درباره من

غریب طوس 

با عرض سلام و خیر مقدم خدمت بازدید كنندگان عزیز ، پایگاه  غریب طوس  با هدف گسترش فرهنگ غنی رضوی شروع به فعالیت نموده و  همیشه اطلاع رسانی قوی از  سیره رضوی  داشته و در این راه با کاربران خود  در تعامل بوده و نظرات عزیزان در پیشرفت این وبلاگ نقش گسترده ای داشته  و دارد ، امیدوارم که این  پایگاه بتواند نقشی هرچند کوچک در کسترش فرهنگ رضوی در بین دوستداران اهل بیت ایفا نماید.

***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس می‌ایستی و دست بر سینه خم می‌شوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین می‌سازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.

نوای رضوی

مشهدی کریمخانی - ای حرمت

صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان

صدای دور ضریح مطهر

صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده

آمد مرید مرده دل

حسرت ديدن گنبد طلا حرمت

امام رضا - حامد زمانی

سرود امام رضا

امکانات وبلاگ



  • -----------------------------------


    -----------------------------------

    نام و ایمیل خود را وارد نمایید





    Powered by WebGozar

    باعضويت در خبرنامه  از  آخرین اخبار پايگاه غریب طوس در ايميل خود با خبر شويد

     

  • مسافرهاي كوپه هشت

    نمي‌توانست دستش را تکیه بدهد به میله‌ها و با چشم، کوپه هشت قطار را تا جایی دنبال کند که محو و نادید مي‌شود. از بس با دست به شیشه‌ها کوبیده بود دستش کوفته شده بود. شمارش از دستش رفته بود که چند بار وقت رد شدن قطار، دنبالش دويده و داد زده بود تا سلامش را به آقا برسانند.

    دوست داشت قسمتش شود بیاید مشهد، خودش پای اذن دخول بایستد. بعد سرش را تکیه دهد به ستون دست‌هایش و بگذارد بغض کهنه شده‌اي كه وقت و بي وقت گلوگيرش مي‌شد، روی صورتش سر باز کند.
    قطار 327 که راه افتاد، آدم‌های کوپه هشت خوشبخت‌ترین آدم‌های دنیا به نظرش مي‌آمدند. مثل هميشه دلش تكاني خورد و دلتنگي‌ها روي صورتش سر باز كردند. آدم هر قدر هم كه مرد باشد، نام مشهد كه بيايد اختيارش دست خودش نيست.
    از پارسال دل توي دلش نبوده كه همراه اين كاروان باز هم بزنند به جاده. شب‌هاي كوير و پاهاي آماس كرده‌اش شيريني وصال را بيشتر مي‌كرد.
    مادر آب را تکانی مي‌دهد و گریه مي‌کند و پدر دستی روی سرش مي‌کشد. کیسه‌ای پر از گندم را بی هیچ کلامی مي‌گذارد توی کوله‌اش و پیشانی‌اش را بوسه باران مي‌کند. او حتی وقت خداحافظی هم به کبوترهای حرم آقا فکر مي‌کند. مي‌داند کبوترهای حرم هم مثل مسافرهای کوپه هشت خوشبخت و پر از سعادتند.
    وقتي به حرم آقا مي‌رسد، در حلقه آغوش گرم خادمان و گلباران آسمان مشهد، سايه اين خوشبختي را پر رنگ مي‌بيند باورش نمي‌شود ميلاد آقا را مشهد باشد، ميان اين همه عشقي كه معمايش هميشه بر ذهن‌ها بوده است.

    توسط ، با موضوع داستانهای کوتاه رضوی | لينک ثابت

    لوگودونی

     

    غریب طوس

    پایگاه های رضوی

    .........................



















    ویژه ولادت حضرت فاطمه معصومه (س)

    آماده تبادل لینک و لوگو  با پایگاه های رضوی و ارزشی هستیم

    حمایت می کنیم