درباره من
با عرض سلام و خیر مقدم خدمت بازدید كنندگان عزیز ، پایگاه غریب طوس با هدف گسترش فرهنگ غنی رضوی شروع به فعالیت نموده و همیشه اطلاع رسانی قوی از سیره رضوی داشته و در این راه با کاربران خود در تعامل بوده و نظرات عزیزان در پیشرفت این وبلاگ نقش گسترده ای داشته و دارد ، امیدوارم که این پایگاه بتواند نقشی هرچند کوچک در کسترش فرهنگ رضوی در بین دوستداران اهل بیت ایفا نماید.
***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس میایستی و دست بر سینه خم میشوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین میسازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.
***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس میایستی و دست بر سینه خم میشوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین میسازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.
پـيـونـدهـــا
موضوعات
- گفتگو و گزارشهای رضوی
- سرود و نوای رضوی
- سیره رضوی
- نکته ها از سیره ی امام رضا (ع)
- خادم الرضا
- بانوي كرامت حضرت معصومه(س)
- کتابشناسی ومعرفی کتاب رضوی
- داستانهای کوتاه رضوی
- اشعارو شاعران رضوی
- زائرين و آداب زيارت
- احادیث و روایات رضوی
- حرم شناسی رضوی
- گالری و فایل های تصویری رضوی
- کلام وگفتار رضوی
- آشنای با زندگی امام
- زائران و خاطرات زيارت
- فایلهای چند رسانه ای
- نامه اي به امام رضا (ع)
- كرامات رضوي
- امام رضا(ع) و تفسیر قرآن کریم
- سفری از مدینه تا مرو
- در مكتب امام رضا(ع)
- دلنوشته ها ی رضوی
- متن و قطعه ادبی رضوی
- مقالات و پژوهش های رضوی
- سبک زندگی در سیره امام رضا (ع)
- امام رضا (ع) و اقتصاد مقاومتی
- امام رضا (ع) و بیداری اسلامی
- نرم افزار رضوی
- امام رضا (ع) و خانواده
- فیلم انیمیشن کلیپ
- توصیه ها ی بهداشتی امام رضا (ع)
نوای رضوی
مشهدی کریمخانی - ای حرمت
صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان
صدای دور ضریح مطهر
صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده
آمد مرید مرده دل
حسرت ديدن گنبد طلا حرمت
امام رضا - حامد زمانی
سرود امام رضا
اثبات نبوت پيامبرـ نبوت پيامبر اسلام (ص)3
ارسال شده در دوشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۵ ساعت 11
يكي از معجزات محمد ـ صلي الله عليه و آله - اين بود كه او يتيمي بود بينوا، چوپان و كارگر، و نوشتن نميدانست، كلاس درس نديده بود، و با اين وصف پس از بعثت قرآني آورد كه در آن داستانهاي پيامبران و اخبار آنها كلمه به كلمه نقل شده، و خبرهاي پيشينيان، و آيندگان تا قيامت در آن درج گرديده است. علاوه بر اين، او اسرار و رازهاي مردم را بازگو ميكرد، و به آنچه در خانههاشان بود خبر ميداد و معجزات بيشمار ديگر.
ـ : معجزات عيسي و محمد، براي ما ثابت نشده، و از اين لحاظ ما نميتوانيم رسالت آنها را تصديق كنيم.
امام: يعني ميخواهي بگوئي اينها كه معجزات عيسي و محمد را نقل ميكنند دروغگو هستند «ولي آنها كه معجزات موسي را نقل كردهاند راستگو»؟
دانشمندان يهودي پاسخي نداشتند.
مناظره امام رضا ـ عليهالسّلام ـ با بزرگ زردشتيان:
سپس بزرگ زردشتيان به گفتگوي با امام دعوت شد.
امام، از او پرسيد كه دليل تو به نبوت زردشت چيست؟
گفت: او چيزهائي براي ما آورده كه پيش از او كسي نياورده بود، ما او را نديدهايم ولي از پدران ما به ما رسيده كه او چيزهائي را براي ما حلال كرده كه ديگران نكردهاند، از اين جهت ما پيرو او شديم.
امام: از راه اخبار پيشينيان نبوت او براي شما ثابت شده؟
ـ : آري.
امام: اين اخبار در مورد نبوت پيامبران، و موسي و عيسي و محمد هم هست، پس چرا به نبوت اينها اعتراف نميكنيد؟
ـ : ديگر نتوانست چيزي بگويد.
ابهت خاصي مجلس را فرا گرفته بود، و ديگر كسي چيزي نميگفت، امام، خطاب به حاضرين نمود و فرمود: اگر در ميان شما كسي هست كه مخالف با اسلام باشد، بدون اينكه شرم كند هر چه ميخواهد سؤال كند؟
شخصي به نام عمران از جاي برخاست و گفت: اي دانشمند، اگر دعوت به سؤال نميكرديد اقدام به پرسش نميكردم، كه من در كوفه و بصره و شام و جزيره رفتهام و با متكلمين بحث كردهام و هنوز كسي نتوانسته است براي من «خداي» يگانهاي را ثابت كند كه جز او قيام به وحدانيت خود ندارد، اجازه ميدهي بپرسم؟
امام: اگر در ميان اين جمع شخصي بنام (عمران الصابي) باشد تو هستي:
ـ : من همان هستم.
امام: سؤال كن، ولي انصاف را از دست نده، و از پرگوئيهاي بيمورد و ستم در بحث بپرهيز.
عمران: به خدا، تنها منظورم يافتن حقيقت است.
امام: سؤال كن.
مردم براي اينكه مناظره امام و عمران را بهتر بشنوند به هم فشار آورده و نزديكتر شدند.
و عمران شروع به سؤال كرد و امام پاسخ ميداد، تا اينكه تمام شبهات او حل شد، پس از واضح شدن حقيقت، با كمال شهامت در برابر انبوه جمعيت، به يكتائي خدا، و رسالت خاتمانبيا شهادت داد، و سپس رو به قبله كرد و به سجده افتاد.
نوفلي گويد: وقتي كه متكلمين، كيفيت مناظره و تسليم شدن عمران را مشاهده كردند، با توجه به اينكه او كسي بود كه تا كنون هيچكس در فن مناظره، بر او پيروز نشده بود، هيچكدام جرأت بحث كردن با امام را نداشتند، لذا مجلس پايان يافت و مردم متفرق شدند.
من با گروهي از ياران بودم كه «محمد بن جعفر» دنبال من فرستاد، پيش او رفتم، او به من گفت: نوفلي ديدي دوستت امروز چه كرد؟ به خدا گمان نميكردم كه علي بن موسي ـ عليهالسّلام ـ بتواند اينگونه بحث كند، وتا كنون ما او را اينگونه نشناخته بوديم، مگر وقتيكه در مدينه درس كلام ميگفت و مردم هنگام حج رفتن نزد او ميآمدند، و مسائلي از حلال و حرام سؤال ميكردند،و گاه ميشد با كسي كه ميآمد مناظره ميكرد.
محمد بن جعفر: من ميترسم كه اين مرد (مأمون) به امام حسد برد، و او را مسموم كند، يا بلاي ديگري بر سرش آورد، به او بگو در اينگونه مجالس شركت نكند.
نوفلي: از من نميپذيرد، و تنها مقصود اين مرد (مأمون) اين بود كه او را بيازمايد كه آيا چيزي از دانش پدرانش نزد او هست يا خير.
محمد بن جعفر: از قول من به او بگو عمويت مايل نيست در اينگونه مسائل وارد شوي و از جهت مختلفي دوست دارد كه اينگونه برخوردها را نداشته باشي.
نوفلي: وقتي خدمت امام رسيدم و پيغام عمو را به او رساندم، امام لبخندي زد، سپس فرمود، خدا عمويم را حفظ كند، چه خوب ميشناسم او را، چرا مايل نيست؟
اين را بگفت و خدمتكارش را صدا زد، و به او گفت: برو سراغ عمران و او را پيش من بياور.
من گفتم: فدايت شوم من ميدانم عمران كجاست، او نزد يكي از برادران شيعه است،
فرمود: مانعي ندارد، مركبي براي او بياوريد. سوارش شدم و او را آوردم امام به او خوشآمد گفت و يك لباس و يك مركب، و ده هزار درهم هم به او هديه داد.
گفتم: فدايت شوم، مانند جدت امير المؤمنين ـ عليهالسّلام ـ رفتار كردي.
فرمود: چنين بايد كرد. سپس فرمود شام آوردند، مرا طرف راست خود نشاند، وعمران را طرف چپ و با امام شام را صرف كرديم...
پس از آن مجلس، متكلمين از مكتبهاي مختلف، پيش عمران جمع ميشدند، و او نظريههاي آنان را باطل ميساخت تا اينكه از او اجتناب كردند...[1]
«والسّلام
ـ : معجزات عيسي و محمد، براي ما ثابت نشده، و از اين لحاظ ما نميتوانيم رسالت آنها را تصديق كنيم.
امام: يعني ميخواهي بگوئي اينها كه معجزات عيسي و محمد را نقل ميكنند دروغگو هستند «ولي آنها كه معجزات موسي را نقل كردهاند راستگو»؟
دانشمندان يهودي پاسخي نداشتند.
مناظره امام رضا ـ عليهالسّلام ـ با بزرگ زردشتيان:
سپس بزرگ زردشتيان به گفتگوي با امام دعوت شد.
امام، از او پرسيد كه دليل تو به نبوت زردشت چيست؟
گفت: او چيزهائي براي ما آورده كه پيش از او كسي نياورده بود، ما او را نديدهايم ولي از پدران ما به ما رسيده كه او چيزهائي را براي ما حلال كرده كه ديگران نكردهاند، از اين جهت ما پيرو او شديم.
امام: از راه اخبار پيشينيان نبوت او براي شما ثابت شده؟
ـ : آري.
امام: اين اخبار در مورد نبوت پيامبران، و موسي و عيسي و محمد هم هست، پس چرا به نبوت اينها اعتراف نميكنيد؟
ـ : ديگر نتوانست چيزي بگويد.
ابهت خاصي مجلس را فرا گرفته بود، و ديگر كسي چيزي نميگفت، امام، خطاب به حاضرين نمود و فرمود: اگر در ميان شما كسي هست كه مخالف با اسلام باشد، بدون اينكه شرم كند هر چه ميخواهد سؤال كند؟
شخصي به نام عمران از جاي برخاست و گفت: اي دانشمند، اگر دعوت به سؤال نميكرديد اقدام به پرسش نميكردم، كه من در كوفه و بصره و شام و جزيره رفتهام و با متكلمين بحث كردهام و هنوز كسي نتوانسته است براي من «خداي» يگانهاي را ثابت كند كه جز او قيام به وحدانيت خود ندارد، اجازه ميدهي بپرسم؟
امام: اگر در ميان اين جمع شخصي بنام (عمران الصابي) باشد تو هستي:
ـ : من همان هستم.
امام: سؤال كن، ولي انصاف را از دست نده، و از پرگوئيهاي بيمورد و ستم در بحث بپرهيز.
عمران: به خدا، تنها منظورم يافتن حقيقت است.
امام: سؤال كن.
مردم براي اينكه مناظره امام و عمران را بهتر بشنوند به هم فشار آورده و نزديكتر شدند.
و عمران شروع به سؤال كرد و امام پاسخ ميداد، تا اينكه تمام شبهات او حل شد، پس از واضح شدن حقيقت، با كمال شهامت در برابر انبوه جمعيت، به يكتائي خدا، و رسالت خاتمانبيا شهادت داد، و سپس رو به قبله كرد و به سجده افتاد.
نوفلي گويد: وقتي كه متكلمين، كيفيت مناظره و تسليم شدن عمران را مشاهده كردند، با توجه به اينكه او كسي بود كه تا كنون هيچكس در فن مناظره، بر او پيروز نشده بود، هيچكدام جرأت بحث كردن با امام را نداشتند، لذا مجلس پايان يافت و مردم متفرق شدند.
من با گروهي از ياران بودم كه «محمد بن جعفر» دنبال من فرستاد، پيش او رفتم، او به من گفت: نوفلي ديدي دوستت امروز چه كرد؟ به خدا گمان نميكردم كه علي بن موسي ـ عليهالسّلام ـ بتواند اينگونه بحث كند، وتا كنون ما او را اينگونه نشناخته بوديم، مگر وقتيكه در مدينه درس كلام ميگفت و مردم هنگام حج رفتن نزد او ميآمدند، و مسائلي از حلال و حرام سؤال ميكردند،و گاه ميشد با كسي كه ميآمد مناظره ميكرد.
محمد بن جعفر: من ميترسم كه اين مرد (مأمون) به امام حسد برد، و او را مسموم كند، يا بلاي ديگري بر سرش آورد، به او بگو در اينگونه مجالس شركت نكند.
نوفلي: از من نميپذيرد، و تنها مقصود اين مرد (مأمون) اين بود كه او را بيازمايد كه آيا چيزي از دانش پدرانش نزد او هست يا خير.
محمد بن جعفر: از قول من به او بگو عمويت مايل نيست در اينگونه مسائل وارد شوي و از جهت مختلفي دوست دارد كه اينگونه برخوردها را نداشته باشي.
نوفلي: وقتي خدمت امام رسيدم و پيغام عمو را به او رساندم، امام لبخندي زد، سپس فرمود، خدا عمويم را حفظ كند، چه خوب ميشناسم او را، چرا مايل نيست؟
اين را بگفت و خدمتكارش را صدا زد، و به او گفت: برو سراغ عمران و او را پيش من بياور.
من گفتم: فدايت شوم من ميدانم عمران كجاست، او نزد يكي از برادران شيعه است،
فرمود: مانعي ندارد، مركبي براي او بياوريد. سوارش شدم و او را آوردم امام به او خوشآمد گفت و يك لباس و يك مركب، و ده هزار درهم هم به او هديه داد.
گفتم: فدايت شوم، مانند جدت امير المؤمنين ـ عليهالسّلام ـ رفتار كردي.
فرمود: چنين بايد كرد. سپس فرمود شام آوردند، مرا طرف راست خود نشاند، وعمران را طرف چپ و با امام شام را صرف كرديم...
پس از آن مجلس، متكلمين از مكتبهاي مختلف، پيش عمران جمع ميشدند، و او نظريههاي آنان را باطل ميساخت تا اينكه از او اجتناب كردند...[1]
«والسّلام
پاورقي
[1] . بحار الانوار ج 10، ص 299ـ 318 به نقل از توحيد صدوق ص 428 ـ 457 و عيون اخبار الرضا ص 87ـ 100 و احتجاج طبرسي ص 226ـ 233.
توسط ، با موضوع
| لينک ثابت
آخـرين مطالب ارسالـي
پيوند روزانه
- آيين خويشاوندى و صله رحم در سیره رضوی
- رفتارهای اقتصادی امام رضا عليه السلام
- توصیههای امام رضا (ع) در باب مشاجره
- روش تغذیه و طرز خوردن از نگاه امام رضا علیه السلام
- تبین جایگاه اقتصادی خانواده در نگاه امام رضا
- مباني و اصول جهاد اقتصادي در سیره رضوی
- تحرک صحیح اقتصادی در سیره رضوی
- راز طول عمر و سلامت انسان در کلام امام رضا علیه السلام
- امام رضا (ع) الگويي براي اخلاق
- سنتهای ازدواج در سیره رضوی
- امام رضا(علیه السلام) و تربيت فرزند
- سيره تربيتي امام رضا علیه ا لسلام
- اي تكيه گاه هشتمين
- اي غريب نواز!
- کعبه آمال دلدادگان
- حكايتي دارد دلبستگيهاي من و تو
- لحظه هايي كه تكرار نمي شوند
- پياده در راه عشق
- نور رضوی
- نگاه كنیم...
- تمام پيوندها



