درباره من
***
هرکجای ایران پهناور که زندگی کنی، وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد، به سوی ارض اقدس میایستی و دست بر سینه خم میشوی و کلامت را به ذکر زیبای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» مزین میسازی، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس.
پـيـونـدهـــا
موضوعات
- گفتگو و گزارشهای رضوی
- سرود و نوای رضوی
- سیره رضوی
- نکته ها از سیره ی امام رضا (ع)
- خادم الرضا
- بانوي كرامت حضرت معصومه(س)
- کتابشناسی ومعرفی کتاب رضوی
- داستانهای کوتاه رضوی
- اشعارو شاعران رضوی
- زائرين و آداب زيارت
- احادیث و روایات رضوی
- حرم شناسی رضوی
- گالری و فایل های تصویری رضوی
- کلام وگفتار رضوی
- آشنای با زندگی امام
- زائران و خاطرات زيارت
- فایلهای چند رسانه ای
- نامه اي به امام رضا (ع)
- كرامات رضوي
- امام رضا(ع) و تفسیر قرآن کریم
- سفری از مدینه تا مرو
- در مكتب امام رضا(ع)
- دلنوشته ها ی رضوی
- متن و قطعه ادبی رضوی
- مقالات و پژوهش های رضوی
- سبک زندگی در سیره امام رضا (ع)
- امام رضا (ع) و اقتصاد مقاومتی
- امام رضا (ع) و بیداری اسلامی
- نرم افزار رضوی
- امام رضا (ع) و خانواده
- فیلم انیمیشن کلیپ
- توصیه ها ی بهداشتی امام رضا (ع)
نوای رضوی
مشهدی کریمخانی - ای حرمت
صلوات خاصه امام رضا - مرحوم انصاریان
صدای دور ضریح مطهر
صلوات خاصه امام رضا -حسن زاده
آمد مرید مرده دل
حسرت ديدن گنبد طلا حرمت
امام رضا - حامد زمانی
سرود امام رضا
مسافرهاي كوپه هشت
نميتوانست دستش را تکیه بدهد به میلهها و با چشم، کوپه هشت قطار را تا جایی دنبال کند که محو و نادید ميشود. از بس با دست به شیشهها کوبیده بود دستش کوفته شده بود. شمارش از دستش رفته بود که چند بار وقت رد شدن قطار، دنبالش دويده و داد زده بود تا سلامش را به آقا برسانند.
دوست داشت قسمتش شود بیاید مشهد، خودش پای اذن دخول بایستد. بعد سرش را تکیه دهد به ستون دستهایش و بگذارد بغض کهنه شدهاي كه وقت و بي وقت گلوگيرش ميشد، روی صورتش سر باز کند.
قطار 327 که راه افتاد، آدمهای کوپه هشت خوشبختترین آدمهای دنیا به نظرش ميآمدند. مثل هميشه دلش تكاني خورد و دلتنگيها روي صورتش سر باز كردند. آدم هر قدر هم كه مرد باشد، نام مشهد كه بيايد اختيارش دست خودش نيست.
از پارسال دل توي دلش نبوده كه همراه اين كاروان باز هم بزنند به جاده. شبهاي كوير و پاهاي آماس كردهاش شيريني وصال را بيشتر ميكرد.
مادر آب را تکانی ميدهد و گریه ميکند و پدر دستی روی سرش ميکشد. کیسهای پر از گندم را بی هیچ کلامی ميگذارد توی کولهاش و پیشانیاش را بوسه باران ميکند. او حتی وقت خداحافظی هم به کبوترهای حرم آقا فکر ميکند. ميداند کبوترهای حرم هم مثل مسافرهای کوپه هشت خوشبخت و پر از سعادتند.
وقتي به حرم آقا ميرسد، در حلقه آغوش گرم خادمان و گلباران آسمان مشهد، سايه اين خوشبختي را پر رنگ ميبيند باورش نميشود ميلاد آقا را مشهد باشد، ميان اين همه عشقي كه معمايش هميشه بر ذهنها بوده است.
آخـرين مطالب ارسالـي
پيوند روزانه
- آيين خويشاوندى و صله رحم در سیره رضوی
- رفتارهای اقتصادی امام رضا عليه السلام
- توصیههای امام رضا (ع) در باب مشاجره
- روش تغذیه و طرز خوردن از نگاه امام رضا علیه السلام
- تبین جایگاه اقتصادی خانواده در نگاه امام رضا
- مباني و اصول جهاد اقتصادي در سیره رضوی
- تحرک صحیح اقتصادی در سیره رضوی
- راز طول عمر و سلامت انسان در کلام امام رضا علیه السلام
- امام رضا (ع) الگويي براي اخلاق
- سنتهای ازدواج در سیره رضوی
- امام رضا(علیه السلام) و تربيت فرزند
- سيره تربيتي امام رضا علیه ا لسلام
- اي تكيه گاه هشتمين
- اي غريب نواز!
- کعبه آمال دلدادگان
- حكايتي دارد دلبستگيهاي من و تو
- لحظه هايي كه تكرار نمي شوند
- پياده در راه عشق
- نور رضوی
- نگاه كنیم...
- تمام پيوندها



