درباره من
***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس میایستی و دست بر سینه خم میشوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین میسازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.
پـيـونـدهـــا
موضوعات
- گفتگو و گزارشهای رضوی
- سرود و نوای رضوی
- سیره رضوی
- نکته ها از سیره ی امام رضا (ع)
- خادم الرضا
- بانوي كرامت حضرت معصومه(س)
- کتابشناسی ومعرفی کتاب رضوی
- داستانهای کوتاه رضوی
- اشعارو شاعران رضوی
- زائرين و آداب زيارت
- احادیث و روایات رضوی
- حرم شناسی رضوی
- گالری و فایل های تصویری رضوی
- کلام وگفتار رضوی
- آشنای با زندگی امام
- زائران و خاطرات زيارت
- فایلهای چند رسانه ای
- نامه اي به امام رضا (ع)
- كرامات رضوي
- امام رضا(ع) و تفسیر قرآن کریم
- سفری از مدینه تا مرو
- در مكتب امام رضا(ع)
- دلنوشته ها ی رضوی
- متن و قطعه ادبی رضوی
- مقالات و پژوهش های رضوی
- سبک زندگی در سیره امام رضا (ع)
- امام رضا (ع) و اقتصاد مقاومتی
- امام رضا (ع) و بیداری اسلامی
- نرم افزار رضوی
- امام رضا (ع) و خانواده
- فیلم انیمیشن کلیپ
- توصیه ها ی بهداشتی امام رضا (ع)
نوای رضوی
مشهدی کریمخانی - ای حرمت
صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان
صدای دور ضریح مطهر
صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده
آمد مرید مرده دل
حسرت ديدن گنبد طلا حرمت
امام رضا - حامد زمانی
سرود امام رضا
ملكوت عشق
زمزهها اوج گرفت، نواها آسماني و صداها دلپذير، ديروقتي بود كه با چنين آهنگي همنوا نشده بود، ميخواست همراه با صدا نگاهش را هم پرواز دهد اما سياهي چشمانش مانع از پرواز شد، پس دلش را به پرواز در آورد، پرواز به ملكوت عشق و اينچنين بود كه نوري سبز به استقبالش آمد، آرام آرام تمام وجودش را پر كرد؛ مرد حيران حس كرد مثل درختي خشك با نفس بهار زنده ميشود، مثل سبزهزاري روشن، نفس ميكشد.
حيران از اين حالت، پر از دلهره، اضطراب، عشق و بيم و اميد شد، اول خودش را به كبوتري حيران تشبيه كرد، نه به آهويي اسير، نه به زائري درمانده، نه، نه، نه به عاشقي ارادتمند كه رنج سفر را به حلاوت بصر تحمل كرده و اكنون غول سياهي، مانع تماشاي ملكوتي او در اين سراي روحاني شده است. چشم واكرد سياهي بود و صداي ناله دختربچهاي، باور نداشت به اين زودي چشمهايش را از دست داده باشد. صدايي شنيد. تازه به هوش آمدهاي، ميخواست گريه كند كه دستي روي سرش حس كرد، دستي كه با خود آرامش داشت، حالا چكار كنيم؟!
زن خدا بزرگ است، نااميد نباش. مرد زير نگاه سنگين زن سرش را به سمت ديگر چرخاند.
سياهي شب، زوزه باد، پارس سگها و حمله گرگها به گله، امانش را بريده بود، بيطاقت فرياد ميكشيد كه ناگاه به پايين سقوط كرد و سپس با سوزشي در چشم از خود، بيخود شد. آن سال باران نيامده بود؛ زمين تشنه و حيوانها گرسنه، چشمان مادرها بيفروغ و فرزندان بيطاقت، گله را به دامنههاي كوه برد تا سهم بيشتري از شير به كاسههاي تشنه مردم بدهد، همان وقت بود كه گرگهاي گرسنه سپيدي را از چشمانش گرفتند. سالها گذشت، باران آمد، جويها پر آب، دشتها پر علف شد، اما نوري به چشمانش نيامد.
در خانه، عزلت كرده بود. ديگر از آن آدم پر انرژي، تنها پوست و استخواني مانده بود، با چشمان بيفروغ؛ نميتوانست به دنبال گله برود، كاري ديگر هم از دست او ساخته نبود. گوسفندهايش را خرج دوا و درمان كرده بود، اما نتيجهاي نگرفته بود، هر روز وضعش بدتر ميشد. خرجي خانه، جهيزيه دختر دم بختش، واقعاً او را حيران كرده بود. آن سال به ييلاق نرفت. دلتنگ در گوشه روستا با پيرمردهاي ده دمخور بود، كسي كه هميشه در كوه و كمر حرف اول را ميزد، زندگي در چنين شرايطي برايش بسيار مشكل بود.
تصميم خود را گرفت. آخرين گوسفندهايش را از گله جدا كرد، مردي از روستا به كنايه گفت:
از آن همه فقط سه تا ميش در گله مانده كه آنها را هم ميبرد كه بفروشد پس خرجي بچههايش چه ميشود، لابد... سومين روز در حرم حضرت رضا(ع) بود كه نوري شكفت، نوري عظيم، عظيمتر از خورشيد، خورشيد، به مهماني چشمانش آمد. متعجب به سقاخانه، به ايوان طلا، به صحن و نقارهخانه نگاه و كرد و آنگاه نگاهش را وسعت داد، وسعت داد تا به گلدستهها رسيد و از آنجا با دلي پرنشاط گوش جان به آواي خوش نقاره سپرد.
ديگر از اين همه حلاوت روشني سير نميشد، با ولع تمام به گنبد و بارگاه نگاه ميكرد، خدا را سپاس ميگفت، ياد پير آبادي افتاد كه گفته بود: به حرم امام رضا(ع) برو و شفايت را از آقا بخواه كه امام رضا(ع) امام الرحمه هستند. با دلي پر شور و شوق و اميد چشم به حلاوت آبي آسمان دوخت و همراه با پرواز كبوترها نگاهش را به گرد گنبد طلا طواف داد، آن وقت روي به همسر و پسرش كرد و گفت:
برخيز برويم كه جويها پر آب، دشتهاي سرسبز، گوسفندها پروار و سهم ما از اين همه برههاي چاق نورسيده خواهد بود.
آخـرين مطالب ارسالـي
پيوند روزانه
- آيين خويشاوندى و صله رحم در سیره رضوی
- رفتارهای اقتصادی امام رضا عليه السلام
- توصیههای امام رضا (ع) در باب مشاجره
- روش تغذیه و طرز خوردن از نگاه امام رضا علیه السلام
- تبین جایگاه اقتصادی خانواده در نگاه امام رضا
- مباني و اصول جهاد اقتصادي در سیره رضوی
- تحرک صحیح اقتصادی در سیره رضوی
- راز طول عمر و سلامت انسان در کلام امام رضا علیه السلام
- امام رضا (ع) الگويي براي اخلاق
- سنتهای ازدواج در سیره رضوی
- امام رضا(علیه السلام) و تربيت فرزند
- سيره تربيتي امام رضا علیه ا لسلام
- اي تكيه گاه هشتمين
- اي غريب نواز!
- کعبه آمال دلدادگان
- حكايتي دارد دلبستگيهاي من و تو
- لحظه هايي كه تكرار نمي شوند
- پياده در راه عشق
- نور رضوی
- نگاه كنیم...
- تمام پيوندها



