درباره من
***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس میایستی و دست بر سینه خم میشوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین میسازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.
پـيـونـدهـــا
موضوعات
- گفتگو و گزارشهای رضوی
- سرود و نوای رضوی
- سیره رضوی
- نکته ها از سیره ی امام رضا (ع)
- خادم الرضا
- بانوي كرامت حضرت معصومه(س)
- کتابشناسی ومعرفی کتاب رضوی
- داستانهای کوتاه رضوی
- اشعارو شاعران رضوی
- زائرين و آداب زيارت
- احادیث و روایات رضوی
- حرم شناسی رضوی
- گالری و فایل های تصویری رضوی
- کلام وگفتار رضوی
- آشنای با زندگی امام
- زائران و خاطرات زيارت
- فایلهای چند رسانه ای
- نامه اي به امام رضا (ع)
- كرامات رضوي
- امام رضا(ع) و تفسیر قرآن کریم
- سفری از مدینه تا مرو
- در مكتب امام رضا(ع)
- دلنوشته ها ی رضوی
- متن و قطعه ادبی رضوی
- مقالات و پژوهش های رضوی
- سبک زندگی در سیره امام رضا (ع)
- امام رضا (ع) و اقتصاد مقاومتی
- امام رضا (ع) و بیداری اسلامی
- نرم افزار رضوی
- امام رضا (ع) و خانواده
- فیلم انیمیشن کلیپ
- توصیه ها ی بهداشتی امام رضا (ع)
نوای رضوی
مشهدی کریمخانی - ای حرمت
صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان
صدای دور ضریح مطهر
صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده
آمد مرید مرده دل
حسرت ديدن گنبد طلا حرمت
امام رضا - حامد زمانی
سرود امام رضا
فقط اجازه ورود

یا رضا برخیز و ببین که عاشقانت سر به آسمان می برند و دست در دست خواب و بیداری اشک هاشان سرازیر می شوند به امید این که دل های شکسته شان به سوی تو روانه شوند و گرد در و ضریح بام خانه ات فریاد سر دهند : یا رضا! رضا جانم، رضاجان.
غم هجران از صورت مهتابی تو آرزوی همه شده ، دیشب وقتی کنار پنجره ی انتظار ، در فکر دیدنم تو و آن کبوتران پناه گرفته بر بام خانه ات بودم . ناگه کبوتری با بال های سپید بر لب پنجره فرود آمد و ذهنم مرا تا سرایت صعود داد . پرنده از خستگی توان تکان خوردن نداشت ، اما حرف هایی داشت که تا امروز هنوز ، در گوش هایم زمزمه می شوند . می گفت : وقتی می دید که دوستانش همدم و همنشین تو می شوند ، تصمیم گرفت تا آن ضریح اوج گرفته ات تا آسمان پرواز کند و از ابرهای پله مانند بالا رود و روی قله افتخار کبوتران ،قله ای نورانی از سفیدی کبوتران ، از روشنایی طلاها و از محفل نورانی مردمان فرود آید؛اما دیگر تاب و توان جوانی را نداشت . انگار دیواری سحر آمیز دورش را گرفته بود و چون پرنده ای تازه پای به جهان گذاشته، پرواز ار یاد برده بود و هر چه سعی می کرد نمی توانست از آن دیوار بالاتر رود اما می دانست که به زودی به آرزویش می رسد.
دگر هیچ نگفت، هیچ هیچ، حتی یک کلمه ، او رفته بود . آن کبوتر زمان با پرهای سفید ٰ از پشت پنجره ناگه پر کشید ، تنها امید او آن هم دم رها بعد از چند سال غم شد سایه بان ماه. آری او به سوی تو آمد و می دانم که با آغوش باز از او استقبال کردی.
حال رضا منم ، من که همه ی این سال ها تنها من بودم و من ولی امروز تنها نیستم ، همراه کوله باری از عشق توام. طلبی کن تا دلم آرام شود و از ماه و ستاره بگذرم و به تو برسم . تنها اجازه می خواهم، فقط اجازه ورود.
برچسبها: اجازه
آخـرين مطالب ارسالـي
پيوند روزانه
- آيين خويشاوندى و صله رحم در سیره رضوی
- رفتارهای اقتصادی امام رضا عليه السلام
- توصیههای امام رضا (ع) در باب مشاجره
- روش تغذیه و طرز خوردن از نگاه امام رضا علیه السلام
- تبین جایگاه اقتصادی خانواده در نگاه امام رضا
- مباني و اصول جهاد اقتصادي در سیره رضوی
- تحرک صحیح اقتصادی در سیره رضوی
- راز طول عمر و سلامت انسان در کلام امام رضا علیه السلام
- امام رضا (ع) الگويي براي اخلاق
- سنتهای ازدواج در سیره رضوی
- امام رضا(علیه السلام) و تربيت فرزند
- سيره تربيتي امام رضا علیه ا لسلام
- اي تكيه گاه هشتمين
- اي غريب نواز!
- کعبه آمال دلدادگان
- حكايتي دارد دلبستگيهاي من و تو
- لحظه هايي كه تكرار نمي شوند
- پياده در راه عشق
- نور رضوی
- نگاه كنیم...
- تمام پيوندها



