درباره من
***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس میایستی و دست بر سینه خم میشوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین میسازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.
پـيـونـدهـــا
موضوعات
- گفتگو و گزارشهای رضوی
- سرود و نوای رضوی
- سیره رضوی
- نکته ها از سیره ی امام رضا (ع)
- خادم الرضا
- بانوي كرامت حضرت معصومه(س)
- کتابشناسی ومعرفی کتاب رضوی
- داستانهای کوتاه رضوی
- اشعارو شاعران رضوی
- زائرين و آداب زيارت
- احادیث و روایات رضوی
- حرم شناسی رضوی
- گالری و فایل های تصویری رضوی
- کلام وگفتار رضوی
- آشنای با زندگی امام
- زائران و خاطرات زيارت
- فایلهای چند رسانه ای
- نامه اي به امام رضا (ع)
- كرامات رضوي
- امام رضا(ع) و تفسیر قرآن کریم
- سفری از مدینه تا مرو
- در مكتب امام رضا(ع)
- دلنوشته ها ی رضوی
- متن و قطعه ادبی رضوی
- مقالات و پژوهش های رضوی
- سبک زندگی در سیره امام رضا (ع)
- امام رضا (ع) و اقتصاد مقاومتی
- امام رضا (ع) و بیداری اسلامی
- نرم افزار رضوی
- امام رضا (ع) و خانواده
- فیلم انیمیشن کلیپ
- توصیه ها ی بهداشتی امام رضا (ع)
نوای رضوی
مشهدی کریمخانی - ای حرمت
صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان
صدای دور ضریح مطهر
صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده
آمد مرید مرده دل
حسرت ديدن گنبد طلا حرمت
امام رضا - حامد زمانی
سرود امام رضا
ورود حضرت به بصره
گزارشي از ابن شهرآشوب در المناقب است كه آن حضرت هنگامي كه از مدينه به مرو عازم بود در بصره توقف داشت و راوي اين قول ابن علوان است. اما آنچه نقل مي كند همان ماجرايي است كه أبي حبيب نباجي در ورود حضرت عليه السلام به نباج نقل كرده و نه نظر مي رسد روايت در اصل يكي است، اما در آخر روايت ابن علوان، ماجرايي افزون بر آنچه أبو حبيب نباجي گفته دارد. روايت ابن شهرآشوب چنين است:
( المناقب، 2/عليه السلام 39. )
ابن علوان گويد: در خواب ديدم كسي به من گفت: رسول خدا به بصره آمده اند. گفتم: به كجا وارد مي شوند؟ گفت: در حياط بني فلان. من به آنجا رفتم و ديدم رسول خدا جلوس فرموده و مقابل او طبقي از خرما است. حضرت با دست مبارك خود از آن خرما برداشته به من دادند و من آنها را شمردم هيجده دانه بود. وقتي بيدار شدم، وضو گرفتم و نماز خواندم و جايي را كه حضرت رسول صلي الله عليه واله جلوس فرموده بودند بخاطر سپردم. چندي نگذشت كه عليّ بن موسي الرضاعليه السلام به بصره آمدند و منم به حياط بني فلان رفتم و ديدم حضرت رضاعليه السلام در جاي رسول خداصلي الله عليه واله نشسته است و در مقابل او طبقهايي از خرما است. هيجده دانه از آنها را به من عطا فرمود. گفتم: يا ابن رسول اللّه زيادتر مرحمت فرماييد فرمود: اگر جدّم زيادتر از آن داده بود من هم مي دادم.
ابن شهرآشوب در ادامه روايت به نقل از ابن علوان اضافه مي كند:
حضرت پس از چند روز نزد من فرستاده از من ردايي با اندازه هاي معيّن خواست. گفتم: چنين ردايي نزد من نيست. حضرت رضاعليه السلام فرمود: آن در بقچه فلاني است كسي نزد عيالت بفرست و آن را بخواه. من كس فرستادم و نشاني دادم و او رفت و آنچه حضرت فرموده بود آورد.
آخـرين مطالب ارسالـي
پيوند روزانه
- آيين خويشاوندى و صله رحم در سیره رضوی
- رفتارهای اقتصادی امام رضا عليه السلام
- توصیههای امام رضا (ع) در باب مشاجره
- روش تغذیه و طرز خوردن از نگاه امام رضا علیه السلام
- تبین جایگاه اقتصادی خانواده در نگاه امام رضا
- مباني و اصول جهاد اقتصادي در سیره رضوی
- تحرک صحیح اقتصادی در سیره رضوی
- راز طول عمر و سلامت انسان در کلام امام رضا علیه السلام
- امام رضا (ع) الگويي براي اخلاق
- سنتهای ازدواج در سیره رضوی
- امام رضا(علیه السلام) و تربيت فرزند
- سيره تربيتي امام رضا علیه ا لسلام
- اي تكيه گاه هشتمين
- اي غريب نواز!
- کعبه آمال دلدادگان
- حكايتي دارد دلبستگيهاي من و تو
- لحظه هايي كه تكرار نمي شوند
- پياده در راه عشق
- نور رضوی
- نگاه كنیم...
- تمام پيوندها



