درباره من

غریب طوس 

با عرض سلام و خیر مقدم خدمت بازدید كنندگان عزیز ، پایگاه  غریب طوس  با هدف گسترش فرهنگ غنی رضوی شروع به فعالیت نموده و  همیشه اطلاع رسانی قوی از  سیره رضوی  داشته و در این راه با کاربران خود  در تعامل بوده و نظرات عزیزان در پیشرفت این وبلاگ نقش گسترده ای داشته  و دارد ، امیدوارم که این  پایگاه بتواند نقشی هرچند کوچک در کسترش فرهنگ رضوی در بین دوستداران اهل بیت ایفا نماید.

***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس می‌ایستی و دست بر سینه خم می‌شوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین می‌سازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.

نوای رضوی

مشهدی کریمخانی - ای حرمت

صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان

صدای دور ضریح مطهر

صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده

آمد مرید مرده دل

حسرت ديدن گنبد طلا حرمت

امام رضا - حامد زمانی

سرود امام رضا

امکانات وبلاگ



  • -----------------------------------


    -----------------------------------

    نام و ایمیل خود را وارد نمایید





    Powered by WebGozar

    باعضويت در خبرنامه  از  آخرین اخبار پايگاه غریب طوس در ايميل خود با خبر شويد

     

  • آخرين طواف

    موفق يکي از خادمان امام(ع) مي گويد: حضرت جواد(ع) پنج ساله بود. آن سفر، آخرين سفري بود که همراه با امام رضا(ع) به زيارت خانه خدا مي رفتيم. خوب به ياد دارم ...
    حضرت جواد(ع) را روي شانه ام گذاشته بودم و به دور خانه خدا طواف مي کرديم. در يکي از دورهاي طواف، حضرت جواد(ع) خواست تا در کنار «حجر الاسود» بايستيم. اول حرفي نزدم، اما بعد هرچه سعي کردم از جا بلند نشد. غم، در صورت کوچک و زيبايش موج مي زد. به زحمت امام رضا(ع) را پيدا کردم و هرچه پيش آمده بود، گفتم. امام، خود را به کنار حجر الاسود رساند. جملات پدر و پسر را خوب به ياد دارم.
    - پسرم! چرا با ما نمي آيي؟
    - نه پدر! اجازه بدهيد چند سؤال از شما بپرسم، بعد به همراه شما مي آيم.
    - بگو پسرم !
    - پدر! آيا مرا دوست داريد؟
    - البته پسرم
    - اگر سؤال ديگري بپرسم، جواب مي دهيد؟
    - حتماً پسرم
    - پدر !... چرا طواف امروز شما با هميشه فرق دارد؟ انگار امروز آخرين ديدار شما با کعبه است.
    سکوت سنگيني بر لبهاي امام نشست، به چهره امام خيره شدم. اشک در چشم امام جمع شده بود. امام فرزندش را در آغوش گرفت. ديگر نتوانستم طاقت بياورم ... ياد سفر امام به خراسان افتادم.

    توسط ، با موضوع داستانهای کوتاه رضوی | لينک ثابت

    لوگودونی

     

    غریب طوس

    پایگاه های رضوی

    .........................



















    ویژه ولادت حضرت فاطمه معصومه (س)

    آماده تبادل لینک و لوگو  با پایگاه های رضوی و ارزشی هستیم

    حمایت می کنیم