درباره من
***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس میایستی و دست بر سینه خم میشوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین میسازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.
پـيـونـدهـــا
موضوعات
- گفتگو و گزارشهای رضوی
- سرود و نوای رضوی
- سیره رضوی
- نکته ها از سیره ی امام رضا (ع)
- خادم الرضا
- بانوي كرامت حضرت معصومه(س)
- کتابشناسی ومعرفی کتاب رضوی
- داستانهای کوتاه رضوی
- اشعارو شاعران رضوی
- زائرين و آداب زيارت
- احادیث و روایات رضوی
- حرم شناسی رضوی
- گالری و فایل های تصویری رضوی
- کلام وگفتار رضوی
- آشنای با زندگی امام
- زائران و خاطرات زيارت
- فایلهای چند رسانه ای
- نامه اي به امام رضا (ع)
- كرامات رضوي
- امام رضا(ع) و تفسیر قرآن کریم
- سفری از مدینه تا مرو
- در مكتب امام رضا(ع)
- دلنوشته ها ی رضوی
- متن و قطعه ادبی رضوی
- مقالات و پژوهش های رضوی
- سبک زندگی در سیره امام رضا (ع)
- امام رضا (ع) و اقتصاد مقاومتی
- امام رضا (ع) و بیداری اسلامی
- نرم افزار رضوی
- امام رضا (ع) و خانواده
- فیلم انیمیشن کلیپ
- توصیه ها ی بهداشتی امام رضا (ع)
نوای رضوی
مشهدی کریمخانی - ای حرمت
صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان
صدای دور ضریح مطهر
صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده
آمد مرید مرده دل
حسرت ديدن گنبد طلا حرمت
امام رضا - حامد زمانی
سرود امام رضا
نشان سبز
فرزندم مرضيه هنگام تولد (1355) يكي از پاهايش از زانو به پايين كج بود. من غير از او چهار فرزند ديگر داشتم، يك پسر و سه دختر كه او چهارمين دخترم بود و هنگام تولد آشنايان به من ميگفتند كه حتماً ناشكري كردهاي ولي هميشه و در همه حال شكرگزار خداي متعال بوده و هستم. خلاصه پس از مراجعه به پزشكان مختلف گفتند: بايد پايش را گچ گرفته تا شايد پايش صاف شود ولي پس از سه ماه وقتي گچ پاي نوزاد را باز كردند هيچ تغييري نكرده بود و دكترها گفتند: هيچ فايدهاي ندارد و پايش به همين حالت باقي خواهد ماند و من و خانوادهام مدتي ناراحت و پريشان بوديم تا اينكه تصميم گرفتيم مرضيه را به مشهد بياوريم و موقع حركت از اصفهان به مشهد، همه فاميل ميگفتند: آخر چطور پايي كه كج ميباشد را امام رضا(ع) صاف ميكند ولي ما با اين حال او را به مشهد آورديم و قصد ده روزه كرديم تا ده روز، هر روز مرضيه را به حرم ميبردم و دخيل ميبستم.
روز دهم بچهام را به حرم بردم و گريه بسيار كردم و گفتم يا امام رضا(ع) شفاي بچهام را از تو ميخواهم و بعد نماز حاجتي خواندم و با گريه بسيار از خود بيخود شدم و خوابم برد. خواب ديدم كه آقايي نوراني با شالي سبز به كنارم آمد و طناب را از پاي بچه باز كرد و گفت: بلند شو كه زاير كوچك من، زير دست و پاي له شد، ناگهان با همهمه مردم به خود آمدم و ديدم كه طفلم نيست و طنابها با چندين گره كه به پاي بچه زده بودم باز شده و بچهام را روي دست خادمان امام رضا بود ديدم كه او را به علت كسرت جمعيت از محل دور كردند پس از اينكه او را به من دادند گفتند كه امام رضا نشان سبزي به صورت اثر انگشت بر روي زانوي او گذاشته بود و اگر اين نشان را به نامحرم نشان ندهيد هميشه باقي است و ما با شكر خداوند از مشهد به اصفهان حركت كرديم. وقتي دوباره او را جهت معاينه به پزشك قبلي نشان داديم آن دكتر با مقايسه عكسهاي قبلي كه از پاي او گرفته بوديم، گفت: هيچ اشكالي در پاي او وجود ندارد و واقعاً به صورت معجزهآسا و باور نكردني پاي او كاملاً سالم است.
برچسبها: نشان سبز
آخـرين مطالب ارسالـي
پيوند روزانه
- آيين خويشاوندى و صله رحم در سیره رضوی
- رفتارهای اقتصادی امام رضا عليه السلام
- توصیههای امام رضا (ع) در باب مشاجره
- روش تغذیه و طرز خوردن از نگاه امام رضا علیه السلام
- تبین جایگاه اقتصادی خانواده در نگاه امام رضا
- مباني و اصول جهاد اقتصادي در سیره رضوی
- تحرک صحیح اقتصادی در سیره رضوی
- راز طول عمر و سلامت انسان در کلام امام رضا علیه السلام
- امام رضا (ع) الگويي براي اخلاق
- سنتهای ازدواج در سیره رضوی
- امام رضا(علیه السلام) و تربيت فرزند
- سيره تربيتي امام رضا علیه ا لسلام
- اي تكيه گاه هشتمين
- اي غريب نواز!
- کعبه آمال دلدادگان
- حكايتي دارد دلبستگيهاي من و تو
- لحظه هايي كه تكرار نمي شوند
- پياده در راه عشق
- نور رضوی
- نگاه كنیم...
- تمام پيوندها



