درباره من
***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس میایستی و دست بر سینه خم میشوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین میسازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.
پـيـونـدهـــا
موضوعات
- گفتگو و گزارشهای رضوی
- سرود و نوای رضوی
- سیره رضوی
- نکته ها از سیره ی امام رضا (ع)
- خادم الرضا
- بانوي كرامت حضرت معصومه(س)
- کتابشناسی ومعرفی کتاب رضوی
- داستانهای کوتاه رضوی
- اشعارو شاعران رضوی
- زائرين و آداب زيارت
- احادیث و روایات رضوی
- حرم شناسی رضوی
- گالری و فایل های تصویری رضوی
- کلام وگفتار رضوی
- آشنای با زندگی امام
- زائران و خاطرات زيارت
- فایلهای چند رسانه ای
- نامه اي به امام رضا (ع)
- كرامات رضوي
- امام رضا(ع) و تفسیر قرآن کریم
- سفری از مدینه تا مرو
- در مكتب امام رضا(ع)
- دلنوشته ها ی رضوی
- متن و قطعه ادبی رضوی
- مقالات و پژوهش های رضوی
- سبک زندگی در سیره امام رضا (ع)
- امام رضا (ع) و اقتصاد مقاومتی
- امام رضا (ع) و بیداری اسلامی
- نرم افزار رضوی
- امام رضا (ع) و خانواده
- فیلم انیمیشن کلیپ
- توصیه ها ی بهداشتی امام رضا (ع)
نوای رضوی
مشهدی کریمخانی - ای حرمت
صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان
صدای دور ضریح مطهر
صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده
آمد مرید مرده دل
حسرت ديدن گنبد طلا حرمت
امام رضا - حامد زمانی
سرود امام رضا
نذری دخترک برای زائران امام
یک نایلون که تویش چندتا کتاب بود، در دستم، کیفم هم روی شانهام؛ رسیدم جلو حرم. نایلون کتابها را از این دست به آن دست دادم. از در ورودی که داخل شدم، دستم حسابی درد گرفتهبود. موقع بازرسی، دخترکی هشت نه ساله را با مادرش دیدم. دختر چادری سفید با گلهای قرمز ریز سرش و مانتوی مدرسه هم تنش بود. کیفش راباز کرد تا بازرسی شود. توی کیف، یک نایلون سیاه بود، توی آن هم ... .
خانم خادم پرسید: این چیه؟!
-نایلون.
-توش چیه؟
-نايلون
خانم خادم خندید، دخترک هم.
آمدیم بیرون. خم شدم که سلام بدهم، سرم را که بلند کردم، دخترک با مادرش کنارم بودند . به دختر نگاه کردم، مادرش گفت: نذر دخترم است، نایلونها را ميگویم. گفتم: آها.
زن ادامه داد: نرگس مریضی قلبی دارد، دخترم موقع عملش این کیسهها را نذر حرم امام رضا(ع) کرده، برای کفش زائرها خوب است، نه؟
سرم را تکان دادم؛ یعنی خیلی عالیه!
داخل صحن که رسیدیم، دخترک دوید طرف یکی از سبدهای سبز. نایلونها را درآورد و یکی یکی انداختشان توی سبد.
هر کدام را که ميانداخت، زیر لب چیزی زمزمهميکرد. خیلی خوشحال بود، مادرش هم.
به گنبد نگاه کردم، رفتم طرف پنجره، خلوت نبود اما ميشد رفت جلو. چقدر دخترک پاک بود. سادگی نذرو عشق و امیدی که در آن بود و جوابی که گرفتهبود، مرا یاد سادگی و شکوه خودت انداخت، دیگر سنگینی نایلون کتابها یادم رفته بود.
آخـرين مطالب ارسالـي
پيوند روزانه
- آيين خويشاوندى و صله رحم در سیره رضوی
- رفتارهای اقتصادی امام رضا عليه السلام
- توصیههای امام رضا (ع) در باب مشاجره
- روش تغذیه و طرز خوردن از نگاه امام رضا علیه السلام
- تبین جایگاه اقتصادی خانواده در نگاه امام رضا
- مباني و اصول جهاد اقتصادي در سیره رضوی
- تحرک صحیح اقتصادی در سیره رضوی
- راز طول عمر و سلامت انسان در کلام امام رضا علیه السلام
- امام رضا (ع) الگويي براي اخلاق
- سنتهای ازدواج در سیره رضوی
- امام رضا(علیه السلام) و تربيت فرزند
- سيره تربيتي امام رضا علیه ا لسلام
- اي تكيه گاه هشتمين
- اي غريب نواز!
- کعبه آمال دلدادگان
- حكايتي دارد دلبستگيهاي من و تو
- لحظه هايي كه تكرار نمي شوند
- پياده در راه عشق
- نور رضوی
- نگاه كنیم...
- تمام پيوندها



