درباره من

غریب طوس 

با عرض سلام و خیر مقدم خدمت بازدید كنندگان عزیز ، پایگاه  غریب طوس  با هدف گسترش فرهنگ غنی رضوی شروع به فعالیت نموده و  همیشه اطلاع رسانی قوی از  سیره رضوی  داشته و در این راه با کاربران خود  در تعامل بوده و نظرات عزیزان در پیشرفت این وبلاگ نقش گسترده ای داشته  و دارد ، امیدوارم که این  پایگاه بتواند نقشی هرچند کوچک در کسترش فرهنگ رضوی در بین دوستداران اهل بیت ایفا نماید.

***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس می‌ایستی و دست بر سینه خم می‌شوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین می‌سازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.

نوای رضوی

مشهدی کریمخانی - ای حرمت

صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان

صدای دور ضریح مطهر

صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده

آمد مرید مرده دل

حسرت ديدن گنبد طلا حرمت

امام رضا - حامد زمانی

سرود امام رضا

امکانات وبلاگ



  • -----------------------------------


    -----------------------------------

    نام و ایمیل خود را وارد نمایید





    Powered by WebGozar

    باعضويت در خبرنامه  از  آخرین اخبار پايگاه غریب طوس در ايميل خود با خبر شويد

     

  • سبك برخورد با مخالفان

    سبك رفتارها و برخوردهاي امام رضا عليه السلام با مخالفان، داراي نكته‌هاي جالبي است. در اينجا منظور از مفهوم واژه «مخالف» مي‌تواند يك غيرمسلمان يا غيرشيعه يا هر كسي باشد كه به گونه‌اي در مسئله يا مسائلي خاص با ايشان مخالف است. در اينجا نيز يك فرد با انتخاب‌هاي گوناگوني روبه‌روست كه مي‌تواند آنها را در رويارويي با مخالف خود به كار گيرد كه عبارتند از: قطع ارتباط يا برقرار نكردن ارتباط با مخالف، كم‌توجهي و داشتن حداقل توجه به مخالف، توجه متعادل به مخالف و انجام بحث جدي با وي، توجه بيش از حد به مخالف و سعي افراطي در اقناع وي به هر شكل ممكن. حال بايد رفتار امام را در جنبه‌هاي مختلف اين مسئله بررسي كنيم:

    پذيرش اصل برقراري ارتباط با مخالف

    بنا به روايات متعددي كه در عيون اخبارالرضا عليه السلام وجود دارد، مشخص است كه حضرت، اصل برقراري ارتباط با مخالفان و توجه به سخنان آنان را پذيرفته بودند.

    تشويق به ارائه و طرح سؤالات

    اصولاً پيامبر و امامان معصوم، پرسش‌گري در اسلام را تشويق و تأييد كردند. در روايتي نبوي به نقل از امام رضا عليه السلام ، از پرسش به عنوان كليد دست‌يابي به گنجينه‌هاي دانش، ياد و پرسنده، آموزنده، شنونده و پاسخ‌دهنده، داراي اجر معرفي شده‌اند. (مستفيد و غفاري، ج۲: ۱۴) معصومان پرسش‌گري را حتي اگر از سوي مخالفان اسلام باشد، تشويق كردند. در اين گام مشخص مي‌شود كه نه تنها اصل برقراري ارتباط از سوي ايشان پذيرفته شده، بلكه حتي تشويق به اين مسئله و تشويق به بيان پرسش از سوي آن حضرت ديده مي‌شود. در يكي از مناظره‌ها، آن حضرت خطاب به جمع فرمودند: «اگر در بين شما كسي مخالف اسلام هست و مي‌خواهد سؤال كند، بدون خجالت و رودربايستي سؤال كند.» (همان، ج۱: ۳۴۰) از آنجا كه آن حضرت در پاسخ به سؤالات حضار توانايي كامل داشته‌اند، از مطرح شدن نظرات مخالف اسلام يا در نقد اسلام، هيچ ابايي نداشته‌اند. ضمن آنكه در آن جمع، مسلمان و غيرمسلمان حضور داشته‌ و بيشتر آنها مسلمان بوده‌اند و اين مطلب را از نوع سؤال امام مي‌توان حدس زد. بنابراين، در نگاه امام رضا عليه السلام ، الزاماً بيان نظرات مخالف اسلام اشكالي ندارد و نبايد ترسي از بيان آنها داشت و البته همان جا به آنها پاسخ داده مي‌شده است. ‌
    در مجلسي ديگر، فردي به نام سليمان مروزي، متكلم خراسان، از آن حضرت اجازه مي‌گيرد تا سؤالاتي را مطرح كند. نحوه پاسخ امام به اين درخواست، مهم است. امام مي‌فرمايند: «هر چه مي‌خواهي سؤال كن.» (مستفيد و غفاري، ج۱: ۳۷۰) در اين پاسخ دست‌كم دو نكته نهفته است. اول، چيرگي امام بر پاسخ‌گويي و اعتماد به نفس ايشان و انتقال اين امر به مخاطب و دوم تشويق مخاطب به پرسش و استقبال از درخواست او با روي باز.

    شجاعت در گفتن نمي‌دانم

    در روايتي به نقل از امام رضا عليه السلام ، از حضرت علي عليه السلام آمده است كه فرموده‌اند: «اگر كسي چيزي را نمي‌داند و از او آن را بپرسند، خجالت نكشد از اينكه بگويد نمي‌دانم.» (مستفيد و غفاري، ج۲: ۵۷) به اين ترتيب، اين نكته روشن مي‌شود كه اگر در مواجهه با مخالفان به سؤال و شبهه‌اي برخورد كرديم كه پاسخ آن را به خوبي نمي‌دانستيم يا اصلاً نمي‌دانستيم بايد به اين امر اعتراف كنيم و آن را به اهلش واگذاريم. در اين اعتراف، نه ضربه‌اي به دين وارد مي‌شود و نه اشكالي وجود دارد؛ چرا كه اشكال از علم ماست و چه بسا يك دفاع بد از دين، و يك شناخت اشتباه از دين سبب بدجلوه دادن و ضربه زدن ناخودآگاه ما به دين شود. در همين جهت، مي‌توان از‌ اين‌ روايت اميرالمؤمنين عليه السلام نيز استفاده كرد كه فرشتگان آسمان و زمين، لعنت مي‌فرستند بر كسي كه بدون دانش و آگاهي براي مردم فتوا دهد. (مستفيد و غفاري، ج۲: ۶۴)

    نهي از سؤال با نيت اذيت

    روايتي از اميرالمؤمنين عليه السلام به نقل از حضرت رضا عليه السلام وجود دارد كه مردي شامي در مسجد جامع كوفه برخاست و گفت: سؤالاتي دارم. حضرت فرمودند: براي فهميدن سؤال كن، نه براي اذيت كردن و به زحمت انداختن. مي‌توان چند نكته از اين سخن امام برداشت كرد. يا حس حضرت اين بوده كه سؤالات اين فرد احتمالاً از روي امتحان يا اذيت كردن آن حضرت بوده و او را از اين كار نهي كرده‌اند يا به طور كلي، به اين نكته اشاره كرده‌اند كه سؤال‌كننده نبايد هدف منفي از سؤال خود داشته باشد. مؤيد احتمال اول نوع سؤالاتي است كه اين فرد از حضرت پرسيده كه سؤالات عجيب و غريبي هستند، مثل اولين چيزي كه خدا خلق كرد، اسامي آسما‌ن‌هاي هفت‌گانه، نام پدر جن و اسم ابليس! (مستفيد و غفاري، ج۱: ۴۹۹ ـ ۵۰۰) مؤيد ديگر اينكه در جايي مأمون از سليمان مروزي كه از متكلمان بزرگ خراسان بود، درخواست مي‌كند كه سعي كن حداقل در يك مورد حضرت رضا عليه السلام را مجاب كني و ادله او را رد كني و سليمان نيز مغرورانه به مأمون اطمينان مي‌دهد كه فقط نگاه كن و شاهد باش! (مستفيد و غفاري، ج۱: ۳۶۱ ـ ۳۶۲) سؤال‌كننده نبايد از قبل برنامه‌ريزي كند و سؤالاتي متعدد مطرح كند تا به اين وسيله فرد مقابل را به زحمت اندازد و هدفش اين باشد كه به سؤالي برسد كه طرف مقابل نتواند آن را پاسخ دهد و از اين راه او را اذيت و ناراحت و برتري خود يا ضعف طرف مقابل را اثبات كند. البته در سيره ديگر معصومان، نمونه‌هايي از اين‌گونه سؤالات با نيت بد از ايشان پرسيده شده، ولي سؤال‌كننده از رسيدن به هدف خود ناكام مانده و گاهي نيز با مقابله‌به‌مثل امام، روبه‌رو شده است.

    آزادانديشي و پاسخ‌گويي به همه طيف‌ها، بدون شرط و شروط

    آن حضرت در پاسخ‌گويي به مخاطبان، كاملاً آزادانديشانه برخورد مي‌كردند و به هر طيف و گروه و مذهب و دين‌دار و بي‌ديني، پاسخ مي‌دادند و از اين كار ابايي نداشتند. اين‌گونه نبود كه به دليل اختلاف‌هاي ديني يا اختلاف بر سر اصل اعتقاد به خداوند به سؤالات شخص يا اشخاصي پاسخ ندهند يا اينكه مثلاً امام شرط كنند كه اگر اسلام بياوري يا حرف مرا قبول كني، پاسخت را مي‌دهم. چنين چيزي نبوده است.
    روايت شده است كه گروهي از ماوراءالنهر به خدمت حضرت رضا عليه السلام رسيدند و سؤالاتي درباره خداوند پرسيدند و حضرت پاسخ آنها را داد و آنها به علم والاي امام و دانشمندي ايشان اعتراف كردند. (مستفيد و غفاري، ج۱: ۲۳۵) در جايي ديگر، آن حضرت با يك زنديق ـ كه اساساً وجود خدا را انكار مي‌كرد، سخن گفته‌اند و دلايل خود در اثبات وجود خداوند را براي وي مطرح كردند. آن‌قدر اين سؤال و جواب، طولاني شد و به اندازه‌اي آن فرد تحت تأثير پاسخ‌هاي امام قرار گرفت كه مسلمان شد. (مستفيد و غفاري، ج۱: ۲۶۵ ـ ۲۶۹) در مواردي ديگر، آن حضرت با دشمن اصلي خود كه همان مأمون بود، صحبت‌هايي دارند و به سؤالات او درباره برخي آيات قرآن پاسخ گفته‌اند. (مستفيد و غفاري ج۱: ۲۷۱ ـ ۲۷۶)

    صبر و بردباري در مقابل سؤالات مخالفان

    بردباري يكي از خصوصياتي است كه هر مؤمن، به ويژه شيعيان بايد واجد آن باشند، صبر در هنگام پاسخ‌گويي امام رضا عليه السلام به سؤالات مخالفان، به خوبي ديده مي‌شود. البته وقتي كه در پاسخ به مخالفان بردبار باشند، در پاسخ به اصحاب خود نيز قطعاً اين‌گونه خواهند بود و به همين دليل است كه ايشان با صبر و حوصله و ظرافت خاصي براي فتح بن يزيد جرجاني، درباره خداوند و صفاتش، توضيح و به سؤالات متعدد او پاسخ داده‌اند. (ج۱: ۲۵۶ ـ ۲۶۰)
    روزي مأمون از امام رضا عليه السلام دعوت كرد كه براي مناظره با سليمان مروزي كه از متكلمان بزرگ خراسان بود، نزد او بيايند و البته از قبل از سليمان درخواست كرده بود كه سعي كند امام را دست‌كم در يك مورد مجاب و ادله ايشان را رد كند و او نيز مغرورانه پذيرفته بود. به هر حال، سليمان سؤالاتي درباره بداء كه از اعتقادات ويژه شيعيان است، از حضرت پرسيد. وقتي كه سليمان از پاسخ امام مجاب شد، مأمون گفت هر چه مي‌خواهي از حضرت سؤال كن، ولي به شرط اينكه خوب گوش بدهي و انصاف را رعايت كني! به اين ترتيب، منافقانه خود را بي‌طرف جلوه مي‌داد. در ميانه بحث امام و سليمان، گاهي مأمون از صحبت‌هاي سليمان ـ واقعي يا دروغي ـ عصباني مي‌شد و به او مي‌گفت كه به امام، جواب‌هاي سر بالا ندهد. وي در ادامه، سؤالاتي درباره دانش خداوند از ايشان پرسيد و در ميانه مناظره، حرف‌هايي را كه قبلاً امام رد كرده بودند، مرتب تكرار مي‌كرد، سؤالات متعددي مي‌پرسيد و در جزئيات متعددي با ايشان مخالفت مي‌كرد. گاهي نيز ساكت مي‌شد و نمي‌توانست پاسخي بدهد. گاهي وقت‌ها كه مطالب نادرستش را تكرار مي‌كرد، مأمون عصباني مي‌شد و مي‌گفت: چقدر اين حرف غلط را تكرار مي‌كني؟ اين سخن را قطع كن و سراغ مطلب ديگري برو، چون نمي‌تواني جواب ديگري بدهي. جالب اينجاست كه در اين جا كه امام بايد بي‌حوصله شود، مأمون بي‌حوصله مي‌شد و تندي مي‌كرد، ولي امام مأمون را دعوت به صبر و حوصله كردند و از سليمان خواستند كه سخنان خود را ادامه دهد و سعي كردند به اين ادعاي نادرست تكراري، پاسخي جديد بدهند. در نهايت نيز مأمون ناكام ماند و سليمان نيز با وجود طرح ده‌ها پرسش، نتوانست امام را مجاب كند و مأمون گفت:‌اي سليمان! او عالم‌ترين هاشمي است، سپس حاضرين مجلس را ترك كردند. (همان، ج۱: ۳۶۱ ـ ۳۸۷)
    حتي خود مأمون نيز گاهي سؤالات بسيار زيادي درباره تفسير آيات قرآن مطرح مي‌كرد و امام با صبر و حوصله به تمامي آنها پاسخ مي‌گفتند. در يكي از اين موارد، مأمون درباره عصمت انبيا چيزي پرسيد و حدود ده آيه به ظاهر مخالف عصمت انبيا را مطرح كرد كه امام به تك‌تك آنها پاسخ گفت و توضيحات كافي داد. (همان، ج۱: ۳۹۶ ـ ۴۱۷)

    رد افراط و تفريط در ابراز دشمني

    در روايتي از حضرت رضا عليه السلام ايشان غلو، فحش به دشمنان و كوتاهي در حق اهل بيت عليهم السلام را به عنوان سه موضوع جعل شده به وسيله مخالفان مي‌دانند. ايشان مي‌فرمايند: وقتي مردم (غيرشيعه) بدي‌هاي دشمنان ما و دشنام (شيعيان) به آنها را مي‌شنوند، ما (اهل بيت عليهم السلام ) را دشنام مي‌دهند، حال آنكه خداوند در قرآن (انعام: ۱۰۸)، از دشنام به بت‌هاي مشركان نهي مي‌كند؛ چرا كه آنان نيز از روي مقابله به مثل، خدا را دشنام خواهند داد. (همان، ج۱: ۶۱۴) سپس حضرت به ابن ابي‌محمود كه اين روايت را برايش مطرح كردند، فرمودند كه وقتي مردم به چپ و راست مي‌روند، تو ملازم طريقه ما باش و خير دنيا و آخرت را برايت در اين گفتار گردآوري كردم.
    در جامعه امروز ما گاهي از اين افراط و تفريط‌ها صورت مي‌گيرد و برخي شيعيان فكر مي‌كنند، دشنام و لعن بيشتر و صريح‌تر و علني‌تر، نشانه ارادت بيشتر به اهل بيت عليهم السلام است، در حالي كه براساس اين روايت، چنين كاري منحرف شدن از مسير اصلي اهل بيت عليهم السلام است و مي‌تواند باعث تكفير شيعيان از سوي مخالفان شود و آنها نيز به عنوان مقابله به مثل، اين دشنام‌ها را نسبت به اهل بيت عليهم السلام روا مي‌دارند و ابراز مي‌كنند و مسلّم است، هيچ شيعه‌اي با اين مسئله موافق نيست. بنابراين، ابراز دشمني هم سبك خاص و هنرمندي ويژه خود را مي‌طلبد كه يك شيعه و پيرو اهل بيت عليهم السلام بايد بدان آگاه باشد و در اين زمينه، جاهلانه رفتار نكند.

    احترام به احكام اهل سنت

    در مكتب اهل بيت عليهم السلام ، سه طلاق در يك مجلس، بي‌اثر است، ولي اين حكم در اهل سنت معتبر شمرده مي‌شود. يكي از شيعيان به محضر امام رضا عليه السلام عرض مي‌كند كه دخترم را به برادرزاده‌ام ـ به عنوان همسري داده‌ام ـ و او دائماً از طلاق سخن مي‌گويد (يا چند بار صيغه طلاق را جاري كرده است) حضرت مي‌فرمايند: اگر از شيعيان است، مانعي ندارد [طلاقش صحيح نيست]، ولي اگر از اهل سنت است، دخترت را از او جدا كن؛ چرا كه هر كس، ديني را بپذيرد احكام آن دين، شامل حالش مي‌شود. (همان، ج۱: ۶۲۴) اين مورد نشان مي‌دهد كه با وجود رد اين حكم از نظر شيعه، اگر آن فرد سني باشد، قرار نيست حكم شيعيان درباره وي اجرا شود و با او طبق حكم مذهب خودش برخورد مي‌شود. اين مطلب را مي‌توان به عنوان نمونه‌اي از احترام به احكام اهل سنت در عين مخالفت با آن دانست.

    احترام و توجه به اقليت‌هاي ديني

    از نيشابور در نامه‌اي براي مأمون نوشتند كه مردي مجوسي از دنيا رفته و هنگام مرگ وصيت كرده است كه مقدار معيّني از ميراثش را به فقرا و مساكين دهند و قاضي نيشابور آن را بر فقراي مسلمين به صدقه تقسيم كرده است. مأمون به حضرت رضا عليه السلام گفت: «آقا! شما در اين مسئله چه مي‌فرماييد؟» امام فرمود: «مجوسي به فقراي مسلمين صدقه نمي‌‏دهد. به قاضي بنويسيد كه آن مقدار كه از مال مجوسي كه به مسلمين تصدق كرده، از بيت‌المال برگيرد و به فقراي مجوس تصدق كند.» (همان، ج۱: ۶۷۴) اين مورد نشان‌ مي‌دهد كه حتي به نيت پاك يك مجوسي كه در آن زمان، اقليت ديني محسوب مي‌شد، بايد احترام گذاشت و نظر او را اعمال كرد و نبايد الان كه دست او از دنيا كوتاه شده است، اموالش را در هر راهي كه خودمان مي‌خواهيم صرف كنيم.
     
     
     

    برچسب‌ها: سبك رفتار, امام رضا
    توسط ، با موضوع | لينک ثابت

    لوگودونی

     

    غریب طوس

    پایگاه های رضوی

    .........................



















    ویژه ولادت حضرت فاطمه معصومه (س)

    آماده تبادل لینک و لوگو  با پایگاه های رضوی و ارزشی هستیم

    حمایت می کنیم