درباره من

غریب طوس 

با عرض سلام و خیر مقدم خدمت بازدید كنندگان عزیز ، پایگاه  غریب طوس  با هدف گسترش فرهنگ غنی رضوی شروع به فعالیت نموده و  همیشه اطلاع رسانی قوی از  سیره رضوی  داشته و در این راه با کاربران خود  در تعامل بوده و نظرات عزیزان در پیشرفت این وبلاگ نقش گسترده ای داشته  و دارد ، امیدوارم که این  پایگاه بتواند نقشی هرچند کوچک در کسترش فرهنگ رضوی در بین دوستداران اهل بیت ایفا نماید.

***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس می‌ایستی و دست بر سینه خم می‌شوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین می‌سازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.

نوای رضوی

مشهدی کریمخانی - ای حرمت

صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان

صدای دور ضریح مطهر

صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده

آمد مرید مرده دل

حسرت ديدن گنبد طلا حرمت

امام رضا - حامد زمانی

سرود امام رضا

امکانات وبلاگ



  • -----------------------------------


    -----------------------------------

    نام و ایمیل خود را وارد نمایید





    Powered by WebGozar

    باعضويت در خبرنامه  از  آخرین اخبار پايگاه غریب طوس در ايميل خود با خبر شويد

     

  • عزا بگیرید که ابوالحسن را کشتند

    مامون شمشیر زهرگین گذاشته بود روبه‌رویمان‌. قول گرفت ازمان که هرچه بگوید انجام دهیم. به هیچ کس هم نگويیم. ما قسم خوردیم.
    قرار شد برویم حجره امام و تکه تکه‌اش کنیم. جایزه هر کداممان 10 سرزمین سبز‌. امام به پهلو خوابیده بود که وارد حجره‌اش شدیم‌. زمزمه دعایش را می‌شنیدیم‌. امام را که دیدم دستم لرزید‌. شمشیرم افتاد ولی 29 نفر دیگر حمله کردند.
    صبح‌، مامون پابرهنه با لباس خواب از حجره پرید بیرون و گفت: «‌عزا بگیرید که ابالحسن را کشتند». وارد حجره امام که شدیم صدای زمزمه‌اش می‌آمد هنوز.
    صدای امام بود. از خوشحالی افتادم روی زمین.
    بلند شو، صبح می‌خواستند نور خدا راخاموش کنند. اما خدا نورش را روشن‌تر کرد.
    مامون می‌لرزید. رگ‌های خونی چشمانش بیشتر از همیشه پیدا بود.
    مامون پا برهنه بود. به سر و صورتش می‌زد. ریش هایش را می‌کند و گریه می‌کرد. مضطرب بود و سر‌گردان‌. آمد بالای سر امام. امام چشم ها را باز کرد.
    یا ابالحسن! به خدا نمی‌دانم کدام مصیبت بر من سخت تر است‌. دوری و جدایی از تو یا حرف‌های مردم که بگویند من تو را به مکر کشته‌ام؟!
    امام نگاهش کردند:‌ «با محمدم خوب رفتار کن»
    شب بعد امام برای همیشه چشم‌هایش را بست‌. صبح که مردم جمع شده بودند پشت در‌، همه می‌گفتند‌: «مامون پسر پیامبر را کشت.»
    مامون خودش اين را انتخاب کرده بود.
    توسط ، با موضوع داستانهای کوتاه رضوی | لينک ثابت

    لوگودونی

     

    غریب طوس

    پایگاه های رضوی

    .........................



















    ویژه ولادت حضرت فاطمه معصومه (س)

    آماده تبادل لینک و لوگو  با پایگاه های رضوی و ارزشی هستیم

    حمایت می کنیم