درباره من

غریب طوس 

با عرض سلام و خیر مقدم خدمت بازدید كنندگان عزیز ، پایگاه  غریب طوس  با هدف گسترش فرهنگ غنی رضوی شروع به فعالیت نموده و  همیشه اطلاع رسانی قوی از  سیره رضوی  داشته و در این راه با کاربران خود  در تعامل بوده و نظرات عزیزان در پیشرفت این وبلاگ نقش گسترده ای داشته  و دارد ، امیدوارم که این  پایگاه بتواند نقشی هرچند کوچک در کسترش فرهنگ رضوی در بین دوستداران اهل بیت ایفا نماید.

***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس می‌ایستی و دست بر سینه خم می‌شوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین می‌سازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.

نوای رضوی

مشهدی کریمخانی - ای حرمت

صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان

صدای دور ضریح مطهر

صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده

آمد مرید مرده دل

حسرت ديدن گنبد طلا حرمت

امام رضا - حامد زمانی

سرود امام رضا

امکانات وبلاگ



  • -----------------------------------


    -----------------------------------

    نام و ایمیل خود را وارد نمایید





    Powered by WebGozar

    باعضويت در خبرنامه  از  آخرین اخبار پايگاه غریب طوس در ايميل خود با خبر شويد

     

  • اخلاق عملي در سيره رضوی

    از آنجا كه تهذيب نفس و تكميل مكارم اخلاق هدف اصلي بعثت پيامبر اكرم(ص) بوده است، دين مبين اسلام بر تمام مكتبهاي اخلاقي ترجيح داده مي شود. اين مكتب از طرف خداوند به عنوان خالق بشر كه نيازهاي فطري او را مي شناسد وحي گرديده است.مكتب اخلاقي اسلام در درون خود الگوهايي را نيز پرورش داده كه در قرآن مجيد از خلق حضرت محمد(ص) به عنوان (خلقي والا) ياد مي كند و ائمه اطهار كه از فرزندان حضرت محمد(ص) هستند به شهادت تاريخ نيز همواره الگوي اخلاق بوده اند.اين مقاله مي كوشد تا به صورتي كوتاه ضمن بيان تعاريف اخلاق و جايگاه آن، معرفي مكاتب اخلاقي و مقايسه تطبيقي آنان و معرفي مكتب اخلاقي دين مبين اسلام، سيره اخلاقي امام رضا(ع) را بيان كند.
    تعريف لغوي و مفهومي اخلاق
    در زبان عربي، واژه اخلاق به معناي عادت، طبع، دين و مروت آمده(1) و در لغت جمع خلق است.
    راغب اصفهاني، واژه شناس بزرگ، اخلاق را با خلق (آفريدن) هم ريشه دانسته و مقصود از آن را آفرينش صورت و سيرت نيكو مي داند.
    ملامهدي نراقي(ره) عالم اخلاق در قرن سيزدهم هجري- تعريف كامل تري از اخلاق دارد كه مورد قبول فلسفه اخلاق نيز مي باشد. ايشان مي فرمايد:
    «اخلاق عبارت است از ملكه نفساني كه مقتضي صدور افعال به راحتي و بدون نياز به فكر و انديشه است.»(2)
    خواجه نصيرالدين طوسي(ره) نيز اخلاق را چنين معنا كرده است:
    «علمي است براي اينكه نفس چگونه خلقي اكتساب كند كه جملگي افعال او كه به ارادات از او صادر مي شود، جميل و محمود بود.»(3)
    علم اخلاق ويژگي ها و خوي انسان را به والاترين مرتبه اش مي رساند و به كمك آن انسانيت كامل مي گردد؛ به همين سبب، حكماي قديم آن را «اكسير اعظم» مي ناميدند و بر آن بودند كه انسان تا هنگامي كه اخلاق خود را نپيراسته است، دانش هاي ديگر به او سود نمي رساند.(4)
    فارابي در كتاب «فصول المنتزعه» از اين نقطه اخلاق را آغاز مي كند كه: «روح نيز مانند تن، سلامتي و بيماري دارد و تنها از روح سالم است كه رفتار نيكو سر مي زند.»(5)
    محمدبن زكرياي رازي، فيلسوف و پزشك قرن سوم و چهارم هجري نيز نام كتاب خود را «طب الروحاني» مي گذارد، از اين منظر كه روح انسان نيز در معرض بيماري و رذيلت هاي اخلاقي است.
    جايگاه اخلاق
    در تقسيم بندي علوم، اخلاق جايگاه مهمي دارد. پيامبر اكرم(ص) فرموده اند:
    «العلم ثلاثه آيه محكمه أو فريضه عادله أو سنه قائمه و ما خلاهن فهو فضل.»(6)
    «دانش سه نوع است: نشانه هاي استوار (معارف الهي و علوم عقلي)، فريضه عادل (علم اخلاق) و سنتي بر پا (احكام) و مابقي همه فضل است.»
    اين تقسيم بندي بقدري واقعي هستند كه با سه عالم وجودي انسان؛ يعني عالم شهود، عالم ملكوت و عالم جبروت متناسبند.
    اخلاق به سه دسته اخلاق فردي، اخلاق اجتماعي و اخلاق بندگي تقسيم بندي مي شود كه به ترتيب رابطه انسان را با خويشتن، اجتماع و خداوند نشان مي دهد.
    برخي از عالمان اخلاق، متأثر از افكار افلاطون در كتاب «جمهوريت» يا ارسطو در كتاب «اخلاق نيكو ماخوس»، مكتب اخلاق فلسفي را پديد آوردند كه ابن مسكويه و خواجه نصيرالدين طوسي از اين جمله اند. اين مكتب براساس اين علم روانشناسي است كه انسان را داراي سه قوه مي داند: قوه شهويه، قوه غضبيه و قوه عاقله. اين قوا در كاركرد خود حد افراط و تفريط دارند كه هر دو رذيلت اخلاقي است، اما حد وسط و اعتدال آن فضيلت است كه عفت، شجاعت و حكمت نام دارد. به تركيب بهينه اين سه فضيلت «عدالت» گفته مي شود كه فضيلت فضيلت هاست.
    در جهان اسلام، مكتب هاي اخلاقي ديگري به نام «اخلاق عرفاني» بر مبناي اخلاق فردي و اخلاق بندگي، «اخلاق حديثي» بر مبناي احاديث و روايات و «اخلاق تلفيقي» بر مبناي تركيب مكاتب اخلاقي پديد آمده است.
    در جهان غرب نيز مكاتب اخلاقي تأسيس شد كه فراگيرترين آن «نظام اخلاقي كانت» است. او در نظام اخلاقي خود «باور به خدا» و «نقش انگيزه» را بسيار متعالي مي داند و اين نظام را بر مبناي قانون زرين و نقش وجدان ارائه داده است.
    مهمترين اصول موضوعه علم اخلاق عبارتند از: آزادي و تغييرپذيري انسان، گرايش به مطلوب نهايي در انسان و وابسته بودن سعادت انسان به تلاش.
    از نظر نظام اخلاق اسلامي، اصول اخلاقي، امري ثابت، واقعي و مطلق هستند، زيرا نيازهاي بشر در طول تاريخ ثابت بوده اند؛ درحالي كه «ديويد هيوم» نسبي گرايي را در اخلاق رواج داد و گفت: «هنگامي كه عملي را شرورانه مي خوانيد، مرادتان چيزي نيست جز آنكه با تأمل درباره آن عمل يا خلق، به خاطر ساختار طبيعي تان، سرزنشي نسبت به آن احساس يا حس مي كنيد.»(7)
    منشأ اخلاق در نظام اخلاقي كانت «وجدان اخلاقي» و براساس نظريه افلاطون «عدالت و زيبايي»، براساس نظريه هندي يا گاندي «عاطفه»، براساس نظريه مسيحي «محبت»، براساس نظرات فلاسفه اسلامي «عقل و اراده»، براساس نظريه ماديون- از جمله راسل- «عقل دورانديش يا منفعت طلبي» و براساس نظريه شهيد مطهري «فطرت و پرستش» است.
    شهيد مطهري(ره) در بيان استدلال خود روايتي مستدل از قول پيامبر اكرم(ص) مي آورد. بر اين اساس مي توان نظر او را بر همه نظريات ارحج دانست.(8)
    اخلاق و اديان
    همه اديان الهي و غير الهي اخلاق را قسمت اعظم آموزه هاي مكتب خود مي دانند. تاريخي ترين و جهان شمول ترين قاعده اخلاقي (قاعده زرين يا قاعده طلايي) و قاعده سيمين كنفوسيوس است كه مي گويد: «آنچه براي خود نمي پسندي، براي ديگران نيز نپسند.»
    در دين حضرت عيسي(ع) آمده است: «آنچه براي خود مي خواهي، براي ديگران نيز بخواه.» اين قانون در اسلام و در بيانات پيامبر(ص) و امامان معصوم(عليهم السلام) نيز به كرات آمده است؛ به طور مثال، در نهج البلاغه، حضرت علي(ع) در موارد مكرر، از جمله در نامه شماره31 كه خطاب به امام حسن مجتبي(ع) است، به اين كار سفارش كرده است.
    قانون زرين را مي توان خلاصه كوتاهي از محتويات اخلاق اديان دانست.(9)
    ماني، بودا و كنفوسيوس آئين هايي را اشاعه دادند كه لبريز از اصول اخلاقي بود و به طور عمده بر مهرباني با پدر و مادر، علاقه مندي و محبت به دوستان وزيردستان، اخلاق محبت آميز و كمك به همسايه تكيه داشت.زرتشت نيز سه اصل اخلاقي «گفتار نيك»، «پندار نيك» و «كردار نيك» را بيان كرد. حضرت ابراهيم(ع) با تسليم در برابر فرمان خدا (به عنوان يك اصل اخلاقي) الگو و نمونه شد. حضرت موسي(ع) با ده فرمان كه به طور عمده شامل فرمان هاي اخلاقي بود و حضرت عيسي(ع) با تكيه فراوان بر محبت انساني به دين خود رنگ اخلاقي بخشيدند.
    اسلام به عنوان آخرين و كامل ترين دين جهان، به اخلاق نگاه ويژ ه اي دارد. خداوند حضرت محمد(ص) را الگوي اخلاق حسنه مي داند و مي فرمايد: «لقد كان لكم في رسول الله أسوه حسنه»(10) يعني، «براستي رسول خدا براي شما الگوي نيكويي است.» همچنين مي فرمايد: (و انك لعلي خلق عظيم)؛ يعني، (براستي كه تو را خوئي والاست.)
    پيامبر(ص) نيز هدف بعثت را تكميل مكارم اخلاق مي داند.
    منابع علم اخلاق اسلامي شامل: قرآن، سيره معصومين، عقل، شهود و زندگينامه بزرگان و حكمت فرزانگان است.
    ازنظر قرآن و احاديث، عوامل انحطاط اخلاقي عبارتند از: غفلت از خود، دنياپرستي، هواي نفس و شيطان.
    مهم ترين عناوين حوزه اخلاق فردي و بندگي هم شامل: حب خدا، انس با قرآن، تفكر، تدبر، آينده نگري، حيا، خوف و رجاء، زهد، تقوا، صبر، شكر، رضا و تسليم، يقين، توبه، صدق و امانت، محاسبه و مراقبه، ياد مرگ و نيز شهوت، خشم، حسد، ريا، تكبر، عجب و خودپسندي، حب دنيا، حب نفس، حب مال و جاه، قساوت قلب، غرور و خودپسندي است.
    مهمترين عناوين حوزه اجتماعي و كاربردي هم شامل اخلاق پزشكي، اخلاق زيست محيطي، اخلاق تجارت و كسب و كار، و اخلاق شهرنشيني مي باشد.
    امام رضا(ع)، انسان نمونه اخلاقي
    سيره اخلاقي امامان معصوم كه فرزندان پيامبراكرم(ص) هستند همانند آن حضرت در تمام ابعاد بندگي، فردي، اجتماعي، پسنديده و نيكو بوده است به طوري كه در طول تاريخ نمي توان 12نسل از فرزندان پيامبري را يافت كه در سيره اخلاقي متشابه و داراي خلقي نيكو باشند.
    سيره اخلاقي امامان در تاريخ ثبت شده و منشأ تحولات روحي و معنوي براي بسياري از شيفتگان آنان و نيز در جامعه هم عصر و يا پيروان آنان بوده است.
    براين اساس كه هدف نبي اكرم(ص) و امامان معصوم اصولاً تهذيب نفس و تعالي اخلاقي بوده است لذا آنان چنان زيسته اند كه همواره فضائل اخلاقي شان در جلوه وجودي آنها ملكه نفس و در نزد مردم آشكار بوده است.
    امام رضا(ع) هشتمين امام شيعيان روز پنجشنبه يازدهم ذي القعده سال148 هجري، 16روز بعد از شهادت پدرش در مدينه بدنيا آمد. پدرش موسي بن جعفر(ع) و مادرش نجمه كنيز امام موسي كاظم(ع) بود. «علاقه نجمه به اخلاق بندگي و عبادت در حدي بود كه درخواست كرد كه مرضعه ديگري تعيين كنند كه امام رضا(ع) را شير دهد. از او پرسيدند كه مگر شير تو كم است، گفت نه ولي براثر اشتغال به شير دادن از نوافل و ذكرهاي مستحبي باز مي نمايم بدين جهت كمكي مي خواهم تا بلكه مستحبات را ترك نكنم.»(11)
    درمورد فضائل اخلاقي امام رضا شامل تواضع و فروتني، جود و بخشش، بردباري، عزت نفس، انس و تفكر در قرآن، اطاعت و پيروي از ولي امر، احترام و محبت به ديگران، رسيدگي به مستمندان، صدقه دادن، با خدمت گزاران سر يك سفره نشستن، تفاوت قائل نشدن بين غلامان و اشراف مگر به تقوا، تبسم كردن و خوشبو بودن، سهم غذاي گرسنگان را كنار گذاشتن، نشست و برخاست بافقرا، همدردي با مردم و در تشييع جنازه شركت كردن، خنده نكردن با صداي بلند و قهقهه، گره گشايي و رفع نياز مؤمنان، ساده زيستي، نرنجاندن افراد با زبان، كردار و پندار، رعايت ادب در مجالست با ديگران، عفو گناهان، پرهيز از اسراف و تبذير، كمك به ديگران، انجام دادن كارهاي شخصي خود، نظافت سر و وضع و لباس خود، رأفت و خوشرويي با ديگران و فروتني، بسيار گفته اند كه همه اينها خرمن كوچكي از فضائل اخلاقي اوست.
    تلفيق اخلاق حسنه و علم آموزي ايشان كه با عيسويان و يهوديان و حتي مشركان و كافران به صورت گفت وگو و مناظرات در تاريخ ثبت شده است باعث گرديد كه بسياري دست از عقايد پيشين خود كشيده و به دين اسلام گرايش يابند.
    حضرت علي بن موسي الرضا(ع) مانند ديگر پيشوايان معصوم چنان از فضائل اخلاقي و كمالات معنوي بالا برخوردار بود كه گفتار و كردار و رفتارش سرمشق ديگران مي شد.
    در ذكر فضائل اخلاقي امام رضا نه تنها از پيروان و دوستداران آن حضرت شنيدني هاي بسيار هست بلكه از دشمنان او نيز وقايعي تأمل برانگيز نقل شده است:
    رجاءبن ابي ضحاك، مأمور مأمون براي بردن امام رضا از مدينه به خراسان نقل مي كند كه: من از مدينه تا مرو همراه و مراقب امام بودم، سوگند به خدا كسي را در پرهيزگاري و افزوني ذكر در تمامي اوقات و شدت خوف از خداي تعالي نديدم، سپس بطور تفصيل برنامه هاي عبادي آن حضرت را در طول شب و روز بيان مي كند.
    مأمون وقتي گزارش رجا را شنيد، گفت:
    اي پسر ابي ضحاك آنچه كه گفتي درست است او از بهترين، داناترين، عابدترين مردم روي زمين است، سپس به وي توصيه كرد كه مشاهدات خود را براي ديگران نقل نكند. (12)
    براساس مكاتب فلسفه اخلاق كه (عفت، شجاعت، حكمت) را سه فضيلت اصلي مي دانند مي توان سيره اخلاقي امام رضا(ع) را مرور كرد.
    امام رضا در بعد فضيلت عفت در تمام ابعاد نفساني خويش فراتر از يك انسان عادي برجسم و روح خويش تسلط داشت و اين فضيلت را در منتها درجه آن با وجود خويش آميخته بود. در بعد فضيلت (شجاعت) نيز امام رضا(ع) مشهور بوده است چرا كه او در دربار و دستگاه خليفه نيز براساس آنچه حكمت داشت و مصلحت مي دانست عمل مي كرد و از هيچ كس هراسي نداشت به طوري كه اين فضيلت، همراه با وضع اجتماعي منجر به ولايت عهدي او در زمان مأمون شد.
    امام رضا(ع) در فضيلت عدالت نيز سرآمد انسانهاي هم عصر خود بود هرچند مفهوم عدالت در بعد حكومت و سياست مفهوم ملموس تري دارد لكن امام رضا(ع) فضيلت عدالت را در ابعاد زندگي فردي و اجتماعي خود اجرايي نموده و به اخلاق حسنه بطور كامل آراسته بود و حتي در برخي موارد كه به عنوان مشاور خليفه در دادرسي ها عمل مي نمود به عدالت حكم مي كرد.
    خلاصه سخن آنكه با بررسي تطبيقي مكاتب اخلاقي در جهان و سيره زندگي انديشمندان اين مكاتب و رفتارهاي پيروان آنان در طول تاريخ بسادگي ثابت مي شود كه مكتب اخلاقي دين اسلام به ساير مكاتب به دلايل مختلف ترجيح دارد كه عبارتند از:
    1- وحياني بودن و توجه به اين مسئله كه اين مكتب بوسيله خداوند كه فطرت و علايق انسانها را خلق كرده و به آن كاملاً آگاه است ايجاد شده است.
    2- سمت و سوي اهداف آراستگي به فضايل اخلاقي و پيراستگي از رذايل اخلاقي با توجه به دو ساحتي بودن وجود انسان كاملا منطقي و عقلاني مي باشد.
    3- وجود اسوه هاي اخلاقي در مكتب اخلاقي دين اسلام انسان فراوانند كه پيامبر اكرم(ص) و ائمه هدي برترين آنان هستند.
    4- از اهداف اصلي پيامبر اكرم(ص) براساس روايت نقل شده از ايشان تكميل مكارم اخلاق است و اين نشان مي دهد كه حساسيت دين مبين اسلام به اخلاق در حد اعلامي باشد.

    پانوشتها
    1-لسان العرب، ج 10، ص 86
    2 جامع السعادات، ج 1، ص 42
    3- اخلاق ناصري، انتشارات خوارزمي، ص 48
    4- جامع السعادات (محمدمهدي نراقي)، بيروت، نشر اعلمي
    5- اخلاق ناصري، ص 23
    6- اصول كافي (ترجمه سيدجواد مصطفوي)، انتشارات علميه اسلاميه، ج 1، ص 37
    7- ريچلز، جيمز، غيبت اخلاقي (ترجمه ايرج حيدري نافذ)، شماره 4، آبان 83، ص 128
    8- مطهري، مرتضي، 1378، فلسفه اخلاق، تهران، انتشارات صدرا
    9- گنسلر، هري، درآمدي جديد به فلسفه اخلاق (ترجمه حميده بحريني)، 1385، انتشارات آسمان خيال، ص 208
    10- احزاب، بخشي از آيه 21
    11- عيون اخبار الرضا ج 1 ص 12 و 13
    12- بحارالانوار ج 49ص 95


    برچسب‌ها: اخلاق عملي, سيره رضوی
    توسط ، با موضوع مقالات و پژوهش های رضوی | لينک ثابت

    لوگودونی

     

    غریب طوس

    پایگاه های رضوی

    .........................



















    ویژه ولادت حضرت فاطمه معصومه (س)

    آماده تبادل لینک و لوگو  با پایگاه های رضوی و ارزشی هستیم

    حمایت می کنیم