعد ناخوداگاه چشاش به آسمون حرم ميفته و پرواز كبوترا. با خودش ميگه دفعه بعد كه اومدم پابوس، حتما كبوترامو تو حرم مي‌بينم...

    توسط ، با موضوع زائران و خاطرات زيارت | لينک ثابت

    لوگودونی

     

    غریب طوس

    پایگاه های رضوی

    .........................



















    ویژه ولادت حضرت فاطمه معصومه (س)

    آماده تبادل لینک و لوگو  با پایگاه های رضوی و ارزشی هستیم

    حمایت می کنیم