درباره من
***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس میایستی و دست بر سینه خم میشوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین میسازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.
پـيـونـدهـــا
موضوعات
- گفتگو و گزارشهای رضوی
- سرود و نوای رضوی
- سیره رضوی
- نکته ها از سیره ی امام رضا (ع)
- خادم الرضا
- بانوي كرامت حضرت معصومه(س)
- کتابشناسی ومعرفی کتاب رضوی
- داستانهای کوتاه رضوی
- اشعارو شاعران رضوی
- زائرين و آداب زيارت
- احادیث و روایات رضوی
- حرم شناسی رضوی
- گالری و فایل های تصویری رضوی
- کلام وگفتار رضوی
- آشنای با زندگی امام
- زائران و خاطرات زيارت
- فایلهای چند رسانه ای
- نامه اي به امام رضا (ع)
- كرامات رضوي
- امام رضا(ع) و تفسیر قرآن کریم
- سفری از مدینه تا مرو
- در مكتب امام رضا(ع)
- دلنوشته ها ی رضوی
- متن و قطعه ادبی رضوی
- مقالات و پژوهش های رضوی
- سبک زندگی در سیره امام رضا (ع)
- امام رضا (ع) و اقتصاد مقاومتی
- امام رضا (ع) و بیداری اسلامی
- نرم افزار رضوی
- امام رضا (ع) و خانواده
- فیلم انیمیشن کلیپ
- توصیه ها ی بهداشتی امام رضا (ع)
نوای رضوی
مشهدی کریمخانی - ای حرمت
صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان
صدای دور ضریح مطهر
صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده
آمد مرید مرده دل
حسرت ديدن گنبد طلا حرمت
امام رضا - حامد زمانی
سرود امام رضا
من هنوز خادم حضرتم
چیزی به اذان صبح نمانده. لباس ميپوشم كه بروم سمت حرم. باد خنک این وقت شب را دوست دارم. محمد جواد تویهال خوابیده است. یادم است اولین روز خدمتم هم محمد جواد خواب بود که صورتش را بوسیدم و لباس خدمت پوشیدم. چقدر جنس این لباس را دوست دارم. مدام لمسش ميکنم. برایم آرامش دارد. خدا ميداند چقدر آرزوی پوشیدن این لباس را داشتم!
کفشها را از توی جا کفشی برميدارم و یکراست ميروم سمت در حیاط. محمد جواد هم دوست دارد خادم افتخاری شود؛ حالا 25 سالش است.
استغفراللهی ميگويم و ميخواهم زندگی همه جوانها امامرضایی شود و زندگی جواد من هم. یادم ميآید از اولین باری که قرار بود با این لباس بروم حرم. از شب قبلش بیتاب بودم پاهایم ميلرزید، اصلا خوابم نميبرد، ذوق و شوق زائرها، رواقها و همه آن چیزهایی که در تمام سالهای زندگی آرزویش را داشتم ...
بعدها فهمیدم لباس خدمت به امام رضا(ع) که پوشيدن آن آرزوی هر کسی است، چه احترامي برایم آورده بود. توی محل، خانواده، فامیل، همه ميخواستند بیایند سر سفرهای بنشینند که لقمههای متبرک حرم را داشت. همه دوست داشتند بنشینم و از حرم و آدمهایی تعریف کنم که شفا پیدا کرده بودند.
همیشه روزهای خدمتم را پیاده تا حرم ميرفتم و این را همان روز اول عهد کرده بودم. بهنظرم قشنگترین لحظههای حرم هنگام اذان صبح است. اما امروز حال خاصی داشتم؛ یادم ازآن صبح خدمتی ميآید که اذن دخول خوانده بودم و وارد صحن شده بودم. به طور ناگهاني یک پسر بچه 5-4ساله را در حال گریه توی صحن دیدم. کسی اطرافش نبود و این مشخص ميکرد که تنهاست. جلو رفتم. پسرک در حالی که مدام لب ميچید و گریه ميکرد، آمد توی آغوشم و شکلات دستم را قبول کرد. مشخص بود خانوادهاش را گم کرده. همانجا نشستم، در حالي كه توی آغوش گرفته بودمش. خودم هم نفهمیدم این قصهها از کجا به ذهنم رسیده بود که برای پسربچه تعریف ميکردم. یکدفعه متوجه شدم همان جا وسط صحن نشستهام و پسر بچه توی آغوشم خوابیده است. هنوز داشتم به اتفاقی که افتاده بود فكر ميکردم که دیدم زن و مرد جوانی، در حالی که از گریه به هقهق افتاده بودند، مقابلم ایستادند و پسر بچهای را كه حالا راحت توی آغوشم خوابیده بود، از دستم گرفتند. فهميدم پدر و مادرش هستند. نميدانم چرا هر وقت حرف خاطره ميشود، تاثیر آن روز ميآید توی ذهنم؛ و بعد اینکه چقدر عالی که من هنوز خادم حضرتم.
آخـرين مطالب ارسالـي
پيوند روزانه
- آيين خويشاوندى و صله رحم در سیره رضوی
- رفتارهای اقتصادی امام رضا عليه السلام
- توصیههای امام رضا (ع) در باب مشاجره
- روش تغذیه و طرز خوردن از نگاه امام رضا علیه السلام
- تبین جایگاه اقتصادی خانواده در نگاه امام رضا
- مباني و اصول جهاد اقتصادي در سیره رضوی
- تحرک صحیح اقتصادی در سیره رضوی
- راز طول عمر و سلامت انسان در کلام امام رضا علیه السلام
- امام رضا (ع) الگويي براي اخلاق
- سنتهای ازدواج در سیره رضوی
- امام رضا(علیه السلام) و تربيت فرزند
- سيره تربيتي امام رضا علیه ا لسلام
- اي تكيه گاه هشتمين
- اي غريب نواز!
- کعبه آمال دلدادگان
- حكايتي دارد دلبستگيهاي من و تو
- لحظه هايي كه تكرار نمي شوند
- پياده در راه عشق
- نور رضوی
- نگاه كنیم...
- تمام پيوندها



